فهرست منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته مشاوره

فهرست منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته مشاوره به شرح زیر است :

 

کتاب نظریه های مشاوره و رواندرمانی دکتر عبدالله شفیع آبادی و غلامرضا ناصری، نشر مرکز دانشگاهی

 

مورد پژوهی در مشاوره و رواندرمانی نوشته جرالد کوری ترجمه دکتر عبدالله شفیع آبادی و بی تا حسینی انتشارات جنگل

 

نظریه و کاربست مشاوره و رواندرمانی، نوشته جرالد کوری ترجمه یحیی سید محمدی انتشارات ارسباران

 

مقدمات مشاوره و راهنمایی تالیف دکتر عبدالله شفیع آبادی انتشارات رشد

فنون و روشهای مشاوره تالیف دکتر عبدالله شفیع آبادی انتشارات ترمه

 

پویایی گروه و مشاوره گروهی تالیف دکتر عبدالله شفیع آبادی

 

راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه ای نوشته دکتر عبدالله شفیع آبادی انتشارات رشد

 

راهنمایی و مشاوره شغلی و تحصیلی نوشته دکتر عبدالله شفیع آبادی انتشارات سمت

 

راهنمای سنجش روانی برای روان شناسان بالینی و مشاوران روان پزشکان نوشته گری گراث مارنات (دو جلدی) ترجمه دکتر حسن پاشا شریفی و دکتر محمدرضا نیکخو

 

نظریه های شخصیت دوان شولتز، ترجمه یحیی سید محمدی

 

احتمالات و آمار کاربردی در روانشناسی و علوم تربیتی نوشته دکتر علی دلاور انتشارات رشد

 

 

روش تحقیق در روانشناسی و علوم انسانی تالیف دکتر علی دلاور  نشر ویرایش

 

روشهای آماری در علوم رفتاری تالیف دکتر حسن پاشا شریفی و دکتر جعفر نجفی زند انتشارات سخن

آمار و روش تحقیق نوشته دکتر جواد خلعتبری نشر پردازش (جهت استفاده از تستها)

 

زبان انگلیسی

هر چه متون و لغات تخصصی بیشتری مطالعه شود سودمند می باشد

 

تستهای ۱۲ ساله اخیر کنکور کارشناسی ارشد را تهیه کنید و بزنید.

 

موید باشید

ژاکوب مورنو

ژاکوب مورنو

 

مورنو متولد شهر بخارست رومانی می باشد . وی در سن ۵ سالگی همراه با خانواده اش به وین مهاجرت کرد. روش سایکودراما توسط وی در سال ۱۹۷۴ کشف شد.

روش او توسط همسرش زرکا تومن مورنو و دیگر پیروانش توسعه یافت و همسرش نقش مهمی را در ادامه رشته او و آموزش آن داشته است . مورنو در سال ۱۸۸۹ در گذشت . سایکودرما یکی از شیوه های درمان گروهی محسوب می شود که در آن مراجعان یاد می گیرند موقعیت های زندگی گذشته و فعلی خود را به نمایش گذارند تا بدین وسیله به تخلیه هیجانی دست یابند و همچنین مهارت های رفتاری خود را توسعه و بهبود بخشند( کوری ، ۲۰۰۰  ).

 

بلاتنر ( ۱۹۸۸ ) علاوه بر شیوه های گروهی قدیمی خاطر نشان می کند که ارزش و اهمیت روش سایکودراما مانند بسیاری از روشهای دیگر بوده و روشی آموزشی و درمانی محسوب میشود . در نتیجه سایکو دراما به عنوان ابزاری جهت کمک به مردم در برقراری ارتباط متقابل طراحی شده و به معنای حالت نمایشی و فن نمایش نیست ، بلکه بیان می کندکه با زندگی می توان بصورت نمایش های دراماتیک رفتار کرد و خود را به عنوان نمایشنامه نویس در نظر گرفت .

مورنو با تلفیق علائق اجتماعی و علاقه اش به تئاتر در سال ۱۹۲۱ « تئاتر خود انگیختگی » یا تئاتر خود بخودی را راه اندازی کرد و چون احساس می کرد که تئاتر خشک و حسابگرانه است ، به نمایش های فی البداهه روی آورد ( بلاتنر و بلاتنر ، ۱۹۸۸ ( و گروه بازیگرانی که توسط وی رهبری می شدند فاقد متن نمایشنامه بودند  و در عوض آنها بر اساس وقایع اشتیاق یافته از موضوعات روزمره که توسط شنوندگان مطرح می شد ، به تولید و ساخت صحنه مبادرت می ورزیدند . از شنوندگان و حضار نیز جهت عکس العمل به این صحنه و به ویژه چگونگی اجرای متفاوت و بهتر آن دعوت به عمل می آید . مورنو متوجه شد که هم بازیگران و هم حضار در نتیجه این عمل نوعی آزادی روانی از احساسات پایمال شده را در خود تجربه می کنند . تئاتر خودبخودی مورنو را به توسعه شیوه های گروهی سوق داد . وقتی نمایش روانی برای اولین بار در دهه ۱۹۳۰ مطرح شد ، تغییر جهتی محسوس در خصوص درمان انفرادی انسان ایجاد شد . یکی از مهمترین ارزش های روش سایکودراما در کار گروهی این است که شرایط لازم را برای ایفای نقش های مختلف و دریافت فیدبک برای اعضای گروه فراهم می آورد . سایکودراما باعث می شود تا اعضا در شرایطی قرار گیرند تا به یکدیگر بیشتر نزدیک شده و بدین طریق احساس انزوا و گوشه نشینی را در آنها کاهش می دهد و به عنوان یک نقطه عطف مهم  در درمان افراد گوشه نشین و منزوی و افسرده به حساب می آید . مورنو به جای اینکه از اعضا بخواهد تا در مورد امیدها و آرزوها و رؤیای خود صحبت کنند ، از آنها می خواهد تا احساسات و تجاربی را که دارند ، عیناً به نمایش بگذارند . نمایش روانی پیش درآمد بسیاری از گروه درمانی ها ، از جمله گشتالت و رویارویی به حساب می آید . مورنو در ساخت شخصیت افراد بر نقش های آنان تمرکز می کرد. روش سایکودراما می تواند به خوبی درمان فردی ، زوج درمانی و خانواده درمانی به کار رود .

شالوده مفهوم شخصیت از نظر مورنو به نقش افراد در ارتباط با یکدیگر اشاره دارد . مورنو که از نظر همکارانش یک آدم فعال ، خلاق ، پر انرژی و در عین حال نامنظم بود ، در سراسر دنیا سخنرانی می کرد ، مطالب زیادی می نوشت و می توانست در هر لحظه ، نمایش روانی را روی عده کثیری اجرا کند . با تعمق در دیدگاه های مورنو در خصوص تعامل میان فردی و کارهای وی در زمینه ابداع نمایش روانی می توانیم به این خصوصیات وی پی ببریم .

آلبرت الیس

آلبرت الیس

 

 

آلبرت الیس در سال ۱۹۱۳ میلادی متولد شد . در سال ۱۹۳۴ میلادی ، درجه لیسانس خود را از سیتی کالج نیویورک گرفت و در سال ۱۹۴۳ ، درجه فوق لیسانس و در سال ۱۹۴۷ مدرک دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد . به علت علاقه به روانکاوی به مدت سه سال آموزش های لازم را فرا گرفت و سپس به عنوان روانشناس بالینی در یک موسسه بهداشت روانی در نیوجرسی مشغول به کار شد (شفیع آبادی و ناصری ، ۱۳۷۸ ). او در دهه ۱۹۵۰ ، در نتیجه نارضایتی از روانکاوی در درمان مراجعان خود ، درمان منطقی را ارئه کرد و خیلی زود نظر خود را به درمان منطقی عاطفی تغییر داد . در سال ۱۹۹۳ به دلیل تاکید بر تعامل میان منطق و عاطفه و رفتار در این رویکرد ، نام نظریه خود را « درمان – منطقی – عاطفی – رفتاری » اعلام کرد . این نظریه به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران نخستین و مهم ترین نمونه رویکرد شناختی رفتاری است ( نوابی نژاد ، ۱۳۸۳ ).

 

 

 

الیس در روش خود روش انسانگرایانه را با درمان رفتاری درآمیخت و میتوان او را به عنوان پیشگامی در درمان شناختی به حساب آورد . الیس همچنین در نظریه خود از دیدگاههای وجودگرائیانه نیز بهره برده و از کارن هورنای ، آلفرد آدلر ، اریک فروم ، و هری استاک سالیوان نیز بهره برده است .

درمان منطقی رفتاری عاطفی رویکردی نیست که فقط به روابط بین مراجع و درمانگر اهمیت دهد ، بلکه علاوه بر مراجع و مشاور فرایند درمان نیز حائز اهمیت است  . تاکید اصلی و اولیه ای که درمانگر در جلسه درمان دارد ، ایجاد توانایی برای بحث و مواجهه و مقابله با افکار و رفتار خود است . درمان گروهی REBT  بیشتر معطوف به استفاده از روش های کوتاه مدت است و مراجعان به دفعات در جلسات گروهی شرکت می کنند . گروه در نظر دارد تا در باورها و افکار غیر منطقی مراجعان « تغییر » ایجاد کند و آنها چون اعضا در گروه رفتارها ی متفاوتی از یکدیگر می بینند ، در نتیجه جریان تغییر تسهیل می شود . الیس در ( ۱۹۹۶ ) مدعی شد که شرکت کنندگان در گروههای REBT  می توانند در حداکثر ۱۰ تا ۲۰ جلسه تغییر کنند ( کوری ، ۲۰۰۰ ).

 

مفاهیم کلیدی

مفروضات زیربنایی در درمان REBT

تعدادی از مفروضات زیربنایی که در روش درمان  عقلانی – عاطفی – رفتاری بیان می شود به شرح زیر می باشد .

– فکر کردن ، احساس کردن و رفتار کردن همیشه به دنبال یکدیگر ایجاد شده و روی هم اثر   متقابل دارند .

– اختلالات عاطفی و پیچیده ای که در انسانها دیده می شود ، در اثر عوامل محیطی و عوامل زیستی ایجاد شده است . برای کشف علل این دسته از اختلالات ، ضروری نیست که گذشته و دوران کودکی فرد به طور کامل بررسی شوند ، اما شناسایی ضربه های روحی که در گذشته و دوران کودکی فرد وجود دارند ، به شناسایی علل اختلال کمک می کنند .

– انسانها تمایل دارند که به مردم نزدیک باشند ، در نتیجه به صورت ناخود آگاه و یا آگاهانه تحت تاثیر اطرافیان خود قرار می گیرند . وقتی فرد دست به انتخاب می زند و یا تصمیمی را اتخاذ می کند ، در حقیقت در حال پاسخ دادن به اطرافیان خود است و صرف نظر از اینکه این تصمیمات درست یا نادرست باشند ، اثر مستقیمی در سیستم زندگی فرد دارند .

– یکی از عوامل اصلی در ایجاد اختلالات شناختی ، عاطفی و رفتاری « خود فرد » می باشد .

– وقتی حادثه ای رخ می دهد ، ممکن است که مردم در رابطه با آن حادثه ، از باورهای غیر منطقی استفاده کنند . این باورهای غیر منطقی می توانند در موفقیت ، عشق ، زندگی ، رفتار بی طرفانه ، عدالت و سلامت روانی افراد اثر گذار باشند .

– علت ایجاد افکار غیرمنطقی ، خود حادثه نمی باشد ، بلکه به برداشت فرد از آن حادثه بستگی دارد . در نتیجه می توان گفت که افکار و باورهای غیر منطقی در شکل گیری و رشد شخصیت نقش بسزایی دارند .

– بیشتر انسانها « خودشان » نقش مهمی در ایجاد اختلالات عاطفی داشته و همچنین برای رفع و درمان اختلال نیز « خودشان » جزو عوامل تعیین کننده و اثرگذار به حساب می آیند و میزان تلاش و انگیزه آنها در اثربخش بودن درمان تاثیر بسزایی دارد .

– وقتی فرد نسبت به توانائیهای خود « آگاهی » نداشته باشد ، در نتیجه ممکن است دست به خود تخریبی زده و باورها و افکار غیرمنطقی بر رفتار او حاکم شود . اگر فرد به « آگاهی » دست یابد ، در نتیجه می تواند با افکار غیرمنطقی خود به مقابله بپردازد . اگر فرد موفق شود تا بر افکار غیرمنطقی خود فائق شود ، در نتیجه « تغییر » می کند . هنگامی در نحوه تفکر فرد تغییری ایجاد شود ، به دنبال آن احساس و عملکردش نیز تغییر کرده و در نهایت دست از خودتخریبی بر می دارد .

– وقتی افراد در مورد افکار غیر منطقی خود به آگاهی می رسند ، در نتیجه قادر می شوند که بوسیله ترکیب کردن روشهای عاطفی-شناختی-رفتاری ، با افکار غیر منطقی خود مبارزه کنند .

REBT چندین روش را به مراجعان آموزش می دهد که توسط آن بتوانند در فکر ، احساس و رفتار خود تغییر ایجاد کنند .

 

نظریه شخصیت

 

الیس از سه دیدگاه فیزیولوژیک ، اجتماعی و روانشناختی به شخصیت می نگرد . با توجه به مبنای فیزیولوژیکی ، الیس معتقد است که انسان ذاتاً تمایلات استثنایی و نیرومندی برای تفکر به شیوه خاص دارد ، که این شیوه ممکن است در جهت منطقی و یا غیر منطقی باشد . او جهت تفکر و عمل فرد را تابع محیط خانوادگی و فرهنگی می داند که فرد در آن رشد می یابد . او انسان را از نظر بیولوژیکی ، عمدتاً موجودی می داند که در جهت تخریب نفس گام بر می دارد و آمادگی ذاتی شدیدی برای تفکر غیر منطقی و غیرعقلانی دارد . از نظر مبنای اجتماعی ، الیس می پذیرد که انسان موجودی اجتماعی است و زندگی در اجتماع برای او لازم است . او معتقد است که انسان در اجتماع باید مطابق انتظارات خود و دیگران رفتار کند و بیش از حد خودمدار و خودبین نباشد و زیاد سبقت جویی نکند . در مبنای روانشناختی ، الیس بیان می کند که ، گر چه انسان از نظر بیولوژیکی تمایل شدیدی به مضطرب کردن خود و تخریب نفس دارد و گر چه او در اجتماعی زندگی می کند که سبب پاره ای از نابسامانیهای رفتاری اوست و آنها را تقویت می کند ، اما دیدگاه روان شناختی شخصیت چگونگی رشد آن را مشخص می کند( شفیع آبادی و ناصری ، ۱۳۷۸ ).

گشتالت درمانی (فردریک پرز)

گشتالت درمانی (فردریک پرز)

زندگینامه

فردریک سولومون فریتز پرز در هشتم جولای سال ۱۸۹۳ در یک خانواده متوسط کم درآمد یهودی در  حومه شهر برلین به دنیا آمد. نام مادرش امیلیا و پدرش ناتان بود. او فرزند آخر از سه فرزند خانواده بود. خواهر بزرگترش، الس وقتی که او بدنیا آمد سه سال داشت و خواهر کوچترش گریت فقط یک سال داشت. پدر او بازرگان شراب بود (کلارکسون و مکین۱۹۹۳، ۲۰۰۳).

او مشکلات زیادی را برای والدین خود ایجاد کرد و درکلاس هفتم دوبار رد شد و به خاطر مشکلاتی که با مسئولان مدرسه داشت اخراج شد (کوری، ۲۰۰۵، ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۸۵).

 

پرز با خواهر بزرگترش خیلی مشکل داشت و خواهر بزرگترش او را وحشی خطاب می کرد، اما با خواهر کوچکترش رابطه صمیمی و خوبی داشت زیرا او دختری پسر منشانه بود. بعد از مشکلاتی که برای  خانواده اش ایجاد کرد رابطه اش با پدرش نیز تیره شد و پدرش او را سرزنش می کرد. وقتی از مدرسه اخراج شد با یکی از دوستانش به تماشای تاتر می رفت و علاقه زیادی به تاتر و بازیگری داشت .

او حتی در دوره نوجوانی در یک تاتر شاهنامه به ایفای نقش پرداخت. هر چند که در آن نقش پرز دیالوگی برای گفتن نداشت اما آن را جزو لذت بخش ترین خاطرات خود می داند.

خانواده پرز مورد آزار نازی ها واقع شدند و خواهر بزرگترش در اردوگاه دسته جمعی کشته شد.

از آنجائیکه او هیچگاه رابطه خوبی با خواهر خود نداشت، در نوشته های خود می نویسد زمانی که شنیدم که خواهرم کشته شده ، فقط کمی ناراحت شدم.

پرز در برلین با لورا پوسنر (۱۹۹۰-۱۹۰۵) که در شهر فوزهایم کشور آلمان بدنیا آمده بود و دانشجوی دوره فوق لیسانس کورت گلدشتاین (روانشناس پیرو گشتالت) بود آشنا و با او ازدواج کرد (شیلینگ، ترجمه آرین، ۱۳۷۹).

پرز شخصاً آدم سرزنده و گیج کننده ای بود. افراد معمولاً با ترس آمیخته با احترام به او پاسخ می دادند یا اینکه او را مواجهه کننده خشنی برداشت می کردند که از طریق استعداد هنرپیشگی، نیازهای خودش را برآورده می کنند. او را به صورت شخصی بذله گو، باهوش، تحریک کننده، فریبکار، متخاصم، پرتوقع و الهام بخش برداشت می کردند (کوری، ۲۰۰۵، ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۸۵).

زمانی که هیتلر به قدرت رسید، وی به علت فشارهای وارده به یهودیان در سال ۱۹۳۳-۱۹۳۴ به همراه همسرش لورا به آمستردام پناه برد و در آنجا به کار خصوصی پرداخت. پرز با سمت روانپزشک در ارتش انگلستان نیز خدمت کرده است. پرز و خانواده اش در سال ۱۹۴۶ به ایالت متحده آمریکا مهاجرت کردند (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۶۵، ۱۳۷۸).

پرز در سال ۱۹۵۶ به طور کلی از زندگی در نیویورک و خصوصاً زندگی با لورا احساس نارضایتی می کرد ولذا با یکی از بیمارانش به میامی رفت (شیلینگ، ترجمه آرین، ۱۳۷۹).

او بعد از سال ۱۹۶۵ پرز نزدیکی بیگ شور کالیفرنیا سکنی گزید  و به جدیت به گسترش گشتالت درمانی پرداخت. در اوایل سال ۱۹۷۰ میلادی به کانادا رفت و در آنجا انجمن گشتالت درمانی و مراکز آموزشی را تاسیس کرد و سرانجام در چهاردهم مارس ۱۹۷۰ بدرود حیات گفت (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۷۸).

ماهیت انسان

پرز معتقد است که هر موجود زنده ای که اعضا و سازمان و جوارحی دارد و در درون خودش از خود-نظمی برخوردار است، ارگانیزم نامیده می شود. ارگانیزم همیشه به صورت کل عمل می کند و مجموعه ای از اجزا نیست بلکه یک نوع هماهنگی است. به عقیده وی انسان کلا یک موجود احساس کننده، تفکر کننده و عامل است. انسان تمایل دارد که در جهت چیزهای کل و یا هیئت های خوب حرکت کند تا از تنشهای خود بکاهد و کلیت خود را به ظهور برساند. بنابراین تمایل ذاتی هر ارگانیزمی تلاش برای کسب تعادل است؛ تعادلی که هرگز به صورت ثابت و دائمی حاصل نمی شود. همچنین ارگانیزم انسان یک واکنش کننده یا دریافت کننده منفعل و فعل پذیر نیست. بلکه یک ادراک کننده و سازمان دهنده فعال است که بر طبق نیاز و علاقه خودش، جهان مطلق را انتخاب می کند و دنیای ذهنی خودش را از دنیای عینی به وجود می آورد. انسان از طریق رشد بالغ می شود واین بدان معنی است که او از حمایت محیطی به حمایت شخصی و استقلال نائل می شود. انسان پیوسته در محیطش در تلاش و تکاپو است که به هدف خویش که تحقق بخشیدن به خود است، برسد.

پرز می گوید:

«من کار خودم را می کنم و تو هم کار خودت را.

من برای برآورده ساختن توقعات تو در این دنیا زندگی نمی کنم،

و تو هم در این دنیا زندگی نمی کنی که توقعات مرا برآورده کنی.

تو تو هستی، و من، من هستم،

و اگر تصادفاً یکدیگر را بیابیم، قشنگ و جالب است.

اگر نه، نمی توان کاری برای آن کرد. »

اضطراب

اضطراب فاصله و شکاف میان حال و آینده است. انسان بدان دلیل مضطراب می شود که وضعیت موجود را رها می کند و درباره ی آینده و نقش های احتمالی که ایفا خواهد کرد، به تفکر می پردازد. دلهره و مشغولیت در زمینه ی فعالیت های آینده باعث ترس صحنه ای می شود.

اگر فرد در زمان حال به سر ببرد، مضطرب نخواهد شد، زیرا هیجان و تحریک به فوریت در فعالیت خود به خودی او جریان می یابد و خلاق و مبدع می شود(شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۷۸)

نوروز توقف و یا رکود رشد است. واکنش فرد روان نژند، به جای آنکه تعامل با محیط و جذب آن باشد، کنترل محیط و ایفای نقشهای معین است. انرژی، به جای آنکه صرف رشد و تکامل شود، مصروف ایفای نقش می شود. بر طبق این اصل گشتالت که ارگانیزم نمی تواند در هر زمان حواسش را بر بیش یک چیز متمرکز کند، توجه به ایفای یک نقش از تمرکز بر روی رفتاری که به رشد و تکامل منجر می شود، جلوگیری خواهد کرد. فرد روان نژند گرفتار کشمکش میان نیازهای بیولوژیکی و خواستهای اجتماعی خود است.

اضطراب روان نژندی یک اضطراب اساسی است و علامت مشترک نوروز است. کسی از نظر روانی سالم است که در او آگاهی می تواند بدون سد شدن گسترش یابد. چنین شخصی لحظه به لحظه می تواند نیازهای خودش و امکانات محیطی را به طور کامل و روشنی تجربه کند و طبق اصل سالم گشتالتی عمل کند(فگن،۱۹۷۰؛پرز۱۹۶۹).

انتظار از روان درمانی یا هدف

هدف اصلی گشتالت درمانی کمک به فرد است تا دریابد که نیازی به وابستگی به دیگران ندارد و می تواند موجود مستقلی باشد. به عبارت دیگر، گشتالت درمانی موانع و سدها را از سرراه«شدن» فرد بر می دارد، تا فرد از حمایت محیطی به حمایت شخصی، که همان بلوغ است، برسد. به عبارت دیگر، هدف گشتالت درمانی کشف زندگی است، تا بدان وسیله فرد رشد کند و به بلوغ شخصی برسد. انسان در جریان رشد یک تعارض و یا یک کشمکش اساسی دارد و آن این است که هر فردی فقط یک هدف ذاتی دارد و آن هدف تحقق بخشیدن به «خود» است، آن طور هست که، و گشتالت درمانی سعی می کند فرد آن چیزی بشود که هست (پرز،۱۹۶۹؛پاپن،۱۹۷۴؛شرتزر و استون،۱۹۷۴، به نقل از شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۷۸).

پرز (۱۹۷۵) در کتاب خود می نویسد «یکپارچگی کامل وجود ندارد. یکپارچگی هرگز کامل نمی شود. بالیدگی هرگز کامل نمی شود. این یک فرایند مستمر و برای همیشه است …. همیشه چیزی برای یکپارچگی و چیزی که یاد گرفته شود وجود دارد». آشکار است که سازگاری با جامعه از اهداف گشتالت درمانی محسوب نمی گردد (شیلینگ، ترجمه آرین، ۱۳۷۹).

کاربرد فنون و روشهای درمان

به عقیده ی پرز تکنیکهای گشتالت درمانی برقرار کردن یک«پیوستارآگاهی» است. ایجاد چنین پیوستاری لازم است و به مراجع اجازه می دهد که طبق اصل سالم گشتالت عمل می کند، یعنی موقعیتها و امور ناتمام را شناسایی کند و با آن برخورد سازنده داشته باشد (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۷۸).

گرچه رویکرد گشتالتی به امور بدیهی و واضح مربوط می شود، اما از سادگی آن نباید تصور کرد که وظیفه درمانگر آسان است. ابداع کردن مداخله ها شاید آسان باشد اما به کار بردن آنها به صورت ماشینی، باعث می شود که درمانجویان به زندگی غیر اصیل خود ادامه دهند (کوری، ۲۰۰۵؛ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۵).

بنابراین زمانی که درمان شروع می شود و هدف از درمان نیز اصیل تر شدن درمانجویان باشد بنابر این درمانجویان باید با درمانگر اصیلی رابطه داشته باشند.

درمانگر گشتالتی گنجینه ای از تمرین ها را در اختیار دارد که هر لحظه می تواند از آنها برای بالا بردن آگاهی استفاده کند. تمرین هایی که بیش از همه در افزایش هشیاری به کار می روند به قرار زیر هستند:

۱-    بازی گفت و شنود: به این صورت که بیماران به گفت و شنود بین قطب های شخصیت شان می پردازند.

۲-  من مسئولیت می پذیرم: که طی آن از مراجع خواسته می شود تا هر عبارتی را که درباره خودشان بیان می کنند با جمله من مسئولیت آن را می پذیرم پایان دهند.

۳-    بازی فرافکنی: مراجعان طی آن نقش فردی را بازی می کنند که در فرافکنی ها دخالت دارند.

۴-    واگردانی: مراجعان برای تجربه کردن قطب های نهفته خودشان، دقیقاً بر خلاف آنچه معمولا هستند عمل می کنند

۵-    تمرین های نمایشی: طی آن فکر یا عملی را به نمایش می گذارند.

۶-  بازی های مشاوره زناشویی: طی آن همسران، به نوبت، مثبت ترین و منفی ترین احساسات خود را نسبت به یکدیگر نشان می دهند.

۷-  ممکن است جمله ای از من بپذیرید: درمانگر از مراجع می خواهد تا عبارتی را تکرار کند که این عبارت توسط مشاور ارائه می شود و برای مراجع حائز اهمیت است (پروچسکا و نورکراس، ۱۹۹۹؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۵).

تشریح جلسات آموزش ایمن سازی در برابر استرس

تشریح جلسات آموزش ایمن سازی در برابر استرس ( SIT  )

 

مقدمه:

 

این جلسات به صورت گروهی برگزار می شود و با توجه به اینکه اهداف جلسات و سر فصلهای آن معین است ، رهبر گروه در هر جلسه اهدف را بیان کرده و متناسب با آن چهارچوب جلسه مشخص خواهد شد .

این جلسات به صورت هفتگی و هفته ای یک جلسه در مدت یک ساعت و نیم برگزار خواهد شد . تعداد کل جلسات ۱۱ جلسه می باشد . از این تعداد جلسه آخر جلسه پیگیری می باشند که هدف از برگزاری آن بررسی میزان اثر بخش بودن فنون ارائه شده می باشد .
جلسه اول :

 

عنوان : آشنایی و ایجاد رابطه حسنه

 

اهداف :

آشنایی اعضا با یکدیگر

برقراری رابطه مبتنی بر همکاری

آشنایی با نحوه انجام کار و قوانین گروه

 

شرح جلسه :

رهبر پس از خوشامد گویی خود را معرفی کرده و سپس از اعضا می خواهد تا خود را معرفی کنند . سپس رهبر در این جلسه به ذکر قوانین می پردازد که عبارتند از :

ذکر رازداری و اهمیت آن ، بیان زمان جلسات و عمر گروه ،  تذکر برای غیبت ، تاخیر  و انجام تکالیف و … .

سپس با اعضا راجع به اهداف جلسه صحبت کرده و از آنها خواسته می شود تا راجع به اهداف خود صحبت کنند و به اهداف تک تک آنها گوش کرده و گروه را به سمت هدف مشترک می برد . در کل جلسات سعی می شود تا فضایی توام با اعتماد ایجاد شود . همچنین در پایان جلسات قبل از اتمام جلسه به پایان وقت اشاره می شود .

 

 

 

جلسه دوم :

 

عنوان : مفهوم سازی ماهیت تعاملی استرس

 

اهداف :

استحکام بخشیدن به رابطه مبتنی بر همکاری

آموزش ماهیت تعاملی استرس

بررسی مفهومی افسردگی و استرس

دادن اطلاعات مقدماتی راجع به فن تصویر پردازی ذهنی

 

شرح جلسه :

در این جلسه رهبر پس از خوشامد گویی مرور کوتاهی بر هدف گروه داشته و از اعضا می خواهد تا تعریفی از افسردگی ارائه دهند . سپس به تعریفی از افسردگی پرداخته و راجع به استرس نیز به همین منوال بحث می شود . رهبر از هر یک از اعضا می خواهد تا یک موقعیت ناراحت کننده را که خودشان یا یکی از نزدیکانشان تجربه کرده اند را شرح دهند و شدت مشکل را نیز بیان کنند . سپس راجع به عمومیت مشکل ( مدت و وسعت ) و تعیین کنندگان مشکل ( شرایط تشدید کننده یا تخفیف دهنده و ریشه مشکل) و پیامدهای آن بحث می شود . رهبر می تواند برای اینکه اعضا راحت تر به بیان مسائل خود بپردازند ، از خود افشایی نیز استفاده کند ۰ به عنوان مثال اگر مشکلی مشابه با سایر اعضا داشته را بیان کند تا حس اعتماد در گروه تقویت شود. راجع به فن تصویر پردازی توضیح مختصری ارائه می شود و هدف از اجرای این فن بیان می شود و به اعضا گفته می شود که این فن در جلسه آینده اجرا خواهد شد .

 

جلسه سوم :

 

عنوان : اجرای فن تصویر پردازی ذهنی

 

اهداف :

آموزش فن تصویر پردازی ذهنی

 

شرح جلسه :

در این جلسه رهبر مروری بر هدف از اجرای فن تصویر پردازی ذهنی کرده و این فن را در گروه اجرا می کند . برای جلسه بعد رهبر گروه تکلیف به اعضا می دهد تا در منزل به تمرین تصویر پردازی ذهنی بپردازند .

 

 

 

جلسه چهارم :

 

عنوان : پیامدهای افسردگی و آموزش فن آرمیدگی ( Relaxation  )

 

اهداف :

ارزیابی فن تصویر پردازی ذهنی و بررسی تکالیف

بررسی پیامد های افسردگی

آموزش فن آرمیدگی

 

شرح جلسه :

در ابتدای جلسه تکلیف جلسه قبل ( تمرین تصویر پردازی ذهنی ) مرور می شود و موانعی که اعضا در ارتباط با اجرای این فن داشته اند مورد بررسی قرار می گیرد و راه حل مواجهه با آن ارائه می شود . سپس از اعضا خواسته می شود تا در رابطه با پیامد های افسردگی صحبت کنند . در این جلسه مقدمه ای از آرمیدگی ( نحوه اجرا ، مراحل ، شرایط و … ) بیان شده و مراحل آن آموزش داده می شود . این آموزش سه مرحله دارد که در مرحله اول ایجاد تنش و آرام شدن و مرحله دوم چک کردن آرامش و مرحله سوم کنترل می باشد .

به اعضا در زمینه نمره دادن به تنش نیز آموزش داده می شود که به این شرح است :

روی یک نمودار نمره ای از صفر تا صد وجود دارد و صفر بیانگر آرامش کامل و صد بیانگر تنش حداکثر می باشد . نقطه پنجاه یعنی میزان تنش و آرامش با هم برابر است و در این حالت آرامش زندگی مناسب است . نقطه بیست و پنج یعنی آرامش مناسب است ولی کامل نیست و نقطه هفتادوپنج یعنی تنش زیاد . رهبر باید آموزش دهد که تنشی که ما به اعضای خود وارد می کنیم حداکثر تا هفتاد و پنج می باشد و فشار اضافی لزومی ندارد . اعضا قبل از آغاز تمرین روی یک برگه میزان تنشی را که دارند ثبت می کنند و پس از تمرین آرمیدگی نیز به خود نمره می دهند .

آرامش سازی در چهارده حرکت انجام می شود که( با اقتباس از جاکوبسن ، گلدفرید و لازاروس توسط کرمی تهیه شده است )و عبارتند از :

ابتدا دستها ( شروع از دست غالب ) – مچ دستها و ساعد – بازوها – شانه ها و گردن –  پشت – پیشانی – چشمها – آرواره ها – لب ها – سینه – شکم – پاها – مچ و ساق پا .

اعضا بر روی صندلی دسته دار تکیه داده و ابتدا عضو های نامبرده را منقبض کرده و سپس منبسط  می کنند . لازم به ذکر است که زمان ایجاد تنش ۵ تا ۷ ثانیه است و زمان آرامش باید حتماً بیشتر از زمان تنش باشد که حداقل ۱۵ تا ۲۰ ثانیه می باشد . همچنین هر حرکت حداقل دو بار انجام می شود و زمان آرامش در بار دوم باید بیشتر از بار اول باشد ( یعنی حداقل ۲۰ تا ۲۵ ثانیه ) . لازم به ذکر است که اگر اعضا بعد از انجام دو بار هنوز در آن عضله خاص احساس تنش داشتند می توان این تمرین را تا پنج بار افزایش داد . در این جلسه رهبر ابتدا روی یکی از اعضا تمرین را طوری اجرا می کند که سایر اعضا مشاهده کنند و سپس به صورت جمعی این کار را روی برخی از عضلات انجام داده و برای جلسه بعد تکلیف داده می شود .

 

 

 جلسه پنجم :

 

عنوان : تمرین آرمیدگی

 

اهداف :

ارزیابی کارایی فن آرمیدگی

اجرای فن آرمیدگی با استفاده از نوار کاست

 

شرح جلسه :

در این جلسه تکالیف (آرامش سازی) اعضا  مرور شده و موانع اجرای آن مورد بررسی قرار می گیرد و از اعضا خواسته می شود تا برای مقابله با موانع به  ارائه راهکار بپردازند . در این جلسه رهبر گروه از نوار کاست آرامش سازی استفاده می کند و به اعضا برای جلسه بعد تکلیف داده می شود تا در منزل به تمرین آرامش سازی بپردازند و میزان آرمیدگی خود را در یک فرم ثبت کنند .

لازم به ذکر است که تمرین یازدهم که تمرین قفسه سینه می باشد با سایر تمرینات متفاوت است و به این صورت می باشد : این نوع تمرین ۳ مرحله دارد که در مرحله اول حدود ۱۰ ثانیه نفس را به آرامی از راه بینی داخل می دهیم تا قفسه سینه کاملاً پر شود و در مرحله دوم حدود ۲۰ ثانیه تنفس را نگه داشته و در مرحله سوم حدود ۱۰ ثانیه نفس را از راه دهان بیرون می دهیم . پانزده ثانیه استراحت کرده و سپس تکرار می کنیم .

 

 

 

جلسه ششم :

 

عنوان : باز سازی شناختی

 

اهداف :

ارزیابی فن آرمیدگی و مرور تکالیف

آموزش مقدماتی رویکرد درمانی بک

 

شرح جلسه :

در این جلسه رهبر گروه در ابتدا به بررسی و ارزیابی  تکالیف جلسه قبل ( آرامش سازی ) و موانع اجرای آن پرداخته و سپس به آموزش رویکرد درمانی بک می پردازد . در پایان به عنوان تکلیف از اعضا خواسته می شود تا فهرستی از خواسته ها و افکار خود را برای جلسه بعد همراه بیاورند . در این جلسه فرمی به اعضا داده می شود تا در آن افکار خود را ثبت کنند . نمونه جدول به این صورت است :

 

تاریخهیجان(ها)موقعیتافکار خودکار
چه احساسی دارید ؟

میزانش چه قدر است ؟

( ۰تا۱۰۰ )

چه کار می کردید و یا درباره چه چیزی فکر می کردید؟افکارتان دقیقاً چه بودند ؟

میزان اعتقاد شما به هر یک از افکار چقدر است ؟ ( ۰ تا ۱۰۰ )

برگه یادداشت افکار ناکارآمد۲

 

 

جلسه هفتم :

 

عنوان : باز سازی شناختی

 

اهداف :

شناسایی افکار خود

فمنیسم

فمنیسم

مقدمه

 فمنیسم اندیشه‌ای نوبنیاد است و زمان عنصر لازم و ضروری برای شناختن هر چه بیشتر ماهیت این اندیشه است. هویت و ماهیت اندیشه‌ها هنگامی به خوبی شناسایی و گسترده و دامنه‌شان برای اندیشمندان روشن می‌گردند، که در بستر زمان به دقت مورد بررسی قرار گرفته، توصیف‌ها، تحلیل‌ها و موشکافی‌های عمیقی توسط اندیشمندان و متفکران از آن صورت پذیرفته باشد، این در حالی است که فمنیسم با همه فراز و نشیب‌هایش هنوز در ابتدای راه است و شناسایی دقیق آن نیازمند زمان است.

اما اندیشمندان و محققان تا به امروز مباحثی از فمنیسم را ارائه دادند، و تا چه اندازه ابعاد آنرا برای دیگران روشن ساختند؟ اساساً فمنیسم چیست؟ چه روند و مراحلی را تا به امروز پیموده است؟ آیا فمنیسم‌ آموزه‌ای واحد و یکپارچه است، یا در درون خود حاوی نگرشها و گرایشهای متعددی است؟ فمنیسم شامل چه حوزه‌هایی است، آیا تنها شامل حوزه‌های معرفتی و اندیشه‌ای است، یا در ابعاد کاربردی و عملی نیز نظر دارد؟ میزان مداخله فمنیسم در باب مسائل سیاسی تا چه اندازه است، آیا نگاه تنها متوجه نهادها و سازمان‌های داخلی است، یا اینکه به عرصه‌های بالاتر همانند روابط بین الملل نیز چشم دوخته‌اند؟ و بالاخره نقد فمنیسم چگونه است، آیا اساساً می‌توان فمنیسم را به نقد و چالش فراخواند؟ همه اینها مباحثی است که این مقاله، به فراخور وسع و توان نویسنده، در صدد پاسخگویی اجمالی به آن است.

 

آثار و نوشته‌های متعددی در باب فمنیسم به نگارش در آمده است. در زبان فارسی علی رغم تالیفات بسیار اندک در این موضوع، ترجمه ده‌ها کتاب و مقاله که توسط فمنیستها یا درباره فمنیستها به نگارش در آمده‌اند، موجود است. نوشته‌های نویسندگان ایرانی غالباً برگرفته از آثاری مانند، «انقیاد زنان»، «جنس دوم»، «پیکار با تبعیض جنسی» از آثار مذکور، تا حد امکان سعی شده است به منابعی مراجعه شود که به خاطر جدید بودنشان، تا به امروز در نوشته‌های فارسی مورد استفاده قرار نگرفته‌اند. در واقع این دسته از منابع بودند که نویسنده را به نگارش مقاله‌ای در باب فمنیسم ترغیب نمود. منابعی که هر یک با برخورداری از غنای علمی، بخش‌های متعدد این مقاله را شکل دادند که عنوان و فهرست آنرا می‌توان در بخش منابع ملاحظه نمود.

 

مفهوم فمنیسم

 

شارل فوریه، سوسیالیت فرانسوی اولین کسی بود که واژه فمنیسم را ابداع کرد. او از پرشورترین و سخنورترین طرفدار آزادی زنان نامیده‌اند. فمنیسم (Feminism) در اصل واژه‌ای فرانسوی (Feminisme) است که ریشه لاتین (Femina) به معنای زن (Woman) اخذ شده است. حالت وصفی این واژه (Feminine) در زبان انگلیسی و (Feminin) در زبان فرانسه است، که از کلمه لاتینی (Femininus) به معنای زنانه گرفته شده است. در زبان فارسی «طرفداری از حقوق زن»، «جنبش آزادی زنان»، «زن باوری»، «زن آزاد خواهی» و غیره معادلهایی هستند که برای واژه فمنیسم ارائه شده‌اند.

در اصطلاح، اندیشمندان تعریف و معنای واحدی از فمنیسم ارائه نداده‌اند. برخی از آنها معتقدند از آنجا که فمنیسم جنبش واحدی نیست، بنابراین امکان تعریف واحد از این مکتب وجود ندارد. آنان معتقدند اگر چه تمام فمنیستها در این باره که زنان فرودستند و برای آزادی آنان باید استراتژی‌هایی اتخاذ کرد، هم عقیده‌اند اما در مورد علل ستمدیدگی زنان و استراتژی‌های رسیدن به آزادی، بین آنان اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد. برخی دیگر بیان می‌دارند واژه فمنیسم از نوآوریهای قرن بیستم دردهه ۱۹۶۰ بوده که با دو اعتقاد اساسی در ارتباط است: اول آنکه زنان به دلیل جنسیت‌شان، دچار محرومیت هستند و دوم اینکه این محرومیت باید از میان برود. در دیدگاه دیگر فمنیست کسی است که معتقد باشد، زنان به دلیل جنسیت گرفتار تبعیض هستند، زنان نیازهای مشخصی دارند که نادیده و ارضا نشده باقی مانده‌اند و لازمه ارضای این نیازها، تغییر اساسی در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.

با مراجعه به فرهنگهای معتبر انگلیسی می‌توان دو مفهوم اساسی و مهم را از فمنیسم برداشت کرد:

 

۱- فمنیسم آموزه‌ای است که از حقوق برابر زنان با مردان در امور اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دفاع می‌کند.

۲- فمنیسم جنبش سازمان یافته‌ای است که برای بدست آوردن حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان شکل گرفته است.

 

حقیقت آنکه دو مفهوم اخیر با روند و مسیر تاریخی فمنیسم سازگارتر است. سه تعریف اول، تنها به مفهوم دوم از فمنیسم اشاره دارند. این نوع برداشت از آنجا ناشی می‌شود که بنابر اعتقاد اینان فمنیسم واقعی اساساً همان مفهوم دوم است. مفهومی که دارای بار سیاسی بوده و به صورت یک جنبش فراگیر اروپا و آمریکا را نوردیده است. در حالی که اگر بخواهیم بگونه‌ای واقع بینانه‌تر قضاوت کنیم، فمنیسم هر دو مفهوم را دارا است. در مفهوم اول فمنیسم تنها آموزه‌ و دکترینی است که با بیان علمی در صدد اثبات برابری حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان با مردان است. در صورتی که در مفهوم دوم فمنیسم جنبشی است که با رهیافت سیاسی به دنبال بدست آوردن و تحقق بخشیدن آن آموزه و دکترین است. از حیث تاریخی نیز سابقه مفهوم اول طولانی است در حالی که مفهوم دوم به دهه ۱۹۶۰ به بعد بر می‌گردد.

بر این اساس شاید بتوان تعریفی جامع که هر دو مفهوم را برساند ارائه داد. «فمنیسم آموزه یا جنبشی است که در تلاش برای اثبات یا به دست آوردن حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برابر یا برتر با مردان است.»

 

گرایشهای فمنیستی

 

فمنیسم یک گرایش و مکتب واحد نیست. فمنیستها به این سوال که اساساً چرا وضع زنان چنین است و راه حل آن چگونه است، پاسخ واحدی ارائه نداده‌اند. از نظر اخلاقی فمنیستها دارای یک ایده و سبک واحد نبودند، صور فمنیسم هم با اعتلا و ارتقای عفت و پاکدامنی و هم با ایجاد روابط جنسی آزاد پیوند داشته است. از نظر سیاسی نیز چهره فمنیسم در برگیرنده درجات و سلسله مراتب مختلفی بوده است. از لیبرال سخت شروع و به چپ افراطی ختم می‌شود. بنابراین فمنیسم همانند بیشتر ایدئولوژیها تداخل‌ها و ناهماهنگی‌هایی در ارزشهای بنیادین خویش دارد، که این مسائل باعث ظهور گرایشها و مکاتب متعدد در درون فمنیستها می‌گردد.

متفکران و اندیشمندان مطالعات زنان تا به امروز پنج نگرش و گرایش مهم از فمنیسم را مورد ارزیابی و تحلیل خویش قرار داده‌اند. لیبرالی، مارکسیستی، سوسیالیستی، رادیکال و… پست مدرن نگرشها و گرایشهایی هستند که در بسیاری از آثاری که درباره فمنیسم نوشته‌ شده‌اند، مورد بررسی قرار گرفته است.

مباحث ویژه فمنیسم

 

فمنیستها از دهه ۱۹۶۰ به بعد، مباحث متعددی را مورد بحث قراردادند. در این میان به نظر می‌رسد برخی از آن مباحث جلوه بیشتری نسبت به دیگر مباحث داشته است. بحث از جنسیت، مردسالاری، حوزه عمومی و خصوصی، خانواده و دین از جمله مباحثی هستند که تقریباً همه گرایشهای فمنیستی، بویژه گرایش رادیکالی، در باب آن مطالبی را بیان داشتند.

درمان فمنیستی

 

درمان  فمنیستی بیش از دیگر نظریه های رواندرمانی در کنار عوامل روان شناختی مسبب مشکلات افراد ، به عوامل جامعه شناختی مثل تاثیر نقش های جنسیتی و زمینه های فرهنگی بر رشد اشخاص می پردازد .

در نظریه های فمنیستی شخصیت ، موضوعاتی چون تفاوت و شباهت زنان و مردان در تصمیم گیریهای اخلاقی ، نحوه ارتباط برقرار کردن آنها با دیگران و میزان نحوه ارتکاب آنان به خشونت و سوء رفتار و میزان قربانی بودن آنان در این زمینه ها بررسی می شود .

 

نظریه های فمنیستی

 با توجه به اینکه مطالع شخصیت زنان عمر زیادی ندارد ( بیشتر مطالعات پس از ۱۹۷۰  انجام شده اند) و محصول کار محققان مختلف است ، ایده های نظری این مبحث واضح نیستندو پشتوانه تحقیقی زیادی ندارند .

 ازرویکردهایی که در این زمینه وجود دارند  می توان به این موارد اشاره کرد :

نظریه طرحواره جنسی

نظریه رشد اخلاقی

نظریه خود رابطه ای

 

اهداف درمان فمنیستی

 

این درمانگران به دنبال تغییر زندگی اشخاص و حتی جامعه اند . اهدافی که شارف بر اساس کلاین و استاردیونت بیان می کند عبارتند از :

۱٫     حذف نشانه

۲٫     عزت نفس

۳٫     کیفیت روابط میان فردی

۴٫     عملکرد نقشی

۵٫     تصویر بدنی و شهوت رانی

۶٫     آگاهی سیاسی و اقدام اجتماعی

 

 

فنون درمان فمنیستی

 

چون درمانگران این رویکرد ، تلفیقی از فمنیست و نظریه های دیگر است در اینجا به فنونی اشاره می شود که یا مختص به درمان فمنیستی است و یا با اهداف درمان رابطه دارند :

راسل در کتاب خود ۵ شیوه را مطرح می کند که باعث ایجاد تغییر می شود :

۱٫     مراجعان با ارزیابی مثبت زنان ، متوجه ویژگی های مثبت و امتیازات خود می شوند

۲٫     مراجعان با تحلیل اجتماعی متوجه آن دسته از عوامل اجتماعی می شوند که مانع کارایی مطلوب زنان می شوند

۳٫     تشویق مراجعان به رشد و تحول کلی به آنان امکان می دهد صفات مثبت زنانه و مردانه را تلفیق کنند و به اهداف خویش برسند

۴٫     وقتی مشاوران ، مراجعان را متوجه رابطه احساسات و رفتارشان  میکنند ، در واقع به آنها درباره پیامد عملشان بازخورد می دهند

۵٫     مشاور با خودافشایی رابطه ای توام با برابری برقرار می کنند و به مشاوره مورد نظر ، عمق و صراحت می بخشد .

 

منابع

 

۱-   سیمون دوبووار، جنس دوم، حسین مهری، تهران، بی‌تا.

 

۲-   جان استوارت میل، انقیاد زنان، علاءالدین طباطبایی، تهران، هرمس، ۱۳۷۹٫

 

۳-   آندره میشل، پیکار با تبعیض جنسی، مرحوم محمد جعفر پوینده، تهران، نگاه، ۱۳۷۶٫

 

۴-   پاملا ابوت/ کلر والاس، جامعه شناسی زنان، منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۰٫

 

۵-   حمیرا مشیرزاده، فمنیسم: از جنبش تا نظریه اجتماعی، تهران، شیرازه، ۱۳۸۳٫

 

۶-   محسن رضوانی، فلسفه سیاسی، ۱۳۸۳٫

 

۷-   نظریه های مشاوره ورواندرمانی ، پروچسکا، تهران ،۱۳۸۱

 

۸-   نظریه های مشاوره و رواندرمانی شارف ،ترجمه فیروزبخت ، تهران ،۱۳۸۴

 

۹-   http://www.soojeh.com/femenism

 

۱۰-   http://irwomen.com/news.php?cat=5

 

۱۱-http://www.cddc.vt.edu/feminism/

 

۱۲-http://www.javaan.net/zan/zan_bor.htm

 

۱۳-http://jomhouri.com/a/03art/001668.php

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مشاوره

دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

 

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مشاوره (M.Sc)

 

موضوع :

بررسی اثر بخشی آموزش تلقیح استرس (SIT) بر کاهش افسردگی کارکنان بهزیستی شهر تهران سال ۱۳۸۶

 

استاد راهنما:

دکتر عبدالله شفیع آبادی

 

استاد مشاور:

دکتر ابوالفضل کرمی

 

نگارش:

مهرنوش دارینی

 

سال تحصیلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶


چکیده

بررسی اثر بخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس ( SIT ) بر کاهش افسردگی کارکنان بهزیستی شهر تهران در سال ۱۳۸۶

افسردگی نوعی اختلال روانی است که در آن خلق شخص آشفته می شود. در واقع، افسردگی به قدری متداول است که گاهی از آن به عنوان سرما خوردگی روانی یاد می شود. روش آموزش ایمن سازی در برابر استرس توسط مایکنبام ارائه گردیده است و این روش آموزشی-درمانی یک فن منفرد نیست، بلکه ترکیبی از کلیه فنون شناختی-رفتاری است. این رویکرد در سه مرحله صورت می گیرد که عبارتند از ۱- مفهوم سازی ۲- کسب مهارتها و تحکیم آنها ۳- کاربرد و پیگیری مستمر. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس ( SIT ) بر کاهش افسردگی کارکنان بهزیستی می باشد. در این پژوهش روش مورد استفاده شبه آزمایشی است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه کارکنان بهزیستی شهر تهران در سال ۱۳۸۶ می باشد که از بین مراکز بهزیستی شهر تهران مجتمع خیریه بهزیستی وحدت به طور تصادفی انتخاب گردید. در این راستا  به طور هدفمند ۹۴ نفر از کارکنان مجتمع بهزیستی وحدت به پرسشنامه افسردگی بک (فرم ۲۱ سوالی) پاسخ دادند. سپس تعداد ۲۴ نفر از بین ۳۸ نفر که نمره کسب شده آنها در پرسشنامه بالاتر از میانگین بود به طور تصادفی در دو گروه آزمایش وکنترل (هر گروه ۱۲ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایشی طی ۱۱ جلسه ۵/۱ ساعته آموزش ایمن سازی در برابر استرس را دریافت نمودند. هر دو گروه سه بار (پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری) مورد آزمون و ارزیابی قرار گرفتند. در تحقیق حاضر یک فرضیه مطرح بود که عبارت است از: میزان افسردگی آزمودنیهایی که تحت آموزش ایمن سازی در برابر استرس قرار گرفتند (گروه آزمایش) در مقایسه با آزمودنیهایی که تحت آموزش ایمن سازی در برابر استرس قرار نگرفتند (گروه کنترل)، کمتر است.

بعد از جمع آوری داده ها و اطلاعات، تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون و تفاضل نمرات پیش آزمون و پیگیری در هر دو گروه محاسبه گردید و با استفاده از آزمون پارامتریک t مستقل تفاضل نمرات به منظور تحلیل فرضیه پژوهش مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج بدست آمده از گروه آزمایشی و کنترل نشان داد که روش آموزش ایمن سازی در برابر استرس در کاهش افسردگی (۰۱/۰> P) موثر بوده است.

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس

به خودتان عشق بورزید

شرط اساسی اعتماد به نفس خود شیفتگی است و اساسی ترین مانع خودشکنی .

باید عاشق جسم و روح خود باشید و برای رسیدن به این منظور باید به خودشناسی برسید .

جلوی آیینه بروید و خود را دوستدارانه نگاه کنید و از صمیم قلب به خود بگوئید : ” دوستت دارم ” .

 

از خود به خوبی یاد کنید

شما باید با خود صادق باشید و هم جنبه های + و هم جنبه های – خود را ببینید . اما به جنبه های + بیشتر توجه کنید ، تا با تکیه بر آنها بتوانید انرژی بهتری برای مقابله با جنبه های منفی پیدا کنید .

تفکر + به معنای ندیدن واقعیتها نیست ، بلکه همه چز را دیدن است و در عین حال تمرکز بر نکات + .

لیستی از نقاط ضعف و قدرت خود تهیه کنید و برای خود آگهی تبلیغاتی بسازید

ابتدا امتیازات و قابلیتهای خود را با زبان خودتان بنویسید و بعد آنها را در خلوت با صدای بلند هر روز بخوانید .

 

 

خود را تشویق و ستایش کنید

به خاطر کوچکترین کار خوبی که می کنید خود را تشویق کنید ، مثلاً الان شما در یک کارگاه اعتماد به نفس شرکت کرده اید و بنابر این شایسته تشویق هستید ، پس برای خودتان کف بزنید .

هیچ کدام از کارهای درست خود را بی پاداش نگذارید .

 

 

با جسم خود خوب رفتار کنید  و سلامت باشید

چگونگی رفتار شما با جسمتان ، بیش از هر چیز دیگری بیانگر خود شیفتگی شماست . وقتی شما جسم سالم و شاداب و سرحالی نداشته باشید ، مشکل می توانید عاشق خودتان باشید .

امروز ( و از امروز به بعد ) با جسم خود خوب رفتار کنید .

اعتماد به نفس شما تا حد فراوانی به میزان سلامت جسم و روح شما بستگی دارد و شرط سلامتی رهایی است و باید هر آنچه را که به شکلی فکر و ذهن شما را مشغول داشته است و احساسات و عواطف شما را درگیر خود نموده ، رها کنید .

به جای تمرکز بر خود مشکل بیشتر بر حل مشکل خود تمرکز کنید .

 

بیماری یعنی : نیاز به جلب توجه دیگران

کسانی که اعتماد به نفس عالی دارند ، در درون خود خودشیفته هستند و به خوبی به نیازها ، احساسات و تندرستی خود توجه دارند . کسی که اعتماد به نفس ندارد ؛ یا به خاطر بی توجهی به خود ، واقعاً بیمار می شود تا توجه و محبت دیگران را برانگیزد و یا تمارض می کند تا به مقصود خود برسد .

بنابراین حتی در لحظات بیماری نیز از خودتان دلجویی کنید و برای سلامتی خود دعا کنید .

فداکاری بیش از حد نکنید

متاسفانه افراد فکر می کنند که فداکاری یعنی نادیده گرفتن خود ، ولی داشتن روحیه عالی به « توجه به خود » نیاز دارد . مفهوم فداکاری ، بیش از همه برای مادران بد جا افتاده است ولی فرزند از مادر الگو می گیرد .

فداکاری واقعی را بیاموزید و از خود مراقبت کنید و از حمایت کردن بیش از حد از دیگران دست بردارید و فداکاری را در حد اعتدال انجام دهید .

 

اعتماد به نفس « خود پرستی » نیست پس به خود برسید

باید بدانید که خودپرستی با خودشیفتگی تفاوت دارد . کسی که خود پرست است : همه چیز را در خود می بیند و می جوید و برای دیگران پشیزی ارزش قائل نیست و برای رسیدن به اهدافش ، حتی حاضر به خرد کردن دیگران است اما افراد با اعتماد به نفس ، اگر خودشیفته هستند و به نیازها و عواطف و برنامه ها و هدفهای خود توجه دارند ؛ تنها به خاطر آن است که می خواهند « باشند » تا برای دیگران ، موثرتر و مفیدتر باقی بمانند .

پس اعتماد به نفس داشته باشید اما خودپرست نباشید .

به خود رسیدن یعنی توجه به خود و اصلاً به معنای افاده ای بودن نیست .

همیشه لباس تمیز و اطو کشیده بپوشید و حتی در خانه نیز به خود برسید

تمرین :

به خود برسید

کفشهایتان را برق بیاندازید

لباسهایتان همیشه تمیز و اطو کرده باشد و نه لزوماً گران قیمت

از عطر استفاده کنید

تا می توانید سر و وضع بهتری داشته باشید

زیر باران بدون چتر راه نروید

خودتان را متشخص جلوه دهید

 

احساس شایستگی کنید

اعتماد به نفس یعنی احساس شایستگی نمودن و زمانی در ما ایجاد می شود که به توانائیهای خود پی ببریم . پس به خود برسید تا احساس شایستگی کنید و احساس شایستگی کنید تا بهتر به خود برسید .

 

خود را از موهبتهای الهی محروم نکنید

بهره نبردن یعنی احساس عدم شایستگی و این یعنی از بین بردن اعتماد به نفس . پس بدون احساس گناه از مواهب الهی لذت ببرید . خداوند زیبائیها را برای لذت بردن قرار داده و از لذت بردن از آنها نهراسید

 

احساس گناه به معنای بزرگترین مانع است

انتقاد از خود به معنای بهتر شدن نمی باشد و تمام لحظاتی را که در احساس گناه بسر می برید ، مشغول ریشه کن کردن اعتماد به نفس خود هستید و این دو نمی توانند با هم همراه باشند .

به عنوان تمرین می توانید ارزشها و باورهای خود را روی یک کارت بنویسید و این کارت را همراه خود داشته باشید . هر چند ساعت یکبار بررسی کنید که عقلی و وجدانی عمل کنید و رفتار گذشته خود را ببخشید

خود را سرزنش نکنید

بدانید که پیامد احساس گناه ، که نقش اصلی را در کشتن اعتماد به نفس ، بازی می کند ؛ سرزنش خود است .

هر اشتباهی را که انجام دادید ، با خود بگوئید که آن را به هر شکلی جبران می کنم ، به جز با سرزنش خود

پس همواره با خود برخورد ملایمی داشته باشید و دیگران را نیز سرزنش نکنید و به عیب جوئی و تمسخر دیگران نپردازید

جهان بازتابی از شماست


بیان و ذهنیت مثبت داشته باشید

بیان گذشته منفی ، احساس منفی به دنبال دارد که این احساس منفی مانع از عملی شدن تصمیم شما می شود . و باید سعی کنید تا تصویر ذهنی خود را دگرگون کنید . علت اینکه شما هر واقعه تلخی را براحتی به یاد می آورید این است که آنرا بارها در ذهن خود مرور می کنید . پس برای تمرین چشمان خود را ببندید و تصویری مطلوب را در ذهن خود مجسم کنید و آنرا مدام در ذهن خود بپرورانید .

 

اصل نگهداری

این اصل زمینه ساز و شروع ایجاد هر ویژگی مثبت در خود است و اصل نگهداری یعنی اجتناب از اندیشه منفی  و بیان منفی و توجه به انتقادهای نابجای دیگران و کارهای خود شکنانه .

در واقع همان گفته حضرت زرتشت است : ” پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک “

همواره حرفهای مثبت به خود بزنید .

 

غلبه بر ترس

معمولا وقتی از چیزی میترسید از آن دوری می کنید و با این روش مدام از اعتماد به نفس خود می کاهید وبر ترس و اضطراب خود می افزائید .

مواردی را که در آن احساس ضعف و عدم اعتماد به نفس دارید را به یاد آورید و روی آنها کار کنید و ترسهای خود را کنار بزنید و خود را با موضوعی که از آن می ترسید درگیر کنید و با آن روبرو شوید .

  

همیشه در جیب خود پول همراه داشته باشید

سعی کنید که با پول احساس راحتی کنید و عادت کنید که احساس راحتی خود را گسترش دهید. مقدار پولی شما در کیف خود دارید به هیچ وجه قابل سرزنش نیست ؛ آنچه ممکن است قابل سرزنش باشد ، شیوه استفاده شما از آن است و با خود نگوئید که اگر در جیب خود پول داشته باشم ؛ خرج می کنم  .

 

آنچه دارید یاد آوری کنید

هر آنچه که نداشته ها رایادآوری کند ، باعث افت روحی و کاهش اعتماد به نفس در شما می شود و در نتیجه شما باید در لحظه لحظه های خود جستجو کنید و با اصرار ، هر آنچه را که دارید یادآوری کنید .

همین الان قلم و کاغذ بردارید و موفقیتهای خود را یاد داشت کنید . حتی کوچکترین آنها را نیز یادداشت کنید و آنها را برای خود بخوانید .

 

در پی کسب موفقیت باشید ، هر چند کوچک

احساس توانمند بودن لازمه اعتماد به نفس است و ذهن شما به تجربه عینی نیاز دارد و اگر هدفهای بزرگ دارید ، ولی اعتماد به نفس ندارید ، این هدفها را فعلاً کنار بگذارید و از اهداف کوتاه مدت و سریع و آسانتر شروع کنید و برای تحقق آن اقدام کنید .

برای اهداف بزرگتر نیز می توانید ، آنرا به هدفهای کوچکتر تقسیم کرده و مرحله به مرحله پیش بروید و این یعنی کشیدن نقشه برای رسیدن به هدف بزرگتر .

 

همیشه تبسم بر لب داشته باشد

اولین نماد درونی اعتماد به نفس رضایت خاطر است و تبسم هم آرامش عضلات صورت و ارامش جسمی شما را سبب می گردد و هم رضایت خاطر و اعتماد به نفس را در شما القا می کند . ضمن اینکه چهره متبسم شما در دیگران تاثیر می گذارد و احساس شادمانی به همراه دارد .

با تبسم هم خودتان آرام می گیرید و اعتماد به نفس را در خود گسترش می دهید . هم اینکه این ویژگی را در دیگران پرورش می دهید .

لطفاً همین الان که دارید این مطلب را می خوانید لبخند بزنید .

 

حالت بگیرید

هر رفتاری حالت خاصی را به دنبال دارد و چون حالتها باعث شکل گیری رفتاراند ، شما نیز حالت کسی را بگیرید که موفق ، مصمم ، پرتلاش و با اعتماد به نفس ، می باشد و در کمال آرامش محکم قدم بردارید و سرتان را بالا نگه دارید و به اشیاء بیش از اشخاص نگاه کنید .

 

تنفس عمیق را تمرین کنید

بیشتر افراد کم روحیه ، تنفسی سطحی دارند و این نوع تنفس باعث می شود تا اکسیژن کمتری به مغز برسد و کارایی مغز را کم کند .

 دم و بازدم عمیق ،باعث احساس انبساط عضلانی و آرامش می شود و این آرامش عضلانی و بیرونی ، آرامش روحی و درونی را به دنبال دارد .

اگر خوب بخوابید ، باعث می شود تا عمق تنفس افزایش یابد و آرامش را به دنبال می آورد و به دنبال آن شارژ عصبی و مغناطیس ذهن را ایجاد می کند و همه اینها یعنی ، انرژی دوباره ، روحیه دوباره ، ضربه پذیری کمتر و اعتماد به نفس بیشتر .

 

 

 

بر خود مسلط باشید

تسلط بر خود جنبه های مختلفی دارد ، مثل تسلط بر جسم و بدن ، یا تسلط بر نفس . شما با ورزش می توانید به توانایی جسمی خود بیافزایید و حتماً در برنامه روزانه خود زمانی را برای ورزش قرار دهید .

بر نفس خود نیز مسلط باشید ، آنانکه بر نفس خود غلبه می کنند ، ایمان و اعتقاد و اعتماد را به دیگران القا می کنند .

 

برای خود ارزش و احترام قائل باشید

اگر دیگران به شما احترام نگذارند ، احساس بدی به شما دست خواهد داد و اعتماد به نفس خود را از دست می دهید . این را بدانید که اگر شما خودتان برای خود ارزش قائل نباشید ، دیگران نیز به شما احترام نمی گذارند .

سعی نکنید که برای خواستهای خود از واژه ما استفاده کنید و به جای آن از ” من ” استفاده کنید .

برای بیان نظر خود نیز از گفته دیگران استفاده نکنید ، بلکه اول بگوئید نظر من این است و بعد گفته آن فرد را نیز در تائید عقیده خود بکار ببرید .

 

رهبر باشید

یک رهبر مسئولیت دیگران را بر دوش نمی کشد ، بلکه فقط و فقط به وظایف خود عمل کرده و بر دیگران ناظر است . رهبر فداکار نیست ( به این معنی که خود را نادیده بگیرد ) ، و بیشتر از دیگران کار نمی کند ، بلکه بیشتر فکر می کند و اعضا را هماهنگ می کند . پس سعی کنید که در زندگی خود یک رهبر شایسته باشید .

  

مانند آدمهای متشخص رفتار کنید

برای عمل کردن مثل افراد متشخص باید الگوهای عینی و ذهنی داشته باشید . سعی کنید تا چند نفر را الگو قرار دهید و به جزئیات رفتار آنها دقت کنید و چون ظاهر شما می تواند معرف اعتماد به نفس در شما باشد ، پس با ظاهری خوب در اجتماع حاضر شوید .

 

لباس خود و فرزندتان را تغییر دهید

لباس نشان دهنده شخصیت نیست بلکه تمیزی و آراسته بودن آن بیانگر شخصیت و منش شماست . اگر فردی هستید که در خود احساس شایستگی نمی کنید ، پس حاضرید که هر گونه لباسی را بر تن کنید ( حتی کثیف و چروک ) .همیشه لباس تمیز و مرتب و اطو کرده به افراد احساس خوبی می دهد .

هرگز به بچه های خود اجازه ندهید که حتی در منزل با لباس نامرتب باشند

به دیگران احترام بگذارید

همیشه پاسخ احترام ، احترام است . اگر کسی به شما بی احترامی کرد ، همواره بهترین پاسخ به او که هیچ آسیبی به شخصیت شما وارد نمی کند ، بی اعتنایی است . و اگر بخواهید بی احترامی را با بی احترامی پاسخ دهید ، بیانگر خود شکنی است .

افراد را با نام خانوادگی صدا بزنید و خود را به دیگران معرفی کنید و احترام دیگران را بر انگیزید . با احترام گذاشتن به خود می توانید دیگران را وادارید تا به شما احترام بگذارند . بنابراین احساس شایستگی کنید و به خود احترام بگذارید .

 

دوستان خود را تغییر دهید

برای هر گونه تغییر و دگرگونی و رهایی از حالات بد ، باید در روابط خود تغییر ایجاد کنید و در رابطه خود یا عده ای را حذف کنید و یا رابطه خود را با آنها محدود کنید و عده ای را نیز وارد کرده و یا روابط خود را با آنها پر رنگ تر کنید .

بنابر این در انتخاب دوست باید دقت زیادی به خرج دهید و این را بدانید که هر یک از دوستان شما آیینه برخی از جنبه های منش شماست . و همچنین دوست شما می تواند تمام برنامه های شما را برای کسب اعتماد به نفس بر هم بریزد . پس : دوستان خود را تغییر دهید .

 

سرعت راه رفتن خود را افزایش دهید

افرادی که اعتماد به نفس ندارند ، بسیار شل و آرام حرکت می کنند و تا حدی پای خود را بر زمین می کشند . آیا شما جزو کسانی هستید که در پیاده رو از منتها الیه سمت راست حرکت می کنند ؟ اگر چنین است روش خود را تغییر دهید و با اعتماد به نفس و محکم از وسط پیاده رو عبور کنید .

 

ارتباط با خدا و نیروی توکل

به خدا توکل کنید و بدانید که هرچه ارتباط شما با خدا محدود شود ، ترس و اضطراب شما افزایش خواهد یافت و تمام ترسها ، ضد اعتماد به نفس هستند .

وقتی که خدا را پشتوانه خود احساس می کنید ، اعتماد به نفس و آرامشی ژرف را تجربه می کنید .

 

کمک به دیگران

وقتی به دیگران کمک می کنید ، احساس خوشایندی در شما ایجاد می شود و سعی کنید که کمکتان واقعی و موثر باشد و کمک کردن این نکته را در ذهنتان تثبیت می کند که : من آنقدر توانا هستم که می توانم به دیگران کمک کنم .

 

خو را به دیگران وابسته نکنید

هیچ کسی به جز شما نمی تواند که اسباب آرامشتان را فراهم کند ، پس مراقب باشید که دوست داشتن و علاقه شما در ابتدا متوجه خودتان باشد و بعد متوجه دیگری گردد و خودتان را تحت هیچ شرایطی به هیچ چیز وهیچ کس وابسته نکنید .

 

خوشحالی یعنی احساس خوب در مورد خود داشتن

احساس موفقیت برای پرورش اعتماد به نفس بسیار موثر است و باید تمرین کنید تا در خودتان دگرگونی مثبت ایجاد کنید . پس نسبت به جسم ، روح ، رفتار و زندگی خود ؛ احساس خوبی داشته باشید و آن را تقویت کنید

 

دگرگون شوید

شما سعی دارید که هویت فعلی خود را حفظ کنید ، حتی اگر منفی باشد . بدانید که تغییر کردن نشان دهنده بی ثباتی شما نیست و زندگی سراسر تحول و تغییر است و کسی که تغییر نکند ” مرده ” است

 

همیشه نیمی از مردم با افکار شما مخالفند

اساساً اگر بخواهید که دیگران با شما موافق باشند ، نشان دهنده نداشتن اعتماد به نفس کافی است و میل به گرفتن تائید از دیگران زمانی در شما ایجاد می شود که شما خود را باور نداشته باشید و بدانید که هیچ نیازی به گرفتن تائید از دیگران ندارید و سعی نکنید همه را از خود راضی نگه دارید

 

از بحث کردن جداً اجتناب کنید

بحث کردن به هر روشی که باشد ، نشان دهنده بی شخصیتی شماست و در بحث کردن ، هیچ کس شنونده خوبی نیست و در بحث به ارزشهای فکری و باورهای شخصی توجهی نمی شودو حتی ویژگیهای مثبت نیز زیر سوال می رود و خشونت را به دنبال دارد . پس : بحث نکنید

 

به دیگران عشق بورزید

عشق ورزیدن به دیگران دومین موشک اعتماد به نفس ، بعد از عشق ورزیدن به خود ، می باشد . البته خیلی سخت است که همه را دوست بدارید اما برای دوست داشتن افراد به ویژگی مثبت آنها توجه کنید و برای دیگران دعا کنید

 

همه را ببخشید

نبخشیدن باعث اسارت روح می شود و سعی کنید که همه را ببخشید و روح خود را رها کنید . با خود بگوئید : خود را بخشیدم ، رها شدم ، خود ر کاملاً بخشیدم ، چه قدر رها و آزاد هستم ، سبک شدم و خداوند مرا می بخشاید .

کسی را تحقیر نکنید

 

برای قدرتمند شدن یکدیگر را تحسین کنید

تحسین نکات مثبت دیگران باعث می شود که آنها را به رفتار خوب تشویق می کند و شما با تحسین دیگران ، نشان می دهید که چه چیزهایی برای شما مطلوب است و اصولاً تحسین دیگران منحصر به افرادی است که روحی بزرگ و آزاد دارند .

البته نباید دیگران را بیش از حد تشویق کرد و تملق نیز نکنید .

 

از خوبی دیگران قدر دانی و تشکر کنید

اگر کسی برای شما کار خوبی انجام دهد و شما از او تشکر کنید ، در حقیقت خود را در کار خوب او شریک کرده اید و سعی کنید که روح سپاسگذاری را در خود پرورش دهید و هم اکنون لیستی تهیه کنید و در آن نام تمام کسانی را که در زندگی شما نقش موثری داشته اند را بنویسید و از تمام آنها تشکر کنید .

 

در همه حال شکر گذار باشید

کوچکترین احساس توانایی شما قابل ستایش است و برای هر خصلت مثبتی که دارید شکر گذار باشید. شکر گذاری نوعی یاد آوری از اعمال و توانایی هایتان است .

 

درباره اعتماد به نفس فکر کنید

برای کسب اعتماد به نفس ، هر صبح و هر شب بسیار فکر کنید و با تفکر مثبت خواهید دید که کم کم این ویژگی در شما ایجاد می شود و مدام از خود بپرسید که اعتماد به نفس یعنی چه ؟ و خود را به تفکر وادارید .

 

تکرار و تلقین را جدی بگیرید

انرژی یک عبارت تاکیدی تا حدی است که به یکباره نیروهای خفته را بیدار می کند و بدانید که هر واژه ای نیروی خاص خود را دارد و عبارات تاکیدی اثر گذار تر اند

باخود بگوئید که من یک موجودشایسته ام و اشرف مخلوقاتم و در اوج آفرینش به سر می برم . اعتماد به نفسم عالیست و روح الهی در من جاریست .

 

در فرهنگ لغات خود شکست را تجربه معنی کنید

هیچ کس نیست که از اعتماد به نفس سرشار برخوردار باشد و فراوان شکست نخورده باشد . هر اقدامی که شما انجام می دهید یا نتیجه می دهد و یا نتیجه نمی دهد و اگر شکست های خود را تجربه بنامید ، باعث رشد و پرورش اعتماد به نفستان می شود .

 

مسئولیت پذیر باشید

وقتی مسئولیتی را بر عهده می گیرید ، عواقب آنرا از ابتدا تا انتها بر عهده بگیرید و با پذیرش مسئولیتهای مختلف ، خود را فعال کنید و حتماً توجه کنید که مسئولیتهایی را بپذیرید که مطمئن هستید که توانایی انجام آنرا دارید .

 

عذر تراشی نکنید

شایعترین عذر این است که : من اصولاً و ذاتاً این طور هستم .

صفات قابل تحسین همگی اکتسابی اند و اعتماد به نفس نیز یک صفت اکتسابی است . پس اعتماد به نفس را به ژنتیک و ذات ربط ندهید و بهانه نیاورید . از همین الان شروع کنید به عمل کردن و پرورش اعتماد به نفس

در تصمیمات خود تاخیر نیاندازید

هر چه سرعت تصمیم گیری درست را افزایش دهید به نفع خودتان است چون باعث می شود که شما به ساختار ذهنی خود نظم ببخشید و در ذهن خود اولویتهایتان را بشناسید . اگر ذهن پراکنده داشته باشید ، نمی توانید تصمیم گیری کنید .

 

کتابهای الهام بخش بخوانید

هنگام مطالعه کتابهای لهام بخش در شما نیرو ایجاد می شود . با مطالعه این گونه کتابها می توانید از ناکامیهای افراد موفق مطلع شوید و همین به شما شهامت می دهد و می توانید از تجارب آنها استفاده کنید .

 

بازیچه نشوید و قاطعانه نه بگوئید

این وضعیت را معمولاً دیگران برای شما بوجود می آورند و بازیچه شدن شرایطی است که در آن نمی توانید بر اساس میل واقعی خود رفتار کنید و زمانی به خود می آئید که می بینید ، دیگران شما را استثمار کرده اند و سپس از این که عمر بازیچه بوده اید ، احساس گناه می کنید .

سعی کنید که بازیچه نشوید و قاطعانه « نه » بگوئید . و تنها راه حل شما این است که تمرین « نه » گفتن را انجام دهید .

 

نظر خود را اعلام کنید و انتظارات و خواستهای خود را بطور واضح بگوئید

لازم نیست که در هر شرایطی نظر بدهید ، اما وقتی در رابطه با موضوعی دارای تجربه و یا اطلاعات کافی هستید نظر خود را بیان کنید و خود را دست کم نگیرید .

مبهم حرف نزنید ، چون مبهم سخن گفتن باعث برداشت نادرست می شود و در پی آن افراد نمی توانند که انتظارات و خواستهای شما را برآورده کنند .

 

در ردیفهای جلو بنشینید

اگر هدفتان یادگیری است ، سعی کنید در ردیفهای جلو بنشینید . خیلی وقتها ممکن است بخواهید از سر تواضع در عقب بنشینید ، اشکالی ندارد ، اما ، با خود رو راست باشید و علت اصلی عقب نشستن خود را انکار نکنید . و وقتی با کسی حرف می زنید و یا در جلسه سخنرانی شرکت کرده اید ،به چشمهای مخاطب خود به نرمی نگاه کنید

 

تبریک و تسلیت بگوئید ،  هدیه بدهید و هدیه بپذیرید