فهرست منابع آزمون دکتری رشته مشاوره

فهرست منابع آزمون دکتری رشته مشاوره به شرح زیر می باشد :

 

نظریه های مشاوره و رواندرمانی

 

 نظریه های مشاوره و رواندرمانی دکتر عبدالله شفیع آبادی و غلامرضا ناصری نشر مرکز دانشگاهی

مورد پژوهی در مشاوره و رواندرمانی تالیف جرالد کوری ترجمه دکتر عبدالله شفیع آبادی و بی تا حسینی انتشارات جنگل

نظریه و کاربست مشاوره و رواندرمان تالیف جرالد کوری ترجمه سید محمدی انتشارات ارسباران

نظریه های مشاوره و رواندرمانی پروچسکا ترجمه سید محمدی انتشارات رشد

 

نظریه های مشاوره شغلی

 

راهنمایی و مشاوره شغلی و نظریه های انتخاب شغل تالیف دکتر عبدالله شفیع آبادی انتشارات رشد

راهنمایی و مشاوره تحصیلی و شغلی تالیف دکتر عبدالله شفیع آبادی انتشارات سمت

حرفه مناسب شما چیست؟ تالیف جان هالند ترجمه دکتر سیمین حسینیان و دکتر منوره یزدی انتشارات آگاه

 

نظریه ها و روشهای مشاوره گروهی

 

پویایی گروه و مشاوره گروهی تالیف دکتر عبدالله شفیع آبادی انتشارات رشد

نظریه های مشاوره و رواندرمانی گروهی تالیف دکتر شکوه نوابی نژاد انتشارات سمت

گروه درمانی تالیف ماریان اشنایدر و جرالد کوری ترجمه دکتر سیف الله بهاری و همکاران نشر روان

 

نظریه ها و روشهای مشاوره خانواده

 

خانواده درمانی ایرنه و هربرت گلدنبرگ ترجمه حسین شاهی  و نقشبندی انتشارات روان

خانواده درمانی با تضمین درمان کارآمد تالیف کارلسون لن اسپری و جودیت لویس ترجمه دکتر شکوه نوابی انتشارات انجمن اولیا و مربیان 

مشاوره خانواده نظر و عمل در نگرش سیستمی تالیف ادی استریت ترجمه دکتر مصطفی تبریزی و علی علوی نیا نشر فرا روان

 

آمار و روش تحقیق

 

احتمالات و آمار کاربردی در روانشناسی و علوم تربیتی تالیف دکتر علی دلاور انتشارات رشد

تحلیل آماری د روانشناسی و علوم تربیتی نوشته فرگوسن ترجمه دکتر علی دلاور و دکتر نقشبندی انتشارات ارسباران

مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی تالیف دکتر علی دلاور انتشارات رشد

مبانی پژوهش در علوم رفتاری ۲ جلدی تالیف کرلینجر ترجمه دکتر حسن پاشا شریفی و دکتر نجفی زند انتشارات فرا روان

روش تحقیق در روانشناسی و علو تربیتی تالیف دکتر علی دلاور انتشارات ارسباران

 

زبان انگلیسی

 

هر چه متون و لغات تخصصی بیشتری مطالعه شود سودمند می باشد

مطالعه ۵۰۴ واژه بارون

مطالعه واژه های پایان کتب مرجع مشاوره و رواندرمانی

 

موفق و موید باشید

آلبرت الیس

آلبرت الیس

 

 

آلبرت الیس در سال ۱۹۱۳ میلادی متولد شد . در سال ۱۹۳۴ میلادی ، درجه لیسانس خود را از سیتی کالج نیویورک گرفت و در سال ۱۹۴۳ ، درجه فوق لیسانس و در سال ۱۹۴۷ مدرک دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد . به علت علاقه به روانکاوی به مدت سه سال آموزش های لازم را فرا گرفت و سپس به عنوان روانشناس بالینی در یک موسسه بهداشت روانی در نیوجرسی مشغول به کار شد (شفیع آبادی و ناصری ، ۱۳۷۸ ). او در دهه ۱۹۵۰ ، در نتیجه نارضایتی از روانکاوی در درمان مراجعان خود ، درمان منطقی را ارئه کرد و خیلی زود نظر خود را به درمان منطقی عاطفی تغییر داد . در سال ۱۹۹۳ به دلیل تاکید بر تعامل میان منطق و عاطفه و رفتار در این رویکرد ، نام نظریه خود را « درمان – منطقی – عاطفی – رفتاری » اعلام کرد . این نظریه به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران نخستین و مهم ترین نمونه رویکرد شناختی رفتاری است ( نوابی نژاد ، ۱۳۸۳ ).

 

 

 

الیس در روش خود روش انسانگرایانه را با درمان رفتاری درآمیخت و میتوان او را به عنوان پیشگامی در درمان شناختی به حساب آورد . الیس همچنین در نظریه خود از دیدگاههای وجودگرائیانه نیز بهره برده و از کارن هورنای ، آلفرد آدلر ، اریک فروم ، و هری استاک سالیوان نیز بهره برده است .

درمان منطقی رفتاری عاطفی رویکردی نیست که فقط به روابط بین مراجع و درمانگر اهمیت دهد ، بلکه علاوه بر مراجع و مشاور فرایند درمان نیز حائز اهمیت است  . تاکید اصلی و اولیه ای که درمانگر در جلسه درمان دارد ، ایجاد توانایی برای بحث و مواجهه و مقابله با افکار و رفتار خود است . درمان گروهی REBT  بیشتر معطوف به استفاده از روش های کوتاه مدت است و مراجعان به دفعات در جلسات گروهی شرکت می کنند . گروه در نظر دارد تا در باورها و افکار غیر منطقی مراجعان « تغییر » ایجاد کند و آنها چون اعضا در گروه رفتارها ی متفاوتی از یکدیگر می بینند ، در نتیجه جریان تغییر تسهیل می شود . الیس در ( ۱۹۹۶ ) مدعی شد که شرکت کنندگان در گروههای REBT  می توانند در حداکثر ۱۰ تا ۲۰ جلسه تغییر کنند ( کوری ، ۲۰۰۰ ).

 

مفاهیم کلیدی

مفروضات زیربنایی در درمان REBT

تعدادی از مفروضات زیربنایی که در روش درمان  عقلانی – عاطفی – رفتاری بیان می شود به شرح زیر می باشد .

– فکر کردن ، احساس کردن و رفتار کردن همیشه به دنبال یکدیگر ایجاد شده و روی هم اثر   متقابل دارند .

– اختلالات عاطفی و پیچیده ای که در انسانها دیده می شود ، در اثر عوامل محیطی و عوامل زیستی ایجاد شده است . برای کشف علل این دسته از اختلالات ، ضروری نیست که گذشته و دوران کودکی فرد به طور کامل بررسی شوند ، اما شناسایی ضربه های روحی که در گذشته و دوران کودکی فرد وجود دارند ، به شناسایی علل اختلال کمک می کنند .

– انسانها تمایل دارند که به مردم نزدیک باشند ، در نتیجه به صورت ناخود آگاه و یا آگاهانه تحت تاثیر اطرافیان خود قرار می گیرند . وقتی فرد دست به انتخاب می زند و یا تصمیمی را اتخاذ می کند ، در حقیقت در حال پاسخ دادن به اطرافیان خود است و صرف نظر از اینکه این تصمیمات درست یا نادرست باشند ، اثر مستقیمی در سیستم زندگی فرد دارند .

– یکی از عوامل اصلی در ایجاد اختلالات شناختی ، عاطفی و رفتاری « خود فرد » می باشد .

– وقتی حادثه ای رخ می دهد ، ممکن است که مردم در رابطه با آن حادثه ، از باورهای غیر منطقی استفاده کنند . این باورهای غیر منطقی می توانند در موفقیت ، عشق ، زندگی ، رفتار بی طرفانه ، عدالت و سلامت روانی افراد اثر گذار باشند .

– علت ایجاد افکار غیرمنطقی ، خود حادثه نمی باشد ، بلکه به برداشت فرد از آن حادثه بستگی دارد . در نتیجه می توان گفت که افکار و باورهای غیر منطقی در شکل گیری و رشد شخصیت نقش بسزایی دارند .

– بیشتر انسانها « خودشان » نقش مهمی در ایجاد اختلالات عاطفی داشته و همچنین برای رفع و درمان اختلال نیز « خودشان » جزو عوامل تعیین کننده و اثرگذار به حساب می آیند و میزان تلاش و انگیزه آنها در اثربخش بودن درمان تاثیر بسزایی دارد .

– وقتی فرد نسبت به توانائیهای خود « آگاهی » نداشته باشد ، در نتیجه ممکن است دست به خود تخریبی زده و باورها و افکار غیرمنطقی بر رفتار او حاکم شود . اگر فرد به « آگاهی » دست یابد ، در نتیجه می تواند با افکار غیرمنطقی خود به مقابله بپردازد . اگر فرد موفق شود تا بر افکار غیرمنطقی خود فائق شود ، در نتیجه « تغییر » می کند . هنگامی در نحوه تفکر فرد تغییری ایجاد شود ، به دنبال آن احساس و عملکردش نیز تغییر کرده و در نهایت دست از خودتخریبی بر می دارد .

– وقتی افراد در مورد افکار غیر منطقی خود به آگاهی می رسند ، در نتیجه قادر می شوند که بوسیله ترکیب کردن روشهای عاطفی-شناختی-رفتاری ، با افکار غیر منطقی خود مبارزه کنند .

REBT چندین روش را به مراجعان آموزش می دهد که توسط آن بتوانند در فکر ، احساس و رفتار خود تغییر ایجاد کنند .

 

نظریه شخصیت

 

الیس از سه دیدگاه فیزیولوژیک ، اجتماعی و روانشناختی به شخصیت می نگرد . با توجه به مبنای فیزیولوژیکی ، الیس معتقد است که انسان ذاتاً تمایلات استثنایی و نیرومندی برای تفکر به شیوه خاص دارد ، که این شیوه ممکن است در جهت منطقی و یا غیر منطقی باشد . او جهت تفکر و عمل فرد را تابع محیط خانوادگی و فرهنگی می داند که فرد در آن رشد می یابد . او انسان را از نظر بیولوژیکی ، عمدتاً موجودی می داند که در جهت تخریب نفس گام بر می دارد و آمادگی ذاتی شدیدی برای تفکر غیر منطقی و غیرعقلانی دارد . از نظر مبنای اجتماعی ، الیس می پذیرد که انسان موجودی اجتماعی است و زندگی در اجتماع برای او لازم است . او معتقد است که انسان در اجتماع باید مطابق انتظارات خود و دیگران رفتار کند و بیش از حد خودمدار و خودبین نباشد و زیاد سبقت جویی نکند . در مبنای روانشناختی ، الیس بیان می کند که ، گر چه انسان از نظر بیولوژیکی تمایل شدیدی به مضطرب کردن خود و تخریب نفس دارد و گر چه او در اجتماعی زندگی می کند که سبب پاره ای از نابسامانیهای رفتاری اوست و آنها را تقویت می کند ، اما دیدگاه روان شناختی شخصیت چگونگی رشد آن را مشخص می کند( شفیع آبادی و ناصری ، ۱۳۷۸ ).

پرسشنامه افسردگی بک

پرسشنامه افسردگی بک ( فرم ۲۱ سوالی)

دستور: این پرسشنامه شامل ۲۱ گروه سوال است. خواهشمند است جمله های هر گروه را به دقت مطالعه کنید و فقط دور جمله ای که بیش از چند جمله دیگر حالت کنونی شما را بیان می کند، یک دایره بکشید. دقت کنید که در هر گروه از جمله ها فقط باید یک جمله را انتخاب نمائید.

 

اول:

۰-    من احساس غمگینی نمی کنم.

۱-    احساس می کنم دلم گرفته یا غمگینم.

۲-    من همیشه دل گرفته و غمگینم و نمی توانم از آن رهایی یابم.

۳-    من به اندازه ای غمگین و افسرده ام که تحمل آن برایم غیر ممکن است.

 
دوم:

۰-    من درباره آینده خود بدبین و دلسرد نیستم.

۱-    من نسبت به آینده نا امیدم.

۲-    من حس می کنم که هیچ امیدی به آینده ندارم

۳-    من حس می کنم که آینده ناامید کننده است و چیزی بهتر نمی شود.

سوم:

۰-    من حس نمی کنم که شخص شکست خورده ای باشم

۱-    من حس می کنم که بیش از افراد دیگر در زندگی شکست خورده ام.

۲-    هر چه به گذشته نگاه می کنم جز شکست های مکرر چیزی نمی بینم.

۳-    من حس می کنم که شخصی کاملاً شکست خورده ام

چهارم:

۰-    من مثل گذشته از چیزی لذت می برم.

۱-    من مثل گذشته از چیزی لذت نمی برم.

۲-    من دیگر مثل گذشته از چیزی  لذت نمی برم.

۳-    من از همه چیز ناراضی و ناراحتم.

 

 

پنجم:

۰-    من احساس گناه بخصوصی ندارم.

۱-    من گاهی احساس گناه می کنم.

۲-    من بیشتر اوقات احساس گناه می کنم.

۳-    من همیشه احساس گناه می کنم.

ششم:

۰-    من احساس نمی کنم که تنبیه و کیفر می شوم.

۱-     من حس می کنم که ممکن است تنبیه شوم.

۲-    من انتظار دارم که تنبیه شوم.

۳-    من حس می کنم که دارم تنبیه می شوم.

هفتم:

۰-    من از خودم مایوس و نا امید نیستم.

۱-    من از خودم مایوس و نا امیدم.

۲-    من از خودم بیزارم.

۳-    من از خودم متنفرم.

هشتم:

۰-    من حس نمی کنم که از دیگران بدتر باشم.

۱-    من نسبت به نقاط ضعف و اشتباهات خود، بسیار خرده گیر هستم.

۲-    من همیشه برای اشتباهاتم، خودم را سرزنش می کنم.

۳-    من برای هر اتفاق ناگواری که رخ می دهد خودم را سرزنش می کنم.

نهم:

۰-    من حس نمی کنم که از دیگران بدتر باشم.

۱-    من در فکر خودکشی بوده ام ولی آن را به مرحله عمل در نمی آورم.

۲-    من دوست دارم که خودکشی کنم.

۳-    من اگر بتوانم خودکشی می کنم.

 

 

دهم:

۰-    من بیشتر از حد معمول گریه نمی کنم.

۱-    من بیشتر از حد معمول گریه می کنم.

۲-    من حالا همیشه گریه می کنم.

۳-    من قبلاً می توانستم گریه کنم، ولی حالا هم اگر بخواهم نمی توانم گریه کنم.

یازدهم:

۰-    من رنجیده خاطر و ناراحت نیستم.

۱-    من حالا زودتر از گذشته رنجیده خاطر و ناراحت می شوم.

۲-    من حالا همیشه احساس رنجیده و ناراحتی می کنم.

۳-    من از چیزهایی که در گذشته رنجیده خاطر نمی شدم اکنون ناراحت می شوم.

دوازدهم:

۰-    من علاقه ام را به دیگران از دست نداده ام.

۱-    اکنون علاقه من به دیگران کمتر از گذشته است.

۲-    من بیشتر علاقه خود را نسبت به دیگران از دست داده ام.

۳-    من همه علاقه خودم را نسبت به دیگران از دست داده ام و به آنان علاقه ای ندارم.

سیزدهم:

۰-    من همیشه می توانم تصمیم بگیریم.

۱-    من مثل سابق نیستم و تصمیم های خود را به عقب می اندازم.

۲-    من بیش از پیش برای تصمیم گیری با اشکال روبرو می شوم.

۳-    من اصلاً نمی توانم تصمیم بگیرم.

چهاردهم:

۰-    فکر نمی کنم که بدتر از گذشته بنظر بیایم.

۱-    من از اینکه پیر بنظر بیایم یا جذاب نباشم نگران هستم.

۲-    من احساس می کنم که تغییرات مداومی در وضع ظاهری من بوجود می آید و مرا غیر جذاب می کند.

۳-    من معتقدم که زشت و بدقیافه هستم.

 

 

پانزدهم:

۰-    من نمی توانم مثل گذشته کار کنم.

۱-    من برای شروع بکار باید تلاش بیشتری بکنم.

۲-    من برای انجام هر کاری باید خیلی به خودم فشار بیاورم.

۳-    من به هیچ وجه نمی توانم کاری بکنم.

شانزدهم:

۰-    من مانند معمول و طبیعی می توانم بخوابم.

۱-    من مانند گذشته نمی توانم بخوابم.

۲-    من صبح ها یکی دو ساعت زودتر از معمول بیدار می شوم و بسختی می توانم دوباره بخوابم.

۳-    من چند ساعت زودتر از خواب بیدار می شوم و نمی توانم دوباره بخوابم.

هفدهم:

۰-    من بیشتر از حد معمول خسته نمی شوم.

۱-    من نسبت به گذشته زودتر خسته می شوم.

۲-    من تقریباً از انجام هر کاری خسته می شوم.

۳-    من آنقدر خسته می شوم که نمی توانم هیچ کاری بکنم