اصول و فنون مشاوره تحصیلی در مدارس

اصول و فنون مشاوره تحصیلی در مدارس

 

 هدف مشاوره کمک و یاری رساندن به مراجع است تا مهمترین و شایسته ترین راهها را انتخاب کند و عاقلانه ترین تصمیمات را اتخاذ نماید. در بطن چنین تصمیم گیری درک خویشتن، بینش فردی و اجتماعی، فراگیری و داشتن رفتاری مفید و موثر برای خود و جامعه نهفته است. اما مشاوره خصایصی دارد که آنرا از مشورتهای فردی با افراد دیگر متمایز می کند:

 

در وهله نخست، مشاوره فرایندی بیش از پند و اندرز دادن است. کار مشاور آن است که عمل تفکر را برای مراجع آسان سازد نه اینکه خود به این کار اهتمام ورزد.

در وهله دوم، مشاوره فرایندی بیش از ارائه راه حل برای مشکلات آنی و فوری است. اگر دانش آموزی قادر نیست بین رشته های تجربی و ریاضی به انتخاب بپردازد مشاور او را کمک میکند که همه عوامل مربوط را ارزشیابی کند تا دریابد چه احساس و علاقه ای بدانها دارد سپس به گزینش اقدام نماید. در پایان مشاوره ، مراجع یا دانش آموز همان فرد قبلی نیست بلکه فردی است با بینش بیشتر و گزینشی مبتنی بر روشن بینی و اندیشه ای ژرفتر.در وهله سوم، مشاوره بیش از اعمال و اقدامات به نگرشها و نظرات توجه دارد. بر اثر تغییر در نگرشها است که دگرگونی در اعمال پیش می آید. مثلا دانش آموز دبیرستانی به مشاور خود ابراز می دارد که در حضور جمع قادر به صحبت نیست و دچار شرو و خجلت می شود.مشاور ورزیده نباید مستقیما به طرح سوالات  و ارائه پیشنهاد برای حضور در جمع و صحبت در حضور دیگران نماید بلکه جوی فراهم می کند تا دانش آموز خود درباره نگرشها و مسایل دیگر خود صحبت کند.از طریق مشاوره نگرشهایی که مانع از شرکت وی در فعالیتهای اجتماعی می شود اصلاح و تعدیل می گردد به طوری که خود خواستار تجربه فعالیتهای اجتماعی می شود.نکته اساسی این است که حمله مستقیم به رفتار یا مشکل مراجع و یا انتقاد از او عملی غیر از مشاوره است.

در وهله چهارم، نگرشهای عاطفی بیش از نگرشهای تحصیلی محض مواد خام فرایند مشاوره به شمار می رود.گرداوری اطلاعات و به کاربستن فنون راهنمایی و درک نگرش تحصیلی در مشاوره جای خود را دارد اما هرگز از عواطف و احساسات و عوالم درونی مراجع غفلت نمی شود.

و در آخر، مشاوره به طور گریز ناپذیری درگیر ارتباطات مراجع با دیگر افراد است.  از اینرو مشاوران و درمانگران به رابطه مشاوره ای بیش از فنون مشاوره توجه دارند(اردبیلی،۱۳۷۴).

همانگونه که می دانید مشاوره تحصیلی نیز به مانند دیگر انواع آن می تواند به دو صورت مشاوره تحصیلی انفرادی و یا گروهی انجام شود. در مشاوره تحصیلی فردی، مشاور مدرسه پس از ایجاد جوی امن و برقراری اعتماد در دانش آموز و ایجاد رابطه حسنه با وی به کمک او به بررسی مشکل می پردازد و این ارتباط در نهایت ممکن است به حل مشکل، کسب بینش و در نهایت به تصمیم گیری مناسب توسط مراجع منجر شود. اما در مشاوره تحصیلی گروهی مشاور مدرسه همزمان و در یک موقعیت به مشاوره با تعدادی دانش آموز می پردازد. این فعالیتها بیشتر جنبه درمانی و پیشگیری دارند. در مشاوره گروهی گاهی یک و گاهی دو مشاور با تقریبا ۸ نفر شرکت کننده دور هم می نشینند و به بررسی و تجزیه و تحلیل موضوعی عاطفی و روانی می پردازندو تلاش دارند راه حلی برای مشکل بیابند. از اینرو هدف در وهله اول حل مشکل و در مرحله بعد جلوگیری از بروز مشکلات می باشد. رهبری جلسات مشاوره گروهی نیز به تخصص و تبحر نیاز دارد و رهبر باید پس از گزراندن دوره های خاص خود نیز به عنوان عضو در گروه شرکت کند و نیز گروههایی را تحت نظارت سرپرست متخصص اداره کند تا بتواند جلسات مشاوره گروهی تشکیل دهد. در زمینه تعداد شرکت کنندگان عقیده یکسانی وجود ندارد اما درمهم این است که تعداد اعضا نباید از ۱۲ نفر تجاوز کند. بخصوص در مورد مشکلات حاد عاطفی که هرچه تعداد کمتر باشد(حدود ۵ نفر) بهره وری بیشتری خواهد داشت(شفیع آبادی،۱۳۸۴).

اما با همه این امتیازات و توصیفات که از مشاوره گروهی به عمل آمد باید گفت که به دلایلی عملا امکان تشکیل جلسات گروهی برای دانش آموزان مدارس در ساعات تحصیلشان در مدرسه بسیار کم و در بیشتر مواقع غیر ممکن است از جمله این شرایط می توان به عدم وجود مکان مناسبی برای انجام این کار اشاره نمود و نیز در بسیاری موارد عدم پیشبینی برای انجام مشاوره گروهی در بسیاری موارد باعث می شود مسئولین مدرسه همکاری لازم را با مشاور برای اینکار انجام ندهند(شفیع آبادی،۱۳۷۸).

اصول تشکیل مشاوره گروهی در دوره راهنمایی و دبیرستان را می توان به سایر گروهها نظیر گروه دانشجویان و خانواده ها و حتی بیماران روانی نیز تعمیم داد. توصیه می شود به هنگام تشکیل مشاوره گروهی خصوصا در مدارس نوع مشکلات هر یک از اعضای شرکت کننده قبلا مشخص گردد و درباره لزوم و ضرورت تشکیل گروه بررسی های مقدماتی به عمل آید. برای این کار معمولا انجام یک مصاحبه تشخیصی کوتاه مدت با هریک از داوطلبان شرکت در مشاوره گروهی لازم به نظر می رسد. در مصاحبه تشخیصی قوانیین اولیه و اساسی گروه توصیف می شود و میزان امادگی و پذیرش داوطلبان برای مشارکت در کارهای گروهی تعیین می گردد(شفیع آبادی،۱۳۸۴).

تصمیم گیری شغلی

تصمیم گیری شغلی:

 

شغل دردوره بزرگسالی مهمترین و اساسی ترین عامل تامین نیازهای مادی و روانی است . هویت، استحکام شخصیت و سلامت روانی هر شخص بعد از ۲۵ سالگی بستگی به شغل او دارد. برخی تصور می کنند دوره رشد انسان تا سنین ۲۰ الی ۲۵ است و عومل گوناگون را در آن دخیل می دانند در حالیکه از نظر برخی این رشد و تکامل در بعد روحی و روانی تا آخر عمر ادامه دارد و تداوم رشد مستلزم ارضاء نیازهاست. یکی از نیازهای اساسی رشد انسان بعد از سنین تقریبا ۲۰ سالگی داشتن شغلی است که علاوه بر نیازهای مادی بتواند نیازهای روحی او را ارضاء کند، عدم انتخاب شغل یا انتخاب شغل نامناسب می تواند ای رشد و تکامل روحی و در نتیجه بروز انواع آسیب های روحی ور وانی خواهد شده وقتی سخن از انتخاب و تصمیم گیری به عمل می اید مهارت تصمیم گیری و انتخاب، مهارت مهم و اساسی برای آن خواهد بود.

 

تصمیم گیری برای انتخاب شغل در دنیای امروز و برای نسل جوان یک امر بسیاریچیده است که نیاز به مهارت دارد. این انتخاب به نحوی نیست که یک دانشجو بتواند در یک زمان کوتاه و محدود و بلافاصله بعد از فراغت از تحصیل به عمل آورد. جستجوی شغل وکار یکی از مهارتهای اساسی و مهم زندگی درقرن بیستم و به طریق اولی قرن بیستم و یکم است، زیرا شرایط عدم تعین دردنیای متحول امروزی انتخاب و تصمیم گیری شغلی را آنچنان پیچیده کرده یک فرد با یادگیری های معمول وروزمره و اخذ یک مدرک تحصیلی قادر به دستیابی شغل مناسب نیست.

عناصر تصمیم گیری در انتخاب شغل

بعضی‌ها استدلال می‌کنند که کارهایی که جوانان وارد آنها می‌شوند ، به میزان زیادی توسط وضع موجود جامعه تعیین می‌شوند ، و اینکه برای بسیاری از جوانان راههای انتخاب وجود ندارد . عده‌ای دیگر ، که شامل بسیاری از متخصصان مشاور هم می‌شود ، با این استدلال مخالفند . استدلال این افراد این است که بیشتر جوانان راههای معنی داری دارند که می‌توانند یکی از آنها را برگزینند. این افراد وظیفه مشاوران شغلی را آگاه ساختن جوانان از این راههای انتخاب و توانا ساختن آنها برای انتخاب از میان این راهها با توجه به ویژگی‌های فردی خود می‌دانند .

با این وجود ، گروهی دیگر دیدگاهی ” میانه رو ” دارند و تاکید آنها بر نفوذ افراد مهم و تاثیر سایر منابع در انتخاب شغل می‌باشد .

 

به احتمال قوی ، یک مشاوره خوب باید بر پایه هر سه این دیدگاهها بنا شود :

۱-    وضع موجود جامعه

۲- عوامل موثر فوری تر

۳- ویژگیهای فردی

 

وضع موجود جامعه :

در گسترده‌ترین سطح ، فرهنگ ما مجموعه پیچیده‌ای از انتظارات اجتماعی را منتقل می‌سازد . جایگاه جوانان و خانواده‌هایشان در ساختار اجتماعی جامعه ، دیدگاههای آنها را نسبت به خودشان و دنیای کار ، تحت تاثیر قرار می‌دهد و در نتیجه آرمانها و انتظارات آنان را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد

وضعیت‌های مختلفی که می‌تواند گستره امکانات و راههای انتخاب جوانان را محدود کند ، شامل موارد زیر می‌شود :

 

سطح شغلی والدین :

جوانانی که والدین آنها در شغل‌های تخصصی و مهارتی فعالیت داشته‌اند ، در مقایسه با افرادی که والدینشان در شغل‌های کمتر تخصصی یا ساده‌تر فعالیت داشته‌اند یا برای مدتی طولانی بیکار بوده‌اند ، به سوی آرمانهای جاه طلبانه‌تر گرایش پیدا می‌کنند و دسترسی به فرصت‌ها و امکانات بیشتری دارند .

 

جنسیت :

افراد هر دو جنس شاید نسبت به انتخاب شغل‌هایی که به طور سنتی به جنس مخالف بیشتر مربوط می‌شود ، مقاومت نشان دهند . تعصبات جنسیتی نسبت به انتخاب شغل مناسب به همان اندازه می‌تواند برای پسرها محدود کننده باشد که برای دخترها

 

ویژگی‌های قومی و نژادی :

منشاء قومی افراد می‌تواند آرمان‌های شغلی آنها را تحت تاثیر خود قرار دهد و بدلیل شبکه‌های محدود‌تر برخی از گروههای قومی اقلیت ، می‌تواند فرصت آزمایش آرمان‌ها و شانس استخدام آنها را محدود‌تر سازد . یکی از وظایف اصلی خدمات شغلی و حرفه‌ای این است که این محدودیت‌ها را کاهش دهند و در مقابل ، گستره امکانات را برای همه جوانان افزایش دهند .

این وظایف شامل موارد زیر می‌شود :

مبارزه با نگرش قالبی و کلیشه‌ای به جنسیت ، گروههای قومی و سایر تعصبات اجتماعی
فراهم آوردن دسترسی به افراد نمونه ، مثلاً‌ زنان و سیاهپوستانی که در شغل‌های غیر سنتی به موفقیت دست یافته‌اند . حمایت از افرادی که با وجود داشتن راههای انتخاب فراوان ،‌ راههای سنتی را انتخاب کرده‌اند .

 

عوامل موثر فوری‌تر :

جوانان برای انتخاب شغل ، به گستره وسیعی از منابع اطلاعاتی دسترسی دارند منابعی که نفوذ مستقیم دارند ، شامل این موارد می‌شوند :

والدین و سایر خویشاوندان

دوستان و گروه همسالان

متخصصان حرفه‌ای

معلمان موضوعی

تماس با کارمندان و استفاده از تجارب مستقیم آنها از استخدام افراد همچنین از طریق آگهی‌های شغلی و راههای عمومی ‌تر تحت تاثیر کتابها ، بروشورها ، نرم افزارهای شغلی و رسانه‌ها قرار می‌گیرند .

 

ویژگیهای فردی :

در ابتدایی ترین سطح ، تصمیم‌گیری در مورد انتخاب شغل به صورت فرآیند نسبت دادن علایق ، ارزش‌ها و توانایی‌های یک فرد به فرصت‌های شغلی و آموزشی او تعریف می‌شود . به حساب آوردن نظر خود فرد نسبت به ویژگی‌های خودش و اعتماد او به توانایی‌هایش نیز مسئله مهمی است .

۱- علائق را می‌توان به عنوان اولویت‌های فرد در مورد فعالیت‌های مربوط به کار تعریف کرد . یک چهار چوب تحقیقی خوب از ۶ نوع علاقه شغلی تشکیل می‌شود : واقع‌بینانه ( معقول ) ، جستجوگرانه ، هنرمندانه ، اجتماعی، جسورانه و سنتی ( متداول ) . افراد را می‌توان برحسب این علائق از یکدیگر متمایز کرد .

۲- : ارزش‌ها یعنی اعتقادات اساسی درباره مسائلی که برای یک نفر اهمیت دارند .
برای مثال ، نیازهای هر فرد برای تحریکات عقلانی ، امنیت یا دریافت پاداشهای مالی از کار با فرد دیگر تفاوت دارد .

۳- توانایی‌ها قدرتمند‌ترین ابزار پیش بینی سطح شغلی نهایی فرد هستند ، تمایزات غالباً در این موارد هستند .

استعدادها : قابلیت‌های فردی برای انجام یک کار خاص ، البته همراه با تعلیم .

صلاحیت‌ها : میزان دانش ، مهارتها و نگرشهایی که برای انجام موثر کار لازمند .

دستاوردها : احراز شرایط لازم آموزشی و شغلی ( مثلاً‌ قبولی در امتحانات پیشرفته و احراز شرایط حرفه‌ای درسطح ملی )

۴- نظرات فرد درباره ویژگی‌های خودش می‌تواند به اندازه ارزیابی عینی بر این ویژگیها اهمیت داشته باشد . این مسئله نیاز به مشاوره برای دادن فرصت به جوانان برای توضیح نظرات شخصی‌شان نسبت به توانایی‌هایشان را برجسته تر می‌سازد .

۵- اعتماد فرد نسبت به توانایی‌هایش نیز بر تصمیم‌گیری اثر دارد . برای مثال ، نداشتن اطمینان به مهارتهای ریاضی ، در انتخاب شغل‌هایی که مستلزم داشتن مهارتهای ریاضی است ، تاثیر دارد . به سخن کلی تر ، نداشتن اعتماد به توانایی‌ها غالباً بر تصمیم‌گیری در مورد انتخاب شغل برای دختران و اقلیت‌های قومی تاثیر گذار است . مشاوره می‌تواند در بالا بردن اعتماد به توانایی‌ها موثر باشد .

عوامل رشدی مؤثر بر تصمیم گیری و انتخاب شغل:

آرزوها وتخیلات والدین

اکتشاف در محیط

جایگاه فرزندان وترتیب تولد

سبک تربیتی والدین

بازیهای کودکی

برآوردن نیازهای هشیار و ناهشیار

الگوی عمل بودن والدین درباره مشاغل

ترغیب کلامی وشغل والدین واطرافیان

فرهنگ خانواده وجایگاه فرزندان دختروپسر درشغل

سازماندهی اوقات فراغت

درگیرکردن فرد در موقعیتهای یادگیری

خودپنداره و عزت نفس

مهارتهای کاریابی

مهارتهای شبکه سازی

مهارتهای رزومه نویسی

مهارتهای شرکت در مصاحبه استخدامی

مهارتهای ارتباط با کارفرما و شناخت بازار کار مخفی.

فمنیسم

فمنیسم

مقدمه

 فمنیسم اندیشه‌ای نوبنیاد است و زمان عنصر لازم و ضروری برای شناختن هر چه بیشتر ماهیت این اندیشه است. هویت و ماهیت اندیشه‌ها هنگامی به خوبی شناسایی و گسترده و دامنه‌شان برای اندیشمندان روشن می‌گردند، که در بستر زمان به دقت مورد بررسی قرار گرفته، توصیف‌ها، تحلیل‌ها و موشکافی‌های عمیقی توسط اندیشمندان و متفکران از آن صورت پذیرفته باشد، این در حالی است که فمنیسم با همه فراز و نشیب‌هایش هنوز در ابتدای راه است و شناسایی دقیق آن نیازمند زمان است.

اما اندیشمندان و محققان تا به امروز مباحثی از فمنیسم را ارائه دادند، و تا چه اندازه ابعاد آنرا برای دیگران روشن ساختند؟ اساساً فمنیسم چیست؟ چه روند و مراحلی را تا به امروز پیموده است؟ آیا فمنیسم‌ آموزه‌ای واحد و یکپارچه است، یا در درون خود حاوی نگرشها و گرایشهای متعددی است؟ فمنیسم شامل چه حوزه‌هایی است، آیا تنها شامل حوزه‌های معرفتی و اندیشه‌ای است، یا در ابعاد کاربردی و عملی نیز نظر دارد؟ میزان مداخله فمنیسم در باب مسائل سیاسی تا چه اندازه است، آیا نگاه تنها متوجه نهادها و سازمان‌های داخلی است، یا اینکه به عرصه‌های بالاتر همانند روابط بین الملل نیز چشم دوخته‌اند؟ و بالاخره نقد فمنیسم چگونه است، آیا اساساً می‌توان فمنیسم را به نقد و چالش فراخواند؟ همه اینها مباحثی است که این مقاله، به فراخور وسع و توان نویسنده، در صدد پاسخگویی اجمالی به آن است.

 

آثار و نوشته‌های متعددی در باب فمنیسم به نگارش در آمده است. در زبان فارسی علی رغم تالیفات بسیار اندک در این موضوع، ترجمه ده‌ها کتاب و مقاله که توسط فمنیستها یا درباره فمنیستها به نگارش در آمده‌اند، موجود است. نوشته‌های نویسندگان ایرانی غالباً برگرفته از آثاری مانند، «انقیاد زنان»، «جنس دوم»، «پیکار با تبعیض جنسی» از آثار مذکور، تا حد امکان سعی شده است به منابعی مراجعه شود که به خاطر جدید بودنشان، تا به امروز در نوشته‌های فارسی مورد استفاده قرار نگرفته‌اند. در واقع این دسته از منابع بودند که نویسنده را به نگارش مقاله‌ای در باب فمنیسم ترغیب نمود. منابعی که هر یک با برخورداری از غنای علمی، بخش‌های متعدد این مقاله را شکل دادند که عنوان و فهرست آنرا می‌توان در بخش منابع ملاحظه نمود.

 

مفهوم فمنیسم

 

شارل فوریه، سوسیالیت فرانسوی اولین کسی بود که واژه فمنیسم را ابداع کرد. او از پرشورترین و سخنورترین طرفدار آزادی زنان نامیده‌اند. فمنیسم (Feminism) در اصل واژه‌ای فرانسوی (Feminisme) است که ریشه لاتین (Femina) به معنای زن (Woman) اخذ شده است. حالت وصفی این واژه (Feminine) در زبان انگلیسی و (Feminin) در زبان فرانسه است، که از کلمه لاتینی (Femininus) به معنای زنانه گرفته شده است. در زبان فارسی «طرفداری از حقوق زن»، «جنبش آزادی زنان»، «زن باوری»، «زن آزاد خواهی» و غیره معادلهایی هستند که برای واژه فمنیسم ارائه شده‌اند.

در اصطلاح، اندیشمندان تعریف و معنای واحدی از فمنیسم ارائه نداده‌اند. برخی از آنها معتقدند از آنجا که فمنیسم جنبش واحدی نیست، بنابراین امکان تعریف واحد از این مکتب وجود ندارد. آنان معتقدند اگر چه تمام فمنیستها در این باره که زنان فرودستند و برای آزادی آنان باید استراتژی‌هایی اتخاذ کرد، هم عقیده‌اند اما در مورد علل ستمدیدگی زنان و استراتژی‌های رسیدن به آزادی، بین آنان اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد. برخی دیگر بیان می‌دارند واژه فمنیسم از نوآوریهای قرن بیستم دردهه ۱۹۶۰ بوده که با دو اعتقاد اساسی در ارتباط است: اول آنکه زنان به دلیل جنسیت‌شان، دچار محرومیت هستند و دوم اینکه این محرومیت باید از میان برود. در دیدگاه دیگر فمنیست کسی است که معتقد باشد، زنان به دلیل جنسیت گرفتار تبعیض هستند، زنان نیازهای مشخصی دارند که نادیده و ارضا نشده باقی مانده‌اند و لازمه ارضای این نیازها، تغییر اساسی در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.

با مراجعه به فرهنگهای معتبر انگلیسی می‌توان دو مفهوم اساسی و مهم را از فمنیسم برداشت کرد:

 

۱- فمنیسم آموزه‌ای است که از حقوق برابر زنان با مردان در امور اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دفاع می‌کند.

۲- فمنیسم جنبش سازمان یافته‌ای است که برای بدست آوردن حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان شکل گرفته است.

 

حقیقت آنکه دو مفهوم اخیر با روند و مسیر تاریخی فمنیسم سازگارتر است. سه تعریف اول، تنها به مفهوم دوم از فمنیسم اشاره دارند. این نوع برداشت از آنجا ناشی می‌شود که بنابر اعتقاد اینان فمنیسم واقعی اساساً همان مفهوم دوم است. مفهومی که دارای بار سیاسی بوده و به صورت یک جنبش فراگیر اروپا و آمریکا را نوردیده است. در حالی که اگر بخواهیم بگونه‌ای واقع بینانه‌تر قضاوت کنیم، فمنیسم هر دو مفهوم را دارا است. در مفهوم اول فمنیسم تنها آموزه‌ و دکترینی است که با بیان علمی در صدد اثبات برابری حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان با مردان است. در صورتی که در مفهوم دوم فمنیسم جنبشی است که با رهیافت سیاسی به دنبال بدست آوردن و تحقق بخشیدن آن آموزه و دکترین است. از حیث تاریخی نیز سابقه مفهوم اول طولانی است در حالی که مفهوم دوم به دهه ۱۹۶۰ به بعد بر می‌گردد.

بر این اساس شاید بتوان تعریفی جامع که هر دو مفهوم را برساند ارائه داد. «فمنیسم آموزه یا جنبشی است که در تلاش برای اثبات یا به دست آوردن حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برابر یا برتر با مردان است.»

 

گرایشهای فمنیستی

 

فمنیسم یک گرایش و مکتب واحد نیست. فمنیستها به این سوال که اساساً چرا وضع زنان چنین است و راه حل آن چگونه است، پاسخ واحدی ارائه نداده‌اند. از نظر اخلاقی فمنیستها دارای یک ایده و سبک واحد نبودند، صور فمنیسم هم با اعتلا و ارتقای عفت و پاکدامنی و هم با ایجاد روابط جنسی آزاد پیوند داشته است. از نظر سیاسی نیز چهره فمنیسم در برگیرنده درجات و سلسله مراتب مختلفی بوده است. از لیبرال سخت شروع و به چپ افراطی ختم می‌شود. بنابراین فمنیسم همانند بیشتر ایدئولوژیها تداخل‌ها و ناهماهنگی‌هایی در ارزشهای بنیادین خویش دارد، که این مسائل باعث ظهور گرایشها و مکاتب متعدد در درون فمنیستها می‌گردد.

متفکران و اندیشمندان مطالعات زنان تا به امروز پنج نگرش و گرایش مهم از فمنیسم را مورد ارزیابی و تحلیل خویش قرار داده‌اند. لیبرالی، مارکسیستی، سوسیالیستی، رادیکال و… پست مدرن نگرشها و گرایشهایی هستند که در بسیاری از آثاری که درباره فمنیسم نوشته‌ شده‌اند، مورد بررسی قرار گرفته است.

مباحث ویژه فمنیسم

 

فمنیستها از دهه ۱۹۶۰ به بعد، مباحث متعددی را مورد بحث قراردادند. در این میان به نظر می‌رسد برخی از آن مباحث جلوه بیشتری نسبت به دیگر مباحث داشته است. بحث از جنسیت، مردسالاری، حوزه عمومی و خصوصی، خانواده و دین از جمله مباحثی هستند که تقریباً همه گرایشهای فمنیستی، بویژه گرایش رادیکالی، در باب آن مطالبی را بیان داشتند.

درمان فمنیستی

 

درمان  فمنیستی بیش از دیگر نظریه های رواندرمانی در کنار عوامل روان شناختی مسبب مشکلات افراد ، به عوامل جامعه شناختی مثل تاثیر نقش های جنسیتی و زمینه های فرهنگی بر رشد اشخاص می پردازد .

در نظریه های فمنیستی شخصیت ، موضوعاتی چون تفاوت و شباهت زنان و مردان در تصمیم گیریهای اخلاقی ، نحوه ارتباط برقرار کردن آنها با دیگران و میزان نحوه ارتکاب آنان به خشونت و سوء رفتار و میزان قربانی بودن آنان در این زمینه ها بررسی می شود .

 

نظریه های فمنیستی

 با توجه به اینکه مطالع شخصیت زنان عمر زیادی ندارد ( بیشتر مطالعات پس از ۱۹۷۰  انجام شده اند) و محصول کار محققان مختلف است ، ایده های نظری این مبحث واضح نیستندو پشتوانه تحقیقی زیادی ندارند .

 ازرویکردهایی که در این زمینه وجود دارند  می توان به این موارد اشاره کرد :

نظریه طرحواره جنسی

نظریه رشد اخلاقی

نظریه خود رابطه ای

 

اهداف درمان فمنیستی

 

این درمانگران به دنبال تغییر زندگی اشخاص و حتی جامعه اند . اهدافی که شارف بر اساس کلاین و استاردیونت بیان می کند عبارتند از :

۱٫     حذف نشانه

۲٫     عزت نفس

۳٫     کیفیت روابط میان فردی

۴٫     عملکرد نقشی

۵٫     تصویر بدنی و شهوت رانی

۶٫     آگاهی سیاسی و اقدام اجتماعی

 

 

فنون درمان فمنیستی

 

چون درمانگران این رویکرد ، تلفیقی از فمنیست و نظریه های دیگر است در اینجا به فنونی اشاره می شود که یا مختص به درمان فمنیستی است و یا با اهداف درمان رابطه دارند :

راسل در کتاب خود ۵ شیوه را مطرح می کند که باعث ایجاد تغییر می شود :

۱٫     مراجعان با ارزیابی مثبت زنان ، متوجه ویژگی های مثبت و امتیازات خود می شوند

۲٫     مراجعان با تحلیل اجتماعی متوجه آن دسته از عوامل اجتماعی می شوند که مانع کارایی مطلوب زنان می شوند

۳٫     تشویق مراجعان به رشد و تحول کلی به آنان امکان می دهد صفات مثبت زنانه و مردانه را تلفیق کنند و به اهداف خویش برسند

۴٫     وقتی مشاوران ، مراجعان را متوجه رابطه احساسات و رفتارشان  میکنند ، در واقع به آنها درباره پیامد عملشان بازخورد می دهند

۵٫     مشاور با خودافشایی رابطه ای توام با برابری برقرار می کنند و به مشاوره مورد نظر ، عمق و صراحت می بخشد .

 

منابع

 

۱-   سیمون دوبووار، جنس دوم، حسین مهری، تهران، بی‌تا.

 

۲-   جان استوارت میل، انقیاد زنان، علاءالدین طباطبایی، تهران، هرمس، ۱۳۷۹٫

 

۳-   آندره میشل، پیکار با تبعیض جنسی، مرحوم محمد جعفر پوینده، تهران، نگاه، ۱۳۷۶٫

 

۴-   پاملا ابوت/ کلر والاس، جامعه شناسی زنان، منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۰٫

 

۵-   حمیرا مشیرزاده، فمنیسم: از جنبش تا نظریه اجتماعی، تهران، شیرازه، ۱۳۸۳٫

 

۶-   محسن رضوانی، فلسفه سیاسی، ۱۳۸۳٫

 

۷-   نظریه های مشاوره ورواندرمانی ، پروچسکا، تهران ،۱۳۸۱

 

۸-   نظریه های مشاوره و رواندرمانی شارف ،ترجمه فیروزبخت ، تهران ،۱۳۸۴

 

۹-   http://www.soojeh.com/femenism

 

۱۰-   http://irwomen.com/news.php?cat=5

 

۱۱-http://www.cddc.vt.edu/feminism/

 

۱۲-http://www.javaan.net/zan/zan_bor.htm

 

۱۳-http://jomhouri.com/a/03art/001668.php

آموزش آرامش سازی

آموزش آرامش سازی (ریلکسیشن) در مرکز مشاوره دکتر دارینی صورت می گیرد. متقاضیان می توانند جهت مشاوره ریلکسیشن در قسمت تماس با ما وقت بگیرند.

 ریلکسیشن یا همان آرامش سازی راهی است که با توسل به آن می توانید تنش را از خود دور کرده و با آرامش به تصمیم گیری، و نشان دادن واکنش در برابر موقعیت های اضطراب آور و تنش زا بپردازید.