تاریخچه راهنمایی و مشاوره شغلی در ایران

تاریخچه راهنمایی و مشاوره شغلی در ایران :

 

 

دکتر شفیع آبادی ( پدر مشاوره ایران) تاریخچه ای از فعالیتهای انجام گرفته در باب راهنمایی و مشاوره شغلی در ایران را به این شرح بیان کرده است:

 

از دوره ایران باستان تا سلطنت نادرشاه ( ۱۱۴۸ ه ش ) آموزش فنی و حرفه ای در قالب حرف و صنایع مورد علاقه پادشاهان و یاددادن هنرهای رایج زمان به شیوه استاد – شاگردی.

 

 

 

از سلطنت نادرشاه تا تاسیس دارالفنون ( ۱۱۴۸ – ۱۲۶۸ ) آموزش مشاغل به شیوه علمی با کمک مربیان فرانسوی، انگلیسی و اتریشی.

اعزام محصل به اروپا برای آموختن مشاغل در زمان ناصرالدین شاه.

در سال ۱۲۶۸ تاسیس دارالفنون در تهران توسط میرزا تقی خان فراهانی ملقب به امیر کبیر

در سال ۱۲۶۹ تاسیس مدرسه صنایع مستطرفه در تهران در رشته های نقاشی، حجاری و قالی بافی

۱۲۸۱ – ۱۲۷۵ تاسیس وزارت وظایف ( کار ) توسط ناصر الدین شاه. اعزام ۴۲ تن از فارغ التحصیلان دارالفنون به فرانسه برای یادگیری مشاغل مرتبط با رشته تحصیلی آنان.

۱۲۸۶ شکل گیری مدرسه ایران و آلمان در رشته فلز کاری و درود گری

۱۲۹۳ تاسیس اولین مدرسه فنی و حرفه ای در ایران در رشت به نام مدرسه فلاحت

۱۳۱۸ – ۱۳۱۲ تاسیس هنرستان ها و آموزشگاه های متعدد فنی در تهران و شهرستانها

۱۳۳۲ تاسیس مرکز مطالعات و راهنمایی های استخدامی با کمک وزارت کار، سازمان صنایع کشور و هیات عمران بین الملل به منظور گزینش مناسب شغلی

تهیه و تدوین طرح انتخاب، انتصاب و کارآموزی کارمندان وزارتخانه ها خصوصا آموزش و پرورش تحت نظر متخصصان ایران و خارجی.

۱۳۳۳ اقدام به ثبت نام از متقاضیان شغل و جوابگویی به آنان توسط وزارت کار ( هنوز ساخت و قانون مدونی وجود نداشت). تاسیس هنرستان صنعتی در رشت و اهواز

۱۳۳۴ تاسیس اداره کاریابی در وزارت کار برای بررسی خدمات اشتغال و سازماندهی به آنها

۱۳۳۶ تهیه آزمون های روانی و معلوماتی استاندارد و برگزاری کلاس های کارآموزی هدایت شغلی برای منتخبی از دبیران تهران توسط مرکز مطالعات و راهنمایی های استخدامی

۱۳۳۷ برگزاری اولین مسابقه عمومی دانشگاهها توسط مرکز مطالعات و راهنمایی های استخدامی با استفاده از آزمون های روانی و معلوماتی به منظور گزینش مناسب دانشجویان دانشگاهها

بررسی مسئله راهنمایی شغلی در کنفرانس تعلیمات متوسطه

صدور مجوز نظارت بر عملکرد بنگاه های کاریابی خصوصی و گسترش تدریجی مراکز کاریابی دولتی طبق ماده ۶۵ قانون کار.

۱۳۳۸ تاسیس آموزشگاه های حرفه ای سه ساله، هنرستانهای صنعتی، دبیرستانهای کشاورزی، مدارس منشی گری و دبیرستانهای بازرگانی در تهران و شهرستانها و تحول کیفی و کمی آموزش فنی و حرفه ای ایران.

۱۳۴۰ انحلال مرکز راهنمایی وابسته به اداره کل تعلیمات متوسطه

۱۳۴۲ شروع فعالیت اداره های کاریابی تحت نظارت وزارت کار

۱۳۴۷ تاسیس دفتر برنامه ریزی راهنمایی تحصیلی در معاونت آموزشی وزارت آموزش و پرورش برای تحقق اهداف برنامه های راهنمایی تحصیلی در نظام جدید آموزش و پرورش و تشکیل شورای برنامه ریزی و هدایت تحصیلی به منظور تدوین و تعیین سیاست های هدایت تحصیلی و شغلی.

۱۳۴۸ برگزاری کنفرانس ملی کار با موضوع آموزش و اشتغال توسط وزارت کار با همکاری سازمان صنایع، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش و هیات عمران بین الملل.

۱۳۴۹ تصویب قانون کارآموزی در شورایعالی کارآموزی متشکل از وزرای کار، آموزش و پرورش، فرهنگ و آموزش عالی، اقتصاد، اتاق صنایع و نماینده کارگران.

۱۳۵۴ تهیه و پیشنهاد طرح برگزاری برنامه هفتگی معرفی مشاغل به آموزش و پرورش توسط عبدالله شفیع آبادی

۱۳۵۷ تعطیلی مراکز کاریابی و تغییر آن به اداره کار در شهرهای مختلف

۱۳۵۹ تاسیس شورایعالی هماهنگی آموزش فنی و حرفه ای با عضویت وزرای ذیربط به منظور نیل به هماهنگی در آموزش های فنی و حرفه ای

تالیف و چاپ کتاب راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه ای و نظریه های انتخاب شغل توسط دکتر عبدالله شفیع آبادی و طرح نظریه های رایج در زمینه مشاوره شغلی برای اولین بار در ایران

ارائه نظریه انتخاب شغل با عنوان روانشناسی انفرادی و انتخاب شغل توسط دکتر عبدالله شفیع آبادی برای اولین بار در ایران

۱۳۶۲ شروع فعالیت جدید برنامه طرح کاد در آموزش عمومی و متوسطه در ارتباط با آموزش های فنی و حرفه ای.

۱۳۶۸ تصویب قانون کار توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام

۱۳۷۰ تالیف و چاپ کتاب راهنمایی تحصیلی و شغلی توسط دکتر عبدالله شفیع آبادی

۱۳۷۱ برگزاری اولین سمینار سراسری توسعه اشتغال معلولین توسط وزارت کار

۱۳۷۲ برگزاری اولین سمینار راهنمایی و مشاوره ایران در دانشگاه علامه طباطبایی و طرح مشکلات راهنمایی و مشاوره شغلی به دبیری دکتر عبدالله شفیع آبادی

۱۳۷۷ تهیه و تصویب آیین نامه دفاتر مشاوره شغلی و حرفه ای و کاریابی غیر دولتی توسط شورایعالی کار

ارائه مقاله راهنمایی شغلی و بهره وری در اولین سمینار انجمن مشاوره ایران توسط دکتر عبدالله شفیع آبادی

۱۳۷۸ برگزاری اولین همایش ملی کار از سوی وزارت کار و امور اجتماعی

۱۳۷۹ معرفی نظریه های یادگیری اجتماعی در تصمیم گیری شغلی توسط دکتر عبدالله شفیع آبادی و سنخ مایرز- بریگرز و کاربرد آن در روابط مشاوره ای و تصمیم گیری شغلی توسط دکتر سیمین حسینیان برای اولین بار در ایران در دومین سمینار انجمن مشاوره ایران به دبیری دکتر رحمت الله نورانی پور.

برگزاری همایش بررسی مسایل، مشکلات و چشم انداز اشتغال دانش آموختگان آموزش عالی توسط ستاد اشتغال جهاد دانشگاهی با مشارکت وزارت علوم و تحقیقات و فناوری، وزارت جهاد دانشگاهی با مشارکت وزارت تعاون

۱۳۸۰ برگزاری همایش مسایل اجتماعی ایران با رویکرد اشتغال از سوی انجمن جامعه شناسی ایران

برگزاری همایش ملی بررسی راهکارهای ایجاد اشتغال از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

برگزاری نخستین سلسله نشست های علمی اشتغال از سوی سازمان همیاری اشتغال فارغ التحصیلان با همکاری جهاد دانشگاهی دانشگاههای تهران ( دانشکده فنی ) ، تربیت مدرس و صنعتی شریف

برگزاری همایش کارآفرینی و فناوری های پیشرفته از سوی دانشگاه تهران و موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی به دبیری دکتر قربان بهزادیان نژاد.

۱۳۸۱ تصویب قانون مجازات بنابر پیشنهاد وزارت کار و امور اجتماعی برای اشتغال به حرفه کاریابی و مشاوره شغلی بدون داشتن پروانه کار

برگزاری همایش نقش اطلاع رسانی شغلی در بازار کار توسط وزارت کار و امور اجتماعی

۱۳۸۲ برگزاری همایش نقش اطلاع رسانی شغلی در بازار کار توسط وزارت کار و امور اجتماعی با همکاری سازمان همیاری اشتغال جهاد دانشگاهی، موسسه کار و امور اجتماعی و جهاد دانشگاههای صنعتی شریف و تربیت مدرس به دبیری دکتر محمد رضا سپهری

برگزاری اولین همایش بررسی آثار مولفه های مدیریتی و اقتصاد بر اشتغال از سوی شرکت صنایع ملی پتروشیمی با همکاری دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب به دبیری دکتر محمود نبی زاده.

۱۳۸۳ برگزاری نخستین همایش نقش راهنمایی و مشاوره شغلی در بازار کار از سوی وزارت کار با همکاری سازمان همیاری اشتغال فارغ التحصیلان موسسه کار و تامین اجتماعی، سازمان ملی جوانان، وزارت آموزش و پرورش، سازمان آموزش فنی و حرفه ای و دانشگاههای علامه طباطبایی، الزهرا، و آزاد اسلامی به دبیری دکتر عبدالله شفیع آّبادی.

برگزاری اولین جشنواره اشتغال و کارآفرینی از سوی سازمان همیاری اشتغال فارغ التحصیلان جهاد دانشگاهی و وزارت کار و امور اجتماعی.

برگزاری همایش آموزش و اشتغال در صنعت گردشگری و مهمانپذیری در دانشکده حسابداری و مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی

برگزاری همایش کارآفرینی زنان و چالش های پیش رو از سوی انجمن ملی زنان کارآفرین تهران.

۱۳۸۶  برگزاری جشنواره راهنمایی و مشاوره شغلی به همت جهاد دانشگاهی واحد الزهراء با همکاری ستاد کارآفرینی شهر تهران و وزارت صنایع و معادن

اولین کنگره دوسالانه روان شناسی صنعتی و سازمانی در دانشگاه اصفهان

۱۳۸۷ جشنواره برترین های کارآفرینی توسط دانشگاه تهران

نخستین سمینار کارآفرینی توسط جمعیت کارآفرینان ایران

نخستین همایش منطقه ای تجارت الکترونیک و کارآفرینی توسط جمعیت کارآفرینان ایران

اولین کنفرانس کارآفرینی کترینگ مواد غذایی و صنایع وابسته توسط جمعیت کارآفرینان ایران

دومین همایش بین المللی تعاون و آموزش کارآفرینی توسط جمعیت کارآفرینان ایران

چهارمین جشنواره کارآفرینان شریف توسط دانشگاه صنعتی شریف

همایش ملی تعاون و کارآفرینی با همکاری وزارت تعاون، دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران و سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران و با همکاری سازمان های مرتبط

نخستین نمایشگاه کار با همکاری دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران، سازمان دانشجویی بین المللی

کاربرد مشاوره تحصیلی در مدارس

کاربرد مشاوره تحصیلی در مدارس :

 

مشاور چه وظایفی دارد؟

مشاور مدرسه در زمینه های گوناگونی فعالیت دارد. نقش اساسی و اصلی مشاور، مشاوره است نه تدریس و تعلیم. اما کار مشاوره، فعالیتی تخصصی است که نیاز به تحصیلات خاص و گواهینامه ویژه دارد زیرا اینکار از عهده معلمان و مدیران یا ناظمان مدرسه به تنهایی ساخته نیست.  برخی از این وظایف و مسئولیتها به اختصار اشاره می کنیم:

۱- برنامه ریزی و توسعه امر راهنمایی:

راهنمایی و مشاوره موثر در مدرسه از همکاری کلیه کارکنان در امر برنامه ریزی به دست می آید. شاگردان، والدین، معلمان ، مدیران به ویژه ادارات آموزش و پرورش، وزارتخانه ها و موسسات اجرایی مربوط باید ایجاد و اجرای این برنامه کمک کنند. نقش مشاور در زمینه برنامه ریزی عبارتند از:

الف. کمک به تعیین و توصیف هدفهای برنامه

ب. تعیین نیازمندی های شاگردان به امر راهنمایی و مشاوره

ج. کمک به تکوین برنامه عملی

د. هماهنگ ساختن جنبه های مختلف برنامه در طول خدمات راهنمایی و مشاوره

ه. ارزشیابی برنامه راهنمایی و کمک کردن به دست اندرکاران دیگر در راه ارزیابی فعالیتهایشان.

۲- راهنمایی و مشاوره:

اصل مهم در این وظیف این است که مشاور، قسمت عمده ای از وقت خویش را به مشاوره فردی با شاگردان یا گروه کوچکی از آنان اختصاص دهد. مشاور می کوشد تا به شاگرد کمک کند خود را به عنوان فردی صاحب رای و فهم درک نماید. فردی که می تواند در سرنوشت خویش موثر باشد. نیز برای شاگرد اطلاعات شخصی و محیطی مناسب برای مواجهه با مسایل و مشکلات، نیازمندیها انتخاب دروس و رشته تحصیلی، نحوه ورود به به برخی مدارس و هنرستانها و … فراهم نماید. همچنین می کوشد تا در شاگردان توانایی بیشتری برای مقابله با مسایل و مشکلات شخصی، عاطفی، سازگاری ایجاد کند و آنان را در اتخاذ تصمیمات و برنامه هایشان مجهز و قادر سازد.  مشاوره تحصیلی درمورد کاهش اظطراب امتحان یکی از این موارد است، اغلب دانش آموزان در جلسه امتحان یا قبل از آن درجاتی از اظطراب را دارا می باشند داشتن اظطرابی که از حد طبیعی بالاتر باشد باعث مختل شدن کارایی فرد خواهد شد. بنابراین مشاور می کوشد با آموزش شیوه های صحیح برخورد با اینگونه موارد و نیز شیوه های صحیح مطالعه و بالا بردن کارایی حافظه و استفاده بهینه از زمان به آنه اعتماد به نفس لازم را داده و آنها را در جهت مطلوب سوق دهد(اردبیلی،۱۳۷۴).

۳- ارزشیابی شاگردان

الف. اطلاعات مهم و معنی داری درباره شاگردان از طریق مصاحبه با شاگردان، والدین، معلمان ، دوستان، آزمونهای مختلف و … گردآوری کند.

ب. برای کلیه شاگردان پرونده تحصیلی محرمانه تشکیل دهد و آنها را حفظ و نگهداری نماید. این اطلاعات باید از دسترس عموم به دور باشد و تنها در موارد خاص و با اطلاع و هماهنگی جهت استفاده همکاران استفاده شود.

ج. اطلاعات گرداوری شده در پرونده تحصیلی دانش آموز را برای افراد ذی صلاح  دیگر تعبیر و تفسیر کند

د. تواناییها و استعدادها و علایق و نیازهای شاگردان را تعیین کند.

ه. در صورت امکان از وسایل و تجهیزات مدرسه در راه گردآوری و نگهداری اطلاعات و انتقال آنها به شاگردان نظیر کتابخانه، جزوات و بوشورها و غیره استفاده کند(همان منبع).

۴- کمک به برنامه ریزی تحصیلی و حرفه ای شاگردان و والدین آنها:

مشاور در مساعی خود برای مجهز ساختن شاگردان و والدین آنها در ارتباط با فرصتهای تحصیلی و شغلی به منظور رشد و تکامل و خود رهبری شاگرد فعالیتهای زیر را بر عهده دارد:

الف. شاگرد و والدین او را از علایق، رغبتها، استعدادها، تواناییها، نمرات و نتایج امتحانات در ارتباط با فرصتهای تحصیلی و شغلی کنونی یا آتی و شرایط احراز و نحوه گزینش آنها آگاه می کند.

ب. اطلاعات لازم درباره حرف و مشاغل، قوانین استخدامی و نظایر آنها را در اختیار شاگرد و والدین می گذارد. این فعالیتها تنها از طریق برنامه مدون و دقیق عملی است. و می تواند در جلسات فردی یا گروهی با شاگردان و والدین آنها عرضه شوند.نصب آکهی های مربوط به ورودی دانشگاه ها یا آزمونهای استخدامی در تابلو جهت دید عموم دانش آموزان و نیز تنظیم برنامه بازدید از اینگونه موسسات می تواند یاری کننده باشد.

ج. شاگرد و والدین او را در شناخت روشهای ارسال درخواست برای امور تحصیلی و شغلی و برنامه ریزی مادی و میزان شهریه ها و نحوه پرداخت آنها و یا امکان استفاده از خوابگاه و یا مقررات و قانون وظیفه عمومی یاری می کند.

د. مشاور در صورت امکان حتی به شاگردان ترک نحصیل کرده یا فارغ التحصیل نیز کمک می کند(صافی،۱۳۸۱).

۵- ارجاع و گسیل دانش آموزان نیازمند به دیگر متخصصان:

مشاور مسولیت عمده ای در ارجاع شاگردان نیازمند نزد متخصصان بهداشت روانی دیگر از قبیل روانپزشک، مددکار، کاردرمانگر و …. یا به مراکز خدمات درمانی و پزشکی و روانی و موسسات دیگر جامعه دارد. او با توجه به محدئدیتها و امکانات در این موارد می کوشد:

الف. فهرستی از مراکز و موسسات مربوط به نیازمندیهای دانش آموزان را تهیه نماید.

ب. دانش آموزان نیازمند را با تدارک و تمهیدات لازم به مراکز مربوط ارجاع دهد.

ج. شاگرد، والدین و مدیر مدرسه را از قبل برای انجام این کار آگاه می کند.

د. تنها به ارجاع کفایت نمی کند بلکه با موسسات مربوط همکاری نیز می کند.

ه. امر ارجاع را پی گیری می نماید(www.daneshname.roshd.ir).

۶- کمک به والدین:

مشاور در ملاقاتها و یا کنفرانسهای فردی یا گروهی با والدین به عنوان یک منبع آگاه برای رشد و پیشرفت دانش آموزان آنها می کوشد و آنها را از مباحث ذیل آگاه می سازد:

الف. آنها را از وظایف مشاور و اهداف و برنامه های راهنمایی و مشاوره در مدارس آگاه می سازد.

ب. به والدین کمک می کند تا به دور از تعصبات و با واقع بینی از استعدادها و رغبتها و علایق و تواناییهای فرزندان خود آگاهی یابند و بتئانند در این راه با فرزندان خود و مشاوران مدرسه همکاری کنند.

ج. والدین را از آیین نامه هاف مقررات ، قوانین مربوط، فرصتهای تحصیلی – شغلی ، شرایط و کلیات آنها ، طریقه ورود و احراز و سایر اطلاعات لازم آگاه می کند(بیرجندی،۱۳۷۰).

۷- مشورت و همکاری با کارکنان مدرسه:

مشاور با معلمان و همه کارکنان مدرسه به خصوص مدیر به منظور رفع نیازها و مسال فرد فرد دانش آموزان در موارد زیر همکاری دارد:

الف. اطلاعات فردی دانش آموز را در صورت لزوم با توجه به جنبه محرمانه بودن آن به مدیران، معلمان یا کارکنان ذی صلاح ارائه می دهد.

ب. معلمان را در شناسایی شاگردانی که مشکلات خاص دارند یاری می دهد و آنها را از پیشرفتها یا عقب ماندگی آنها آگاه می کند.

ج. در جلسات ماهانه یا برنامه های آموزش ضمن خدمت یا جلسات اولیاء و مربیان شرکت فعال دارد و وظایف و نقش خود را تشریح می کند و به همکاران توصیه های لازم را در راستای بهبود و ارتقاء سطح تحصیلی دانش آموزان انجام بدهد.

د. معلمان را با مواد و موضوعهای راهنمایی و مشاوره و تعبیه روشهایی برای راهنمایی گروهی در کلاس درس یاری می دهد.

ه. اطلاعات و موضوعاتی درباره خصوصیات و نیازهای دسته جمعی شاگردان و رفتارهای خارج از مدرسه آنان فراهم می کند تا در برنامه های اجتماعی و یا دروس اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرند(اردبیلی،۱۳۷۴).

۸- بررسی و تحقیق:

بررسی در راهنمایی و مشاوره معطوف به مطالعه نیازها در هر مدرسه و شهر و استان و امکان فعالیتها و خدمات بهتر و انجام دادن پژوهشهای علمی،آماری، روانشناسی و طرحهای تحقیقاتی است. مشاور در بررسی و تحقیق نقش اساسی دارد و حاصل آنها را با معلمان ،اولیای مدرسه و والدین و مراکز راهنمایی دیگر در میان می گذارد. برخی از بررسی ها و تحقیقات عبارتند از:

الف. پی گیری وضع فارغ التحصیل یا ترک کنندگان تحصیلی

ب. تهیه آمارها و داده ها و ضرایب و همبستگی های لازم در زمینه فعالیتهای مشاوره با استفاده از آزمونهای آماری استاندارد

ج. تعیین ارتباط آزمونهای پیشرفت و استعداد تحصیلی با انتخاب دروس یا رشته تحصیلی بعدی شاگردان یا اشتغال به کار و حرفه آنان.

د. در صورت امکان تهیه آزمونهای لازم و نرمهای محلی یا شهری و استانی

ه. همکاری با دیگر موسسات تحقیقاتی در زمینه تهیه و اجرا و نمره گذاری آزمونها و مبادله اطلاعات با آنها و کسب جدیدترین اطلاعات روز در این زمینه ها.

و. ارزشیابی از خدمات راهنمایی و مشاوره در مدارس از طریق گروههای آزمایش و کنترل(اردبیلی،۱۳۷۱).

اصول و فنون مشاوره تحصیلی در مدارس

اصول و فنون مشاوره تحصیلی در مدارس

 

 هدف مشاوره کمک و یاری رساندن به مراجع است تا مهمترین و شایسته ترین راهها را انتخاب کند و عاقلانه ترین تصمیمات را اتخاذ نماید. در بطن چنین تصمیم گیری درک خویشتن، بینش فردی و اجتماعی، فراگیری و داشتن رفتاری مفید و موثر برای خود و جامعه نهفته است. اما مشاوره خصایصی دارد که آنرا از مشورتهای فردی با افراد دیگر متمایز می کند:

 

در وهله نخست، مشاوره فرایندی بیش از پند و اندرز دادن است. کار مشاور آن است که عمل تفکر را برای مراجع آسان سازد نه اینکه خود به این کار اهتمام ورزد.

در وهله دوم، مشاوره فرایندی بیش از ارائه راه حل برای مشکلات آنی و فوری است. اگر دانش آموزی قادر نیست بین رشته های تجربی و ریاضی به انتخاب بپردازد مشاور او را کمک میکند که همه عوامل مربوط را ارزشیابی کند تا دریابد چه احساس و علاقه ای بدانها دارد سپس به گزینش اقدام نماید. در پایان مشاوره ، مراجع یا دانش آموز همان فرد قبلی نیست بلکه فردی است با بینش بیشتر و گزینشی مبتنی بر روشن بینی و اندیشه ای ژرفتر.در وهله سوم، مشاوره بیش از اعمال و اقدامات به نگرشها و نظرات توجه دارد. بر اثر تغییر در نگرشها است که دگرگونی در اعمال پیش می آید. مثلا دانش آموز دبیرستانی به مشاور خود ابراز می دارد که در حضور جمع قادر به صحبت نیست و دچار شرو و خجلت می شود.مشاور ورزیده نباید مستقیما به طرح سوالات  و ارائه پیشنهاد برای حضور در جمع و صحبت در حضور دیگران نماید بلکه جوی فراهم می کند تا دانش آموز خود درباره نگرشها و مسایل دیگر خود صحبت کند.از طریق مشاوره نگرشهایی که مانع از شرکت وی در فعالیتهای اجتماعی می شود اصلاح و تعدیل می گردد به طوری که خود خواستار تجربه فعالیتهای اجتماعی می شود.نکته اساسی این است که حمله مستقیم به رفتار یا مشکل مراجع و یا انتقاد از او عملی غیر از مشاوره است.

در وهله چهارم، نگرشهای عاطفی بیش از نگرشهای تحصیلی محض مواد خام فرایند مشاوره به شمار می رود.گرداوری اطلاعات و به کاربستن فنون راهنمایی و درک نگرش تحصیلی در مشاوره جای خود را دارد اما هرگز از عواطف و احساسات و عوالم درونی مراجع غفلت نمی شود.

و در آخر، مشاوره به طور گریز ناپذیری درگیر ارتباطات مراجع با دیگر افراد است.  از اینرو مشاوران و درمانگران به رابطه مشاوره ای بیش از فنون مشاوره توجه دارند(اردبیلی،۱۳۷۴).

همانگونه که می دانید مشاوره تحصیلی نیز به مانند دیگر انواع آن می تواند به دو صورت مشاوره تحصیلی انفرادی و یا گروهی انجام شود. در مشاوره تحصیلی فردی، مشاور مدرسه پس از ایجاد جوی امن و برقراری اعتماد در دانش آموز و ایجاد رابطه حسنه با وی به کمک او به بررسی مشکل می پردازد و این ارتباط در نهایت ممکن است به حل مشکل، کسب بینش و در نهایت به تصمیم گیری مناسب توسط مراجع منجر شود. اما در مشاوره تحصیلی گروهی مشاور مدرسه همزمان و در یک موقعیت به مشاوره با تعدادی دانش آموز می پردازد. این فعالیتها بیشتر جنبه درمانی و پیشگیری دارند. در مشاوره گروهی گاهی یک و گاهی دو مشاور با تقریبا ۸ نفر شرکت کننده دور هم می نشینند و به بررسی و تجزیه و تحلیل موضوعی عاطفی و روانی می پردازندو تلاش دارند راه حلی برای مشکل بیابند. از اینرو هدف در وهله اول حل مشکل و در مرحله بعد جلوگیری از بروز مشکلات می باشد. رهبری جلسات مشاوره گروهی نیز به تخصص و تبحر نیاز دارد و رهبر باید پس از گزراندن دوره های خاص خود نیز به عنوان عضو در گروه شرکت کند و نیز گروههایی را تحت نظارت سرپرست متخصص اداره کند تا بتواند جلسات مشاوره گروهی تشکیل دهد. در زمینه تعداد شرکت کنندگان عقیده یکسانی وجود ندارد اما درمهم این است که تعداد اعضا نباید از ۱۲ نفر تجاوز کند. بخصوص در مورد مشکلات حاد عاطفی که هرچه تعداد کمتر باشد(حدود ۵ نفر) بهره وری بیشتری خواهد داشت(شفیع آبادی،۱۳۸۴).

اما با همه این امتیازات و توصیفات که از مشاوره گروهی به عمل آمد باید گفت که به دلایلی عملا امکان تشکیل جلسات گروهی برای دانش آموزان مدارس در ساعات تحصیلشان در مدرسه بسیار کم و در بیشتر مواقع غیر ممکن است از جمله این شرایط می توان به عدم وجود مکان مناسبی برای انجام این کار اشاره نمود و نیز در بسیاری موارد عدم پیشبینی برای انجام مشاوره گروهی در بسیاری موارد باعث می شود مسئولین مدرسه همکاری لازم را با مشاور برای اینکار انجام ندهند(شفیع آبادی،۱۳۷۸).

اصول تشکیل مشاوره گروهی در دوره راهنمایی و دبیرستان را می توان به سایر گروهها نظیر گروه دانشجویان و خانواده ها و حتی بیماران روانی نیز تعمیم داد. توصیه می شود به هنگام تشکیل مشاوره گروهی خصوصا در مدارس نوع مشکلات هر یک از اعضای شرکت کننده قبلا مشخص گردد و درباره لزوم و ضرورت تشکیل گروه بررسی های مقدماتی به عمل آید. برای این کار معمولا انجام یک مصاحبه تشخیصی کوتاه مدت با هریک از داوطلبان شرکت در مشاوره گروهی لازم به نظر می رسد. در مصاحبه تشخیصی قوانیین اولیه و اساسی گروه توصیف می شود و میزان امادگی و پذیرش داوطلبان برای مشارکت در کارهای گروهی تعیین می گردد(شفیع آبادی،۱۳۸۴).

آلبرت الیس

آلبرت الیس

 

 

آلبرت الیس در سال ۱۹۱۳ میلادی متولد شد . در سال ۱۹۳۴ میلادی ، درجه لیسانس خود را از سیتی کالج نیویورک گرفت و در سال ۱۹۴۳ ، درجه فوق لیسانس و در سال ۱۹۴۷ مدرک دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد . به علت علاقه به روانکاوی به مدت سه سال آموزش های لازم را فرا گرفت و سپس به عنوان روانشناس بالینی در یک موسسه بهداشت روانی در نیوجرسی مشغول به کار شد (شفیع آبادی و ناصری ، ۱۳۷۸ ). او در دهه ۱۹۵۰ ، در نتیجه نارضایتی از روانکاوی در درمان مراجعان خود ، درمان منطقی را ارئه کرد و خیلی زود نظر خود را به درمان منطقی عاطفی تغییر داد . در سال ۱۹۹۳ به دلیل تاکید بر تعامل میان منطق و عاطفه و رفتار در این رویکرد ، نام نظریه خود را « درمان – منطقی – عاطفی – رفتاری » اعلام کرد . این نظریه به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران نخستین و مهم ترین نمونه رویکرد شناختی رفتاری است ( نوابی نژاد ، ۱۳۸۳ ).

 

 

 

الیس در روش خود روش انسانگرایانه را با درمان رفتاری درآمیخت و میتوان او را به عنوان پیشگامی در درمان شناختی به حساب آورد . الیس همچنین در نظریه خود از دیدگاههای وجودگرائیانه نیز بهره برده و از کارن هورنای ، آلفرد آدلر ، اریک فروم ، و هری استاک سالیوان نیز بهره برده است .

درمان منطقی رفتاری عاطفی رویکردی نیست که فقط به روابط بین مراجع و درمانگر اهمیت دهد ، بلکه علاوه بر مراجع و مشاور فرایند درمان نیز حائز اهمیت است  . تاکید اصلی و اولیه ای که درمانگر در جلسه درمان دارد ، ایجاد توانایی برای بحث و مواجهه و مقابله با افکار و رفتار خود است . درمان گروهی REBT  بیشتر معطوف به استفاده از روش های کوتاه مدت است و مراجعان به دفعات در جلسات گروهی شرکت می کنند . گروه در نظر دارد تا در باورها و افکار غیر منطقی مراجعان « تغییر » ایجاد کند و آنها چون اعضا در گروه رفتارها ی متفاوتی از یکدیگر می بینند ، در نتیجه جریان تغییر تسهیل می شود . الیس در ( ۱۹۹۶ ) مدعی شد که شرکت کنندگان در گروههای REBT  می توانند در حداکثر ۱۰ تا ۲۰ جلسه تغییر کنند ( کوری ، ۲۰۰۰ ).

 

مفاهیم کلیدی

مفروضات زیربنایی در درمان REBT

تعدادی از مفروضات زیربنایی که در روش درمان  عقلانی – عاطفی – رفتاری بیان می شود به شرح زیر می باشد .

– فکر کردن ، احساس کردن و رفتار کردن همیشه به دنبال یکدیگر ایجاد شده و روی هم اثر   متقابل دارند .

– اختلالات عاطفی و پیچیده ای که در انسانها دیده می شود ، در اثر عوامل محیطی و عوامل زیستی ایجاد شده است . برای کشف علل این دسته از اختلالات ، ضروری نیست که گذشته و دوران کودکی فرد به طور کامل بررسی شوند ، اما شناسایی ضربه های روحی که در گذشته و دوران کودکی فرد وجود دارند ، به شناسایی علل اختلال کمک می کنند .

– انسانها تمایل دارند که به مردم نزدیک باشند ، در نتیجه به صورت ناخود آگاه و یا آگاهانه تحت تاثیر اطرافیان خود قرار می گیرند . وقتی فرد دست به انتخاب می زند و یا تصمیمی را اتخاذ می کند ، در حقیقت در حال پاسخ دادن به اطرافیان خود است و صرف نظر از اینکه این تصمیمات درست یا نادرست باشند ، اثر مستقیمی در سیستم زندگی فرد دارند .

– یکی از عوامل اصلی در ایجاد اختلالات شناختی ، عاطفی و رفتاری « خود فرد » می باشد .

– وقتی حادثه ای رخ می دهد ، ممکن است که مردم در رابطه با آن حادثه ، از باورهای غیر منطقی استفاده کنند . این باورهای غیر منطقی می توانند در موفقیت ، عشق ، زندگی ، رفتار بی طرفانه ، عدالت و سلامت روانی افراد اثر گذار باشند .

– علت ایجاد افکار غیرمنطقی ، خود حادثه نمی باشد ، بلکه به برداشت فرد از آن حادثه بستگی دارد . در نتیجه می توان گفت که افکار و باورهای غیر منطقی در شکل گیری و رشد شخصیت نقش بسزایی دارند .

– بیشتر انسانها « خودشان » نقش مهمی در ایجاد اختلالات عاطفی داشته و همچنین برای رفع و درمان اختلال نیز « خودشان » جزو عوامل تعیین کننده و اثرگذار به حساب می آیند و میزان تلاش و انگیزه آنها در اثربخش بودن درمان تاثیر بسزایی دارد .

– وقتی فرد نسبت به توانائیهای خود « آگاهی » نداشته باشد ، در نتیجه ممکن است دست به خود تخریبی زده و باورها و افکار غیرمنطقی بر رفتار او حاکم شود . اگر فرد به « آگاهی » دست یابد ، در نتیجه می تواند با افکار غیرمنطقی خود به مقابله بپردازد . اگر فرد موفق شود تا بر افکار غیرمنطقی خود فائق شود ، در نتیجه « تغییر » می کند . هنگامی در نحوه تفکر فرد تغییری ایجاد شود ، به دنبال آن احساس و عملکردش نیز تغییر کرده و در نهایت دست از خودتخریبی بر می دارد .

– وقتی افراد در مورد افکار غیر منطقی خود به آگاهی می رسند ، در نتیجه قادر می شوند که بوسیله ترکیب کردن روشهای عاطفی-شناختی-رفتاری ، با افکار غیر منطقی خود مبارزه کنند .

REBT چندین روش را به مراجعان آموزش می دهد که توسط آن بتوانند در فکر ، احساس و رفتار خود تغییر ایجاد کنند .

 

نظریه شخصیت

 

الیس از سه دیدگاه فیزیولوژیک ، اجتماعی و روانشناختی به شخصیت می نگرد . با توجه به مبنای فیزیولوژیکی ، الیس معتقد است که انسان ذاتاً تمایلات استثنایی و نیرومندی برای تفکر به شیوه خاص دارد ، که این شیوه ممکن است در جهت منطقی و یا غیر منطقی باشد . او جهت تفکر و عمل فرد را تابع محیط خانوادگی و فرهنگی می داند که فرد در آن رشد می یابد . او انسان را از نظر بیولوژیکی ، عمدتاً موجودی می داند که در جهت تخریب نفس گام بر می دارد و آمادگی ذاتی شدیدی برای تفکر غیر منطقی و غیرعقلانی دارد . از نظر مبنای اجتماعی ، الیس می پذیرد که انسان موجودی اجتماعی است و زندگی در اجتماع برای او لازم است . او معتقد است که انسان در اجتماع باید مطابق انتظارات خود و دیگران رفتار کند و بیش از حد خودمدار و خودبین نباشد و زیاد سبقت جویی نکند . در مبنای روانشناختی ، الیس بیان می کند که ، گر چه انسان از نظر بیولوژیکی تمایل شدیدی به مضطرب کردن خود و تخریب نفس دارد و گر چه او در اجتماعی زندگی می کند که سبب پاره ای از نابسامانیهای رفتاری اوست و آنها را تقویت می کند ، اما دیدگاه روان شناختی شخصیت چگونگی رشد آن را مشخص می کند( شفیع آبادی و ناصری ، ۱۳۷۸ ).

پرسشنامه افسردگی بک

پرسشنامه افسردگی بک ( فرم ۲۱ سوالی)

دستور: این پرسشنامه شامل ۲۱ گروه سوال است. خواهشمند است جمله های هر گروه را به دقت مطالعه کنید و فقط دور جمله ای که بیش از چند جمله دیگر حالت کنونی شما را بیان می کند، یک دایره بکشید. دقت کنید که در هر گروه از جمله ها فقط باید یک جمله را انتخاب نمائید.

 

اول:

۰-    من احساس غمگینی نمی کنم.

۱-    احساس می کنم دلم گرفته یا غمگینم.

۲-    من همیشه دل گرفته و غمگینم و نمی توانم از آن رهایی یابم.

۳-    من به اندازه ای غمگین و افسرده ام که تحمل آن برایم غیر ممکن است.

 
دوم:

۰-    من درباره آینده خود بدبین و دلسرد نیستم.

۱-    من نسبت به آینده نا امیدم.

۲-    من حس می کنم که هیچ امیدی به آینده ندارم

۳-    من حس می کنم که آینده ناامید کننده است و چیزی بهتر نمی شود.

سوم:

۰-    من حس نمی کنم که شخص شکست خورده ای باشم

۱-    من حس می کنم که بیش از افراد دیگر در زندگی شکست خورده ام.

۲-    هر چه به گذشته نگاه می کنم جز شکست های مکرر چیزی نمی بینم.

۳-    من حس می کنم که شخصی کاملاً شکست خورده ام

چهارم:

۰-    من مثل گذشته از چیزی لذت می برم.

۱-    من مثل گذشته از چیزی لذت نمی برم.

۲-    من دیگر مثل گذشته از چیزی  لذت نمی برم.

۳-    من از همه چیز ناراضی و ناراحتم.

 

 

پنجم:

۰-    من احساس گناه بخصوصی ندارم.

۱-    من گاهی احساس گناه می کنم.

۲-    من بیشتر اوقات احساس گناه می کنم.

۳-    من همیشه احساس گناه می کنم.

ششم:

۰-    من احساس نمی کنم که تنبیه و کیفر می شوم.

۱-     من حس می کنم که ممکن است تنبیه شوم.

۲-    من انتظار دارم که تنبیه شوم.

۳-    من حس می کنم که دارم تنبیه می شوم.

هفتم:

۰-    من از خودم مایوس و نا امید نیستم.

۱-    من از خودم مایوس و نا امیدم.

۲-    من از خودم بیزارم.

۳-    من از خودم متنفرم.

هشتم:

۰-    من حس نمی کنم که از دیگران بدتر باشم.

۱-    من نسبت به نقاط ضعف و اشتباهات خود، بسیار خرده گیر هستم.

۲-    من همیشه برای اشتباهاتم، خودم را سرزنش می کنم.

۳-    من برای هر اتفاق ناگواری که رخ می دهد خودم را سرزنش می کنم.

نهم:

۰-    من حس نمی کنم که از دیگران بدتر باشم.

۱-    من در فکر خودکشی بوده ام ولی آن را به مرحله عمل در نمی آورم.

۲-    من دوست دارم که خودکشی کنم.

۳-    من اگر بتوانم خودکشی می کنم.

 

 

دهم:

۰-    من بیشتر از حد معمول گریه نمی کنم.

۱-    من بیشتر از حد معمول گریه می کنم.

۲-    من حالا همیشه گریه می کنم.

۳-    من قبلاً می توانستم گریه کنم، ولی حالا هم اگر بخواهم نمی توانم گریه کنم.

یازدهم:

۰-    من رنجیده خاطر و ناراحت نیستم.

۱-    من حالا زودتر از گذشته رنجیده خاطر و ناراحت می شوم.

۲-    من حالا همیشه احساس رنجیده و ناراحتی می کنم.

۳-    من از چیزهایی که در گذشته رنجیده خاطر نمی شدم اکنون ناراحت می شوم.

دوازدهم:

۰-    من علاقه ام را به دیگران از دست نداده ام.

۱-    اکنون علاقه من به دیگران کمتر از گذشته است.

۲-    من بیشتر علاقه خود را نسبت به دیگران از دست داده ام.

۳-    من همه علاقه خودم را نسبت به دیگران از دست داده ام و به آنان علاقه ای ندارم.

سیزدهم:

۰-    من همیشه می توانم تصمیم بگیریم.

۱-    من مثل سابق نیستم و تصمیم های خود را به عقب می اندازم.

۲-    من بیش از پیش برای تصمیم گیری با اشکال روبرو می شوم.

۳-    من اصلاً نمی توانم تصمیم بگیرم.

چهاردهم:

۰-    فکر نمی کنم که بدتر از گذشته بنظر بیایم.

۱-    من از اینکه پیر بنظر بیایم یا جذاب نباشم نگران هستم.

۲-    من احساس می کنم که تغییرات مداومی در وضع ظاهری من بوجود می آید و مرا غیر جذاب می کند.

۳-    من معتقدم که زشت و بدقیافه هستم.

 

 

پانزدهم:

۰-    من نمی توانم مثل گذشته کار کنم.

۱-    من برای شروع بکار باید تلاش بیشتری بکنم.

۲-    من برای انجام هر کاری باید خیلی به خودم فشار بیاورم.

۳-    من به هیچ وجه نمی توانم کاری بکنم.

شانزدهم:

۰-    من مانند معمول و طبیعی می توانم بخوابم.

۱-    من مانند گذشته نمی توانم بخوابم.

۲-    من صبح ها یکی دو ساعت زودتر از معمول بیدار می شوم و بسختی می توانم دوباره بخوابم.

۳-    من چند ساعت زودتر از خواب بیدار می شوم و نمی توانم دوباره بخوابم.

هفدهم:

۰-    من بیشتر از حد معمول خسته نمی شوم.

۱-    من نسبت به گذشته زودتر خسته می شوم.

۲-    من تقریباً از انجام هر کاری خسته می شوم.

۳-    من آنقدر خسته می شوم که نمی توانم هیچ کاری بکنم