کاربرد مشاوره تحصیلی در مدارس

کاربرد مشاوره تحصیلی در مدارس :

 

مشاور چه وظایفی دارد؟

مشاور مدرسه در زمینه های گوناگونی فعالیت دارد. نقش اساسی و اصلی مشاور، مشاوره است نه تدریس و تعلیم. اما کار مشاوره، فعالیتی تخصصی است که نیاز به تحصیلات خاص و گواهینامه ویژه دارد زیرا اینکار از عهده معلمان و مدیران یا ناظمان مدرسه به تنهایی ساخته نیست.  برخی از این وظایف و مسئولیتها به اختصار اشاره می کنیم:

۱- برنامه ریزی و توسعه امر راهنمایی:

راهنمایی و مشاوره موثر در مدرسه از همکاری کلیه کارکنان در امر برنامه ریزی به دست می آید. شاگردان، والدین، معلمان ، مدیران به ویژه ادارات آموزش و پرورش، وزارتخانه ها و موسسات اجرایی مربوط باید ایجاد و اجرای این برنامه کمک کنند. نقش مشاور در زمینه برنامه ریزی عبارتند از:

الف. کمک به تعیین و توصیف هدفهای برنامه

ب. تعیین نیازمندی های شاگردان به امر راهنمایی و مشاوره

ج. کمک به تکوین برنامه عملی

د. هماهنگ ساختن جنبه های مختلف برنامه در طول خدمات راهنمایی و مشاوره

ه. ارزشیابی برنامه راهنمایی و کمک کردن به دست اندرکاران دیگر در راه ارزیابی فعالیتهایشان.

۲- راهنمایی و مشاوره:

اصل مهم در این وظیف این است که مشاور، قسمت عمده ای از وقت خویش را به مشاوره فردی با شاگردان یا گروه کوچکی از آنان اختصاص دهد. مشاور می کوشد تا به شاگرد کمک کند خود را به عنوان فردی صاحب رای و فهم درک نماید. فردی که می تواند در سرنوشت خویش موثر باشد. نیز برای شاگرد اطلاعات شخصی و محیطی مناسب برای مواجهه با مسایل و مشکلات، نیازمندیها انتخاب دروس و رشته تحصیلی، نحوه ورود به به برخی مدارس و هنرستانها و … فراهم نماید. همچنین می کوشد تا در شاگردان توانایی بیشتری برای مقابله با مسایل و مشکلات شخصی، عاطفی، سازگاری ایجاد کند و آنان را در اتخاذ تصمیمات و برنامه هایشان مجهز و قادر سازد.  مشاوره تحصیلی درمورد کاهش اظطراب امتحان یکی از این موارد است، اغلب دانش آموزان در جلسه امتحان یا قبل از آن درجاتی از اظطراب را دارا می باشند داشتن اظطرابی که از حد طبیعی بالاتر باشد باعث مختل شدن کارایی فرد خواهد شد. بنابراین مشاور می کوشد با آموزش شیوه های صحیح برخورد با اینگونه موارد و نیز شیوه های صحیح مطالعه و بالا بردن کارایی حافظه و استفاده بهینه از زمان به آنه اعتماد به نفس لازم را داده و آنها را در جهت مطلوب سوق دهد(اردبیلی،۱۳۷۴).

۳- ارزشیابی شاگردان

الف. اطلاعات مهم و معنی داری درباره شاگردان از طریق مصاحبه با شاگردان، والدین، معلمان ، دوستان، آزمونهای مختلف و … گردآوری کند.

ب. برای کلیه شاگردان پرونده تحصیلی محرمانه تشکیل دهد و آنها را حفظ و نگهداری نماید. این اطلاعات باید از دسترس عموم به دور باشد و تنها در موارد خاص و با اطلاع و هماهنگی جهت استفاده همکاران استفاده شود.

ج. اطلاعات گرداوری شده در پرونده تحصیلی دانش آموز را برای افراد ذی صلاح  دیگر تعبیر و تفسیر کند

د. تواناییها و استعدادها و علایق و نیازهای شاگردان را تعیین کند.

ه. در صورت امکان از وسایل و تجهیزات مدرسه در راه گردآوری و نگهداری اطلاعات و انتقال آنها به شاگردان نظیر کتابخانه، جزوات و بوشورها و غیره استفاده کند(همان منبع).

۴- کمک به برنامه ریزی تحصیلی و حرفه ای شاگردان و والدین آنها:

مشاور در مساعی خود برای مجهز ساختن شاگردان و والدین آنها در ارتباط با فرصتهای تحصیلی و شغلی به منظور رشد و تکامل و خود رهبری شاگرد فعالیتهای زیر را بر عهده دارد:

الف. شاگرد و والدین او را از علایق، رغبتها، استعدادها، تواناییها، نمرات و نتایج امتحانات در ارتباط با فرصتهای تحصیلی و شغلی کنونی یا آتی و شرایط احراز و نحوه گزینش آنها آگاه می کند.

ب. اطلاعات لازم درباره حرف و مشاغل، قوانین استخدامی و نظایر آنها را در اختیار شاگرد و والدین می گذارد. این فعالیتها تنها از طریق برنامه مدون و دقیق عملی است. و می تواند در جلسات فردی یا گروهی با شاگردان و والدین آنها عرضه شوند.نصب آکهی های مربوط به ورودی دانشگاه ها یا آزمونهای استخدامی در تابلو جهت دید عموم دانش آموزان و نیز تنظیم برنامه بازدید از اینگونه موسسات می تواند یاری کننده باشد.

ج. شاگرد و والدین او را در شناخت روشهای ارسال درخواست برای امور تحصیلی و شغلی و برنامه ریزی مادی و میزان شهریه ها و نحوه پرداخت آنها و یا امکان استفاده از خوابگاه و یا مقررات و قانون وظیفه عمومی یاری می کند.

د. مشاور در صورت امکان حتی به شاگردان ترک نحصیل کرده یا فارغ التحصیل نیز کمک می کند(صافی،۱۳۸۱).

۵- ارجاع و گسیل دانش آموزان نیازمند به دیگر متخصصان:

مشاور مسولیت عمده ای در ارجاع شاگردان نیازمند نزد متخصصان بهداشت روانی دیگر از قبیل روانپزشک، مددکار، کاردرمانگر و …. یا به مراکز خدمات درمانی و پزشکی و روانی و موسسات دیگر جامعه دارد. او با توجه به محدئدیتها و امکانات در این موارد می کوشد:

الف. فهرستی از مراکز و موسسات مربوط به نیازمندیهای دانش آموزان را تهیه نماید.

ب. دانش آموزان نیازمند را با تدارک و تمهیدات لازم به مراکز مربوط ارجاع دهد.

ج. شاگرد، والدین و مدیر مدرسه را از قبل برای انجام این کار آگاه می کند.

د. تنها به ارجاع کفایت نمی کند بلکه با موسسات مربوط همکاری نیز می کند.

ه. امر ارجاع را پی گیری می نماید(www.daneshname.roshd.ir).

۶- کمک به والدین:

مشاور در ملاقاتها و یا کنفرانسهای فردی یا گروهی با والدین به عنوان یک منبع آگاه برای رشد و پیشرفت دانش آموزان آنها می کوشد و آنها را از مباحث ذیل آگاه می سازد:

الف. آنها را از وظایف مشاور و اهداف و برنامه های راهنمایی و مشاوره در مدارس آگاه می سازد.

ب. به والدین کمک می کند تا به دور از تعصبات و با واقع بینی از استعدادها و رغبتها و علایق و تواناییهای فرزندان خود آگاهی یابند و بتئانند در این راه با فرزندان خود و مشاوران مدرسه همکاری کنند.

ج. والدین را از آیین نامه هاف مقررات ، قوانین مربوط، فرصتهای تحصیلی – شغلی ، شرایط و کلیات آنها ، طریقه ورود و احراز و سایر اطلاعات لازم آگاه می کند(بیرجندی،۱۳۷۰).

۷- مشورت و همکاری با کارکنان مدرسه:

مشاور با معلمان و همه کارکنان مدرسه به خصوص مدیر به منظور رفع نیازها و مسال فرد فرد دانش آموزان در موارد زیر همکاری دارد:

الف. اطلاعات فردی دانش آموز را در صورت لزوم با توجه به جنبه محرمانه بودن آن به مدیران، معلمان یا کارکنان ذی صلاح ارائه می دهد.

ب. معلمان را در شناسایی شاگردانی که مشکلات خاص دارند یاری می دهد و آنها را از پیشرفتها یا عقب ماندگی آنها آگاه می کند.

ج. در جلسات ماهانه یا برنامه های آموزش ضمن خدمت یا جلسات اولیاء و مربیان شرکت فعال دارد و وظایف و نقش خود را تشریح می کند و به همکاران توصیه های لازم را در راستای بهبود و ارتقاء سطح تحصیلی دانش آموزان انجام بدهد.

د. معلمان را با مواد و موضوعهای راهنمایی و مشاوره و تعبیه روشهایی برای راهنمایی گروهی در کلاس درس یاری می دهد.

ه. اطلاعات و موضوعاتی درباره خصوصیات و نیازهای دسته جمعی شاگردان و رفتارهای خارج از مدرسه آنان فراهم می کند تا در برنامه های اجتماعی و یا دروس اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرند(اردبیلی،۱۳۷۴).

۸- بررسی و تحقیق:

بررسی در راهنمایی و مشاوره معطوف به مطالعه نیازها در هر مدرسه و شهر و استان و امکان فعالیتها و خدمات بهتر و انجام دادن پژوهشهای علمی،آماری، روانشناسی و طرحهای تحقیقاتی است. مشاور در بررسی و تحقیق نقش اساسی دارد و حاصل آنها را با معلمان ،اولیای مدرسه و والدین و مراکز راهنمایی دیگر در میان می گذارد. برخی از بررسی ها و تحقیقات عبارتند از:

الف. پی گیری وضع فارغ التحصیل یا ترک کنندگان تحصیلی

ب. تهیه آمارها و داده ها و ضرایب و همبستگی های لازم در زمینه فعالیتهای مشاوره با استفاده از آزمونهای آماری استاندارد

ج. تعیین ارتباط آزمونهای پیشرفت و استعداد تحصیلی با انتخاب دروس یا رشته تحصیلی بعدی شاگردان یا اشتغال به کار و حرفه آنان.

د. در صورت امکان تهیه آزمونهای لازم و نرمهای محلی یا شهری و استانی

ه. همکاری با دیگر موسسات تحقیقاتی در زمینه تهیه و اجرا و نمره گذاری آزمونها و مبادله اطلاعات با آنها و کسب جدیدترین اطلاعات روز در این زمینه ها.

و. ارزشیابی از خدمات راهنمایی و مشاوره در مدارس از طریق گروههای آزمایش و کنترل(اردبیلی،۱۳۷۱).

تصمیم گیری شغلی

تصمیم گیری شغلی:

 

شغل دردوره بزرگسالی مهمترین و اساسی ترین عامل تامین نیازهای مادی و روانی است . هویت، استحکام شخصیت و سلامت روانی هر شخص بعد از ۲۵ سالگی بستگی به شغل او دارد. برخی تصور می کنند دوره رشد انسان تا سنین ۲۰ الی ۲۵ است و عومل گوناگون را در آن دخیل می دانند در حالیکه از نظر برخی این رشد و تکامل در بعد روحی و روانی تا آخر عمر ادامه دارد و تداوم رشد مستلزم ارضاء نیازهاست. یکی از نیازهای اساسی رشد انسان بعد از سنین تقریبا ۲۰ سالگی داشتن شغلی است که علاوه بر نیازهای مادی بتواند نیازهای روحی او را ارضاء کند، عدم انتخاب شغل یا انتخاب شغل نامناسب می تواند ای رشد و تکامل روحی و در نتیجه بروز انواع آسیب های روحی ور وانی خواهد شده وقتی سخن از انتخاب و تصمیم گیری به عمل می اید مهارت تصمیم گیری و انتخاب، مهارت مهم و اساسی برای آن خواهد بود.

 

تصمیم گیری برای انتخاب شغل در دنیای امروز و برای نسل جوان یک امر بسیاریچیده است که نیاز به مهارت دارد. این انتخاب به نحوی نیست که یک دانشجو بتواند در یک زمان کوتاه و محدود و بلافاصله بعد از فراغت از تحصیل به عمل آورد. جستجوی شغل وکار یکی از مهارتهای اساسی و مهم زندگی درقرن بیستم و به طریق اولی قرن بیستم و یکم است، زیرا شرایط عدم تعین دردنیای متحول امروزی انتخاب و تصمیم گیری شغلی را آنچنان پیچیده کرده یک فرد با یادگیری های معمول وروزمره و اخذ یک مدرک تحصیلی قادر به دستیابی شغل مناسب نیست.

عناصر تصمیم گیری در انتخاب شغل

بعضی‌ها استدلال می‌کنند که کارهایی که جوانان وارد آنها می‌شوند ، به میزان زیادی توسط وضع موجود جامعه تعیین می‌شوند ، و اینکه برای بسیاری از جوانان راههای انتخاب وجود ندارد . عده‌ای دیگر ، که شامل بسیاری از متخصصان مشاور هم می‌شود ، با این استدلال مخالفند . استدلال این افراد این است که بیشتر جوانان راههای معنی داری دارند که می‌توانند یکی از آنها را برگزینند. این افراد وظیفه مشاوران شغلی را آگاه ساختن جوانان از این راههای انتخاب و توانا ساختن آنها برای انتخاب از میان این راهها با توجه به ویژگی‌های فردی خود می‌دانند .

با این وجود ، گروهی دیگر دیدگاهی ” میانه رو ” دارند و تاکید آنها بر نفوذ افراد مهم و تاثیر سایر منابع در انتخاب شغل می‌باشد .

 

به احتمال قوی ، یک مشاوره خوب باید بر پایه هر سه این دیدگاهها بنا شود :

۱-    وضع موجود جامعه

۲- عوامل موثر فوری تر

۳- ویژگیهای فردی

 

وضع موجود جامعه :

در گسترده‌ترین سطح ، فرهنگ ما مجموعه پیچیده‌ای از انتظارات اجتماعی را منتقل می‌سازد . جایگاه جوانان و خانواده‌هایشان در ساختار اجتماعی جامعه ، دیدگاههای آنها را نسبت به خودشان و دنیای کار ، تحت تاثیر قرار می‌دهد و در نتیجه آرمانها و انتظارات آنان را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد

وضعیت‌های مختلفی که می‌تواند گستره امکانات و راههای انتخاب جوانان را محدود کند ، شامل موارد زیر می‌شود :

 

سطح شغلی والدین :

جوانانی که والدین آنها در شغل‌های تخصصی و مهارتی فعالیت داشته‌اند ، در مقایسه با افرادی که والدینشان در شغل‌های کمتر تخصصی یا ساده‌تر فعالیت داشته‌اند یا برای مدتی طولانی بیکار بوده‌اند ، به سوی آرمانهای جاه طلبانه‌تر گرایش پیدا می‌کنند و دسترسی به فرصت‌ها و امکانات بیشتری دارند .

 

جنسیت :

افراد هر دو جنس شاید نسبت به انتخاب شغل‌هایی که به طور سنتی به جنس مخالف بیشتر مربوط می‌شود ، مقاومت نشان دهند . تعصبات جنسیتی نسبت به انتخاب شغل مناسب به همان اندازه می‌تواند برای پسرها محدود کننده باشد که برای دخترها

 

ویژگی‌های قومی و نژادی :

منشاء قومی افراد می‌تواند آرمان‌های شغلی آنها را تحت تاثیر خود قرار دهد و بدلیل شبکه‌های محدود‌تر برخی از گروههای قومی اقلیت ، می‌تواند فرصت آزمایش آرمان‌ها و شانس استخدام آنها را محدود‌تر سازد . یکی از وظایف اصلی خدمات شغلی و حرفه‌ای این است که این محدودیت‌ها را کاهش دهند و در مقابل ، گستره امکانات را برای همه جوانان افزایش دهند .

این وظایف شامل موارد زیر می‌شود :

مبارزه با نگرش قالبی و کلیشه‌ای به جنسیت ، گروههای قومی و سایر تعصبات اجتماعی
فراهم آوردن دسترسی به افراد نمونه ، مثلاً‌ زنان و سیاهپوستانی که در شغل‌های غیر سنتی به موفقیت دست یافته‌اند . حمایت از افرادی که با وجود داشتن راههای انتخاب فراوان ،‌ راههای سنتی را انتخاب کرده‌اند .

 

عوامل موثر فوری‌تر :

جوانان برای انتخاب شغل ، به گستره وسیعی از منابع اطلاعاتی دسترسی دارند منابعی که نفوذ مستقیم دارند ، شامل این موارد می‌شوند :

والدین و سایر خویشاوندان

دوستان و گروه همسالان

متخصصان حرفه‌ای

معلمان موضوعی

تماس با کارمندان و استفاده از تجارب مستقیم آنها از استخدام افراد همچنین از طریق آگهی‌های شغلی و راههای عمومی ‌تر تحت تاثیر کتابها ، بروشورها ، نرم افزارهای شغلی و رسانه‌ها قرار می‌گیرند .

 

ویژگیهای فردی :

در ابتدایی ترین سطح ، تصمیم‌گیری در مورد انتخاب شغل به صورت فرآیند نسبت دادن علایق ، ارزش‌ها و توانایی‌های یک فرد به فرصت‌های شغلی و آموزشی او تعریف می‌شود . به حساب آوردن نظر خود فرد نسبت به ویژگی‌های خودش و اعتماد او به توانایی‌هایش نیز مسئله مهمی است .

۱- علائق را می‌توان به عنوان اولویت‌های فرد در مورد فعالیت‌های مربوط به کار تعریف کرد . یک چهار چوب تحقیقی خوب از ۶ نوع علاقه شغلی تشکیل می‌شود : واقع‌بینانه ( معقول ) ، جستجوگرانه ، هنرمندانه ، اجتماعی، جسورانه و سنتی ( متداول ) . افراد را می‌توان برحسب این علائق از یکدیگر متمایز کرد .

۲- : ارزش‌ها یعنی اعتقادات اساسی درباره مسائلی که برای یک نفر اهمیت دارند .
برای مثال ، نیازهای هر فرد برای تحریکات عقلانی ، امنیت یا دریافت پاداشهای مالی از کار با فرد دیگر تفاوت دارد .

۳- توانایی‌ها قدرتمند‌ترین ابزار پیش بینی سطح شغلی نهایی فرد هستند ، تمایزات غالباً در این موارد هستند .

استعدادها : قابلیت‌های فردی برای انجام یک کار خاص ، البته همراه با تعلیم .

صلاحیت‌ها : میزان دانش ، مهارتها و نگرشهایی که برای انجام موثر کار لازمند .

دستاوردها : احراز شرایط لازم آموزشی و شغلی ( مثلاً‌ قبولی در امتحانات پیشرفته و احراز شرایط حرفه‌ای درسطح ملی )

۴- نظرات فرد درباره ویژگی‌های خودش می‌تواند به اندازه ارزیابی عینی بر این ویژگیها اهمیت داشته باشد . این مسئله نیاز به مشاوره برای دادن فرصت به جوانان برای توضیح نظرات شخصی‌شان نسبت به توانایی‌هایشان را برجسته تر می‌سازد .

۵- اعتماد فرد نسبت به توانایی‌هایش نیز بر تصمیم‌گیری اثر دارد . برای مثال ، نداشتن اطمینان به مهارتهای ریاضی ، در انتخاب شغل‌هایی که مستلزم داشتن مهارتهای ریاضی است ، تاثیر دارد . به سخن کلی تر ، نداشتن اعتماد به توانایی‌ها غالباً بر تصمیم‌گیری در مورد انتخاب شغل برای دختران و اقلیت‌های قومی تاثیر گذار است . مشاوره می‌تواند در بالا بردن اعتماد به توانایی‌ها موثر باشد .

عوامل رشدی مؤثر بر تصمیم گیری و انتخاب شغل:

آرزوها وتخیلات والدین

اکتشاف در محیط

جایگاه فرزندان وترتیب تولد

سبک تربیتی والدین

بازیهای کودکی

برآوردن نیازهای هشیار و ناهشیار

الگوی عمل بودن والدین درباره مشاغل

ترغیب کلامی وشغل والدین واطرافیان

فرهنگ خانواده وجایگاه فرزندان دختروپسر درشغل

سازماندهی اوقات فراغت

درگیرکردن فرد در موقعیتهای یادگیری

خودپنداره و عزت نفس

مهارتهای کاریابی

مهارتهای شبکه سازی

مهارتهای رزومه نویسی

مهارتهای شرکت در مصاحبه استخدامی

مهارتهای ارتباط با کارفرما و شناخت بازار کار مخفی.

آلفرد ادلر

آلفرد ادلر

 

آلفرد آدلر در ۷ فوریه ۱۸۷۰ در پنزینگ در حومه شهر وین در کشور اتریش به دنیا آمد . پدر او یک تاجر یهودی متوسط الحال غلات بود و مادرش نیز یک زن خانه دار بود . در جامعه آنها یهودیان کمی زندگی می کردند . به همین دلیل او هرگز یک هویت فرهنگی قوی پیدا نکرد . و اگر چه او در کودکی به پرستشگاه یهودیان می رفت اما در بزرگسالی خود را یک مسیحی میدانست . البته وی در نوشته هایش یهود ستیز نبود ولی بعدا بیشتر با وینی ها همانند سازی کرد و در بزرگسالی به آیین پروتستان گروید .

 

آدلر دومین پسر و سومین فرزند از شش فرزند خانواده خود بود و همین پر جمعیت بودن باعث شد که در نظریاتش اثر مستقیمی بگذارد .

آدلر در دوران کودکی به امراض شدیدی مبتلا بود و طعم وقایع دردناکی را چشید . نرمی استخوان و کمبود ویتامین D احتمالا روی خود پنداره اش تاثیر گذاشته بود . وی دچار اسپاسم حنجره نیز می شد .در نتیجه مشکل تنفسی داشت و هنگام گریه احساس خفگی می کرد . در ۵ سالگی ذات الریه گرفت و تا حد مرگ پیش رفت و همچنین او در سن ۳ سالگی شاهد مرگ برادر کوچکترش نیز بود .

همچنین در دو حادثه متفاوت در بیرون از خانه تا حد کشته شدن پیش رفت . هرچند که صحت این اطلاعات صد در صد نیست اما نشان می دهد که در دوران کودکی احساس حقارت خصوصا حقارت فیزیکی می کرد و قد کوتاهی داشت .

اگر چه که در کودکی محبوب بود اما دوران کودکی خود را دوران شادی نمی داند .او خاطرات خوشی از مادرش دارد اما به او زیاد نزدیک نبود و بیشتر با پدرش شناسایی می شود . آدلر با اینکه مجبور شده بود که درس ریاضیات را تکرار کند با تشویق های پدرش توانست این درس خود را قوی کند و در کل دانش آموز خوبی باشد . با اینکه او توانست که توانایی های خود را بهبود ببخشد ولی همیشه عاشق موسیقی بود و اپراهای دوران جوانیش را هرگز فراموش نکرد .

او در عین حال که تحت الشعاع برادر بزرگتر خود قرار داشت اما ساعتهای زیادی را صرف رقابت با او می کرد .

با وجود اینکه او دانش آموز متوسطی بود اما توانست در سال ۱۸۹۵ از دانشگاه وین درجه دکترای پزشکی بگیرد . او در دانشگاه به یک گروه از دانشجویان مارکسیست ملحق شد . در میان آنان با دختر روسی ثروتمندی به نام رایسا اپستاین برخورد کرد که بعدها با او در سال ۱۸۹۷ ازدواج نمود . رایسا مجذوب سوسیالیزم بود و آلفرد نیز در نشستهای سوسیالیزم با وی آشنا شد .

آدلر در سال ۱۸۹۸ با عنوان متخصص چشم ، طبابت خود را شروع کرد و بعدا پزشک عمومی شد .

 

وقتی آدلر به عنوان یک پزشک عمومی کار خود را شروع کرد چون که مطب او نزدیک پارک تفریحی-ورزشی بود ، لذا بیشتر بیمارانش را بازیگران و هنرمندان و بند بازان تشکیل می دادند .

از طریق برخورد با این بیماران بود که آدلر دریافت که آنها قدرت و توانایی خود را به عنوان یک واکنشی در برابر ضعفها و یا حوادث دوران کودکی خود به دست آورده اند .

چون آدلر معتقد بود که علاوه بر آگاهی از شرایط جسمانی بیمارانش باید از وضعیت روانی و اجتماعی آنان آگاه باشد ، چند سال بعد روانپزشک شد .

تماس اولیه او با فروید به نظر می رسد که حاصل دفاع او از نظریات فروید در مطبوعات می باشد .  در زمانیکه فروید اثر مشهور خود « تعبیر خواب » را منتشر کرد و آدلر بدون اینکه او را بشناسد از او دفاع کرد و در سال ۱۹۰۲ زیگموند فروید از آدلر دعوت کرد تا به جمع روانکاوانه آنها ملحق شود .آدلر یکی از ۴ عضو این گروه بود و تا سال ۱۹۱۱ همچنان به عضویت خود در انجمن روانکاوان وین ادامه داد .

او در سال ۱۹۰۵ به نگارش مقاله های روانکاوانه برای مجلات پزشکی و تعلیم وتربیت پرداخت و با انتشار کتاب مطالعاتی در باب حقارت عضوی و جبران فیزیکی آن در سال ۱۹۰۷ ، نقش مهم خود را در روانکاوی آن زمان محرز کرد . ولی دیدگاههای آدلر آن قدر از نظریه های روانکاوی دور شدند که به تدریج اهمیت ذهنی بودن ادراک و نقش های مهم عوامل اجتماعی را بر سایق های زیست شناختی مطرح کردند .

آدلر در سال ۱۹۱۱ رئیس انجمن روانکاوان وین بود ، ولی همراه با ۹ نفر از ۲۳ عضو انجمن روانکاوان وین ، آن انجمن را ترک کرد . آدلر هیچگاه شاگرد فروید نبود بلکه وی همکار فروید بود و پیش از اینکه به او ملحق شود در مسیر حرفه ای خود جا افتاده بود. وی انجمن تحقیقات آزاد روانکاوان را تاسیس کرد ویک سال بعد نامش را به انجمن روانشناسی فردی تغییر داد . آدلر در سال

۱۹۱۴ همراه با کارل فورتمولر انتشار   Journal for Individual Psychology

را شروع کرد .

آدلر مردی بود که واقعا جلوتر از زمان خود حرکت می کرد . او نخستین کسی بود که علنا با مراجعان خود به صورت گروه درمانی و خانواده درمانی در برابر تعداد زیادی از حضار و معلمان و والدین و … کار می کرد . او پس از آنکه در جنگ جهانی اول به عنوان یک پزشک افسر خدمت کرد ، چند کلینیک راهنمایی کودک در مدارس دولتی وین دایر کرد .

دراوایل دهه  ۱۹۲۰  آدلر پیش بینی کرد که هنوز دو نسل دیگر مانده است تا زنان بتوانند در جامعه به برابری واقعی با مردان برسند .

در سال ۱۹۲۶ نخستین سخنرانی خود را در ایالت متحده انجام داد . وی در سال ۱۹۲۷ در سمپوزیوم ویتنبورگ در کالج ویتنبورگ واقع در اسپرینگفیلد اوهایو شرکت کرد . سپس وقت بیشتری را به سخنرانی در آمریکا پرداخت .

وی در سال ۱۹۳۲ در دانشگاه لانگ آیلند کرسی استادی روانشناسی طبی را گرفت و همکاریش را با این موسسه ادامه داد .

آدلر در امریکا نیز به طبابت خصوصی پرداخت و به سخنرانیهای بین المللی خود ادامه داد . آدلر که در سال ۱۹۳۵ شاهد رواج نازیسم در اروپا بود به همراه همسرش به نیویورک رفت .  او در سال۱۹۳۷ در حالی که در یک سفر دانشگاهی در اروپا بسر می برد در اثر یک حمله قلبی در آبردین اسکاتلند جان سپرد . دو فرزندش به نام های کورت و الکساندرا که رواندرمانگر بودند کارهایش را ادامه دادند .

کمک های معنوی آدلر به روانشناسی :

۱-   عقده حقارت و احساس برتری جویی

۲-    کیفیت محیط خانواده ، سبک زندگی و ترتیب تولد

۳-    مفهوم علاقه اجتماعی

۴-    تعرض مردانه

۵-    رد مفهوم دو بعدی خود آگاه و ناخود آگاه

۶-    من خلاقه

تشریح جلسات آموزش ایمن سازی در برابر استرس

تشریح جلسات آموزش ایمن سازی در برابر استرس ( SIT  )

 

مقدمه:

 

این جلسات به صورت گروهی برگزار می شود و با توجه به اینکه اهداف جلسات و سر فصلهای آن معین است ، رهبر گروه در هر جلسه اهدف را بیان کرده و متناسب با آن چهارچوب جلسه مشخص خواهد شد .

این جلسات به صورت هفتگی و هفته ای یک جلسه در مدت یک ساعت و نیم برگزار خواهد شد . تعداد کل جلسات ۱۱ جلسه می باشد . از این تعداد جلسه آخر جلسه پیگیری می باشند که هدف از برگزاری آن بررسی میزان اثر بخش بودن فنون ارائه شده می باشد .
جلسه اول :

 

عنوان : آشنایی و ایجاد رابطه حسنه

 

اهداف :

آشنایی اعضا با یکدیگر

برقراری رابطه مبتنی بر همکاری

آشنایی با نحوه انجام کار و قوانین گروه

 

شرح جلسه :

رهبر پس از خوشامد گویی خود را معرفی کرده و سپس از اعضا می خواهد تا خود را معرفی کنند . سپس رهبر در این جلسه به ذکر قوانین می پردازد که عبارتند از :

ذکر رازداری و اهمیت آن ، بیان زمان جلسات و عمر گروه ،  تذکر برای غیبت ، تاخیر  و انجام تکالیف و … .

سپس با اعضا راجع به اهداف جلسه صحبت کرده و از آنها خواسته می شود تا راجع به اهداف خود صحبت کنند و به اهداف تک تک آنها گوش کرده و گروه را به سمت هدف مشترک می برد . در کل جلسات سعی می شود تا فضایی توام با اعتماد ایجاد شود . همچنین در پایان جلسات قبل از اتمام جلسه به پایان وقت اشاره می شود .

 

 

 

جلسه دوم :

 

عنوان : مفهوم سازی ماهیت تعاملی استرس

 

اهداف :

استحکام بخشیدن به رابطه مبتنی بر همکاری

آموزش ماهیت تعاملی استرس

بررسی مفهومی افسردگی و استرس

دادن اطلاعات مقدماتی راجع به فن تصویر پردازی ذهنی

 

شرح جلسه :

در این جلسه رهبر پس از خوشامد گویی مرور کوتاهی بر هدف گروه داشته و از اعضا می خواهد تا تعریفی از افسردگی ارائه دهند . سپس به تعریفی از افسردگی پرداخته و راجع به استرس نیز به همین منوال بحث می شود . رهبر از هر یک از اعضا می خواهد تا یک موقعیت ناراحت کننده را که خودشان یا یکی از نزدیکانشان تجربه کرده اند را شرح دهند و شدت مشکل را نیز بیان کنند . سپس راجع به عمومیت مشکل ( مدت و وسعت ) و تعیین کنندگان مشکل ( شرایط تشدید کننده یا تخفیف دهنده و ریشه مشکل) و پیامدهای آن بحث می شود . رهبر می تواند برای اینکه اعضا راحت تر به بیان مسائل خود بپردازند ، از خود افشایی نیز استفاده کند ۰ به عنوان مثال اگر مشکلی مشابه با سایر اعضا داشته را بیان کند تا حس اعتماد در گروه تقویت شود. راجع به فن تصویر پردازی توضیح مختصری ارائه می شود و هدف از اجرای این فن بیان می شود و به اعضا گفته می شود که این فن در جلسه آینده اجرا خواهد شد .

 

جلسه سوم :

 

عنوان : اجرای فن تصویر پردازی ذهنی

 

اهداف :

آموزش فن تصویر پردازی ذهنی

 

شرح جلسه :

در این جلسه رهبر مروری بر هدف از اجرای فن تصویر پردازی ذهنی کرده و این فن را در گروه اجرا می کند . برای جلسه بعد رهبر گروه تکلیف به اعضا می دهد تا در منزل به تمرین تصویر پردازی ذهنی بپردازند .

 

 

 

جلسه چهارم :

 

عنوان : پیامدهای افسردگی و آموزش فن آرمیدگی ( Relaxation  )

 

اهداف :

ارزیابی فن تصویر پردازی ذهنی و بررسی تکالیف

بررسی پیامد های افسردگی

آموزش فن آرمیدگی

 

شرح جلسه :

در ابتدای جلسه تکلیف جلسه قبل ( تمرین تصویر پردازی ذهنی ) مرور می شود و موانعی که اعضا در ارتباط با اجرای این فن داشته اند مورد بررسی قرار می گیرد و راه حل مواجهه با آن ارائه می شود . سپس از اعضا خواسته می شود تا در رابطه با پیامد های افسردگی صحبت کنند . در این جلسه مقدمه ای از آرمیدگی ( نحوه اجرا ، مراحل ، شرایط و … ) بیان شده و مراحل آن آموزش داده می شود . این آموزش سه مرحله دارد که در مرحله اول ایجاد تنش و آرام شدن و مرحله دوم چک کردن آرامش و مرحله سوم کنترل می باشد .

به اعضا در زمینه نمره دادن به تنش نیز آموزش داده می شود که به این شرح است :

روی یک نمودار نمره ای از صفر تا صد وجود دارد و صفر بیانگر آرامش کامل و صد بیانگر تنش حداکثر می باشد . نقطه پنجاه یعنی میزان تنش و آرامش با هم برابر است و در این حالت آرامش زندگی مناسب است . نقطه بیست و پنج یعنی آرامش مناسب است ولی کامل نیست و نقطه هفتادوپنج یعنی تنش زیاد . رهبر باید آموزش دهد که تنشی که ما به اعضای خود وارد می کنیم حداکثر تا هفتاد و پنج می باشد و فشار اضافی لزومی ندارد . اعضا قبل از آغاز تمرین روی یک برگه میزان تنشی را که دارند ثبت می کنند و پس از تمرین آرمیدگی نیز به خود نمره می دهند .

آرامش سازی در چهارده حرکت انجام می شود که( با اقتباس از جاکوبسن ، گلدفرید و لازاروس توسط کرمی تهیه شده است )و عبارتند از :

ابتدا دستها ( شروع از دست غالب ) – مچ دستها و ساعد – بازوها – شانه ها و گردن –  پشت – پیشانی – چشمها – آرواره ها – لب ها – سینه – شکم – پاها – مچ و ساق پا .

اعضا بر روی صندلی دسته دار تکیه داده و ابتدا عضو های نامبرده را منقبض کرده و سپس منبسط  می کنند . لازم به ذکر است که زمان ایجاد تنش ۵ تا ۷ ثانیه است و زمان آرامش باید حتماً بیشتر از زمان تنش باشد که حداقل ۱۵ تا ۲۰ ثانیه می باشد . همچنین هر حرکت حداقل دو بار انجام می شود و زمان آرامش در بار دوم باید بیشتر از بار اول باشد ( یعنی حداقل ۲۰ تا ۲۵ ثانیه ) . لازم به ذکر است که اگر اعضا بعد از انجام دو بار هنوز در آن عضله خاص احساس تنش داشتند می توان این تمرین را تا پنج بار افزایش داد . در این جلسه رهبر ابتدا روی یکی از اعضا تمرین را طوری اجرا می کند که سایر اعضا مشاهده کنند و سپس به صورت جمعی این کار را روی برخی از عضلات انجام داده و برای جلسه بعد تکلیف داده می شود .

 

 

 جلسه پنجم :

 

عنوان : تمرین آرمیدگی

 

اهداف :

ارزیابی کارایی فن آرمیدگی

اجرای فن آرمیدگی با استفاده از نوار کاست

 

شرح جلسه :

در این جلسه تکالیف (آرامش سازی) اعضا  مرور شده و موانع اجرای آن مورد بررسی قرار می گیرد و از اعضا خواسته می شود تا برای مقابله با موانع به  ارائه راهکار بپردازند . در این جلسه رهبر گروه از نوار کاست آرامش سازی استفاده می کند و به اعضا برای جلسه بعد تکلیف داده می شود تا در منزل به تمرین آرامش سازی بپردازند و میزان آرمیدگی خود را در یک فرم ثبت کنند .

لازم به ذکر است که تمرین یازدهم که تمرین قفسه سینه می باشد با سایر تمرینات متفاوت است و به این صورت می باشد : این نوع تمرین ۳ مرحله دارد که در مرحله اول حدود ۱۰ ثانیه نفس را به آرامی از راه بینی داخل می دهیم تا قفسه سینه کاملاً پر شود و در مرحله دوم حدود ۲۰ ثانیه تنفس را نگه داشته و در مرحله سوم حدود ۱۰ ثانیه نفس را از راه دهان بیرون می دهیم . پانزده ثانیه استراحت کرده و سپس تکرار می کنیم .

 

 

 

جلسه ششم :

 

عنوان : باز سازی شناختی

 

اهداف :

ارزیابی فن آرمیدگی و مرور تکالیف

آموزش مقدماتی رویکرد درمانی بک

 

شرح جلسه :

در این جلسه رهبر گروه در ابتدا به بررسی و ارزیابی  تکالیف جلسه قبل ( آرامش سازی ) و موانع اجرای آن پرداخته و سپس به آموزش رویکرد درمانی بک می پردازد . در پایان به عنوان تکلیف از اعضا خواسته می شود تا فهرستی از خواسته ها و افکار خود را برای جلسه بعد همراه بیاورند . در این جلسه فرمی به اعضا داده می شود تا در آن افکار خود را ثبت کنند . نمونه جدول به این صورت است :

 

تاریخهیجان(ها)موقعیتافکار خودکار
چه احساسی دارید ؟

میزانش چه قدر است ؟

( ۰تا۱۰۰ )

چه کار می کردید و یا درباره چه چیزی فکر می کردید؟افکارتان دقیقاً چه بودند ؟

میزان اعتقاد شما به هر یک از افکار چقدر است ؟ ( ۰ تا ۱۰۰ )

برگه یادداشت افکار ناکارآمد۲

 

 

جلسه هفتم :

 

عنوان : باز سازی شناختی

 

اهداف :

شناسایی افکار خود