در میان اختلالات روانشناختی، بیماریای به نام سیکلوتایمی یا خلق تنگ وجود دارد که علائم آن شبیه اختلال دوقطبی، اما خفیفتر از آن است و با دورههای فراوانی از حالت سرخوشی (مانیا) و افسردگی همراه است. برخی افراد در زندگی، دورهای را گرم و صمیمی و مثبتگرا و دورهای را سرد و خشک و منفیاندیش هستند و چنانچه این حالات در روند زندگی عادی آنها تاثیر گذاشته باشد، نیاز به درمان دارد. ۳ تا ۵ درصد کل بیماران سرپایی روانپزشکی، دچار سیکلوتایمی هستند. این افراد مشکلات شدیدی در زمینههای روابط بینفردی و زناشویی دارند و غالبا نمیدانند که بیمارند. سن شروع این اختلال، ۱۵ تا ۲۵ سالگی است و زنان بیش از مردان دچار این اختلال میشوند و در خلال این بیماری، کارکردهای اجتماعی و شغلی فرد صدمه میخورد. علامت عمده نیمی از بیماران سیکلوتایمی، افسردگی است و برخی بیماران هم در درجه اول، علائم مانیا را تجربه میکنند و تقریباً همه بیماران دچار اختلال سیکلوتایمی دورههایی از علائم مختلط هم دارند که علامت واضح این دورهها تحریکپذیری است. زمانی که فرد خلق بالا دارد (یعنی در مانیا) علائم عبارتند از: گشادهخویی، پرش افکار و حواسپرتی، کاهش نیاز به خواب، افزایش اعتماد به نفس، افکار خودبزرگبینانه، انجام دادن افراطی رفتارهای خوشایند، خوشبینی بیش از حد. زمانی که خلق پایین است (زمان افسردگی) علائم عبارتند از: از دست دادن انرژی و علاقه، احساس گناه، احساس بیارزشی و پوچی، دشوار شدن تمرکز، از دست دادن اشتها یا پرخوری عصبی، تغییر در الگوی خواب، احساس خستگی مفرط و افکار مرگ یا خودکشی. طبق ملاکهای تشخیصی لازم است علائم به مدت دو سال (در باره کودکان و نوجوانان یک سال) به طور کم و بیش ثابت وجود داشته باشد و باید درنظر داشت علائم مذکور ناشی از تاثیر یک ماده (مانند مخدرها یا داروها) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل پرکاری تیروئید) نباشد. تغییرات خلق در این اختلال به شکل نامنظم و ناگهانی و حتی گاه در عرض چند ساعت صورت میگیرد و به دلیل غیر قابل پیشبینی بودن این تغییرات خلقی، بیمار با استرس زیادی روبهرو میشود. این بیماران احساس میکنند که خلقشان دست خودشان نیست ودر دورههای مختلط که تحریکپذیرند، ممکن است بیدلیل با دوستان، خانواده و همکارانشان مخالفت کنند. برای درمان لازم است از دارودرمانی، درمانهای فردی و خانواده درمانی و درمانهای حمایتی استفاده شود. لازم است فرد مبتلا اطلاعات خود را در باره بیماریاش افزایش دهد و به او راهکارهایی ارائه شود تا بتواند با تغییرات و نوسانات خلقی خود مقابله کند و در زمانهایی که قدرت تفکر او حالت طبیعی دارد لازم است شیوههای حل مساله را بیاموزد تا بتواند صدمات ناشی از زمانهایی را که دچار حالت شیدایی است، جبران کند. همچنین در خانواده درمانی باید اطلاعات اعضای خانواده فرد، افزایش و از روشهای درمان حمایتی استفاده شود تا فرد کمتر احساس رها شدگی کند. دکتر مهرنوش دارینی روانشناس و مشاورگاهی بی دلیل خلقتان تنگ می شود
گاهی بی دلیل خلقتان تنگ می شود
امان از دعوای خواهر و برادری !
یکی از مواردی که والدین را نگران میکند دعوای خواهر و برادری و کینههای حلنشدهای است که ممکن است میان فرزندان آنها ایجاد شود. انتظار خانواده این است که فرزندان…
ادامه مطلب ورود به مدرسه بدون ترس!
ترسیدن در كودكان بیشتر از بزرگسالان دیده میشود و یكی از پررنگترین ترسها در كودكان ترس ورود به مدرسه است. بنابراین یكی از مهمترین دغدغههای والدین در زمان بازگشایی مدارس ورود…
ادامه مطلب فرزندتان اختلال کمبود توجه دارد !
معمولا خانوادهها آرزو دارند فرزندشان در تمام زمینهها بیعیب و نقص باشد و تحمل مشکل را ندارند. زمانیکه متوجه میشوند در روند یادگیری یا رشد فرزندشان مشکلی وجود دارد،کمبود توجه…
ادامه مطلب پاسخ نامناسب به تمایل جنسی نوجوان
نوجوانی، دورهای انتقالی و برزخ میان کودکی و جوانی به شمار میرود. در این دوره، نوجوان وارد حیات عاطفی خویش میشود و با رشد جنسی، احساس بیثباتی و ناامنی در…
ادامه مطلب خاطرات تلخ را مرور نكنید
همه انسانها در زندگی خود اتفاقات مختلف را تجربه میكنند. برخی وقایع خوشایند است و برخی دیگر ناخوشایند. حافظه انسان میتواند بیشتر حوادث را در خود ذخیرهسازی كند اما مرور…
ادامه مطلب 





