اصول و فنون مشاوره تحصیلی در مدارس

اصول و فنون مشاوره تحصیلی در مدارس

 

 هدف مشاوره کمک و یاری رساندن به مراجع است تا مهمترین و شایسته ترین راهها را انتخاب کند و عاقلانه ترین تصمیمات را اتخاذ نماید. در بطن چنین تصمیم گیری درک خویشتن، بینش فردی و اجتماعی، فراگیری و داشتن رفتاری مفید و موثر برای خود و جامعه نهفته است. اما مشاوره خصایصی دارد که آنرا از مشورتهای فردی با افراد دیگر متمایز می کند:

 

در وهله نخست، مشاوره فرایندی بیش از پند و اندرز دادن است. کار مشاور آن است که عمل تفکر را برای مراجع آسان سازد نه اینکه خود به این کار اهتمام ورزد.

در وهله دوم، مشاوره فرایندی بیش از ارائه راه حل برای مشکلات آنی و فوری است. اگر دانش آموزی قادر نیست بین رشته های تجربی و ریاضی به انتخاب بپردازد مشاور او را کمک میکند که همه عوامل مربوط را ارزشیابی کند تا دریابد چه احساس و علاقه ای بدانها دارد سپس به گزینش اقدام نماید. در پایان مشاوره ، مراجع یا دانش آموز همان فرد قبلی نیست بلکه فردی است با بینش بیشتر و گزینشی مبتنی بر روشن بینی و اندیشه ای ژرفتر.در وهله سوم، مشاوره بیش از اعمال و اقدامات به نگرشها و نظرات توجه دارد. بر اثر تغییر در نگرشها است که دگرگونی در اعمال پیش می آید. مثلا دانش آموز دبیرستانی به مشاور خود ابراز می دارد که در حضور جمع قادر به صحبت نیست و دچار شرو و خجلت می شود.مشاور ورزیده نباید مستقیما به طرح سوالات  و ارائه پیشنهاد برای حضور در جمع و صحبت در حضور دیگران نماید بلکه جوی فراهم می کند تا دانش آموز خود درباره نگرشها و مسایل دیگر خود صحبت کند.از طریق مشاوره نگرشهایی که مانع از شرکت وی در فعالیتهای اجتماعی می شود اصلاح و تعدیل می گردد به طوری که خود خواستار تجربه فعالیتهای اجتماعی می شود.نکته اساسی این است که حمله مستقیم به رفتار یا مشکل مراجع و یا انتقاد از او عملی غیر از مشاوره است.

در وهله چهارم، نگرشهای عاطفی بیش از نگرشهای تحصیلی محض مواد خام فرایند مشاوره به شمار می رود.گرداوری اطلاعات و به کاربستن فنون راهنمایی و درک نگرش تحصیلی در مشاوره جای خود را دارد اما هرگز از عواطف و احساسات و عوالم درونی مراجع غفلت نمی شود.

و در آخر، مشاوره به طور گریز ناپذیری درگیر ارتباطات مراجع با دیگر افراد است.  از اینرو مشاوران و درمانگران به رابطه مشاوره ای بیش از فنون مشاوره توجه دارند(اردبیلی،۱۳۷۴).

همانگونه که می دانید مشاوره تحصیلی نیز به مانند دیگر انواع آن می تواند به دو صورت مشاوره تحصیلی انفرادی و یا گروهی انجام شود. در مشاوره تحصیلی فردی، مشاور مدرسه پس از ایجاد جوی امن و برقراری اعتماد در دانش آموز و ایجاد رابطه حسنه با وی به کمک او به بررسی مشکل می پردازد و این ارتباط در نهایت ممکن است به حل مشکل، کسب بینش و در نهایت به تصمیم گیری مناسب توسط مراجع منجر شود. اما در مشاوره تحصیلی گروهی مشاور مدرسه همزمان و در یک موقعیت به مشاوره با تعدادی دانش آموز می پردازد. این فعالیتها بیشتر جنبه درمانی و پیشگیری دارند. در مشاوره گروهی گاهی یک و گاهی دو مشاور با تقریبا ۸ نفر شرکت کننده دور هم می نشینند و به بررسی و تجزیه و تحلیل موضوعی عاطفی و روانی می پردازندو تلاش دارند راه حلی برای مشکل بیابند. از اینرو هدف در وهله اول حل مشکل و در مرحله بعد جلوگیری از بروز مشکلات می باشد. رهبری جلسات مشاوره گروهی نیز به تخصص و تبحر نیاز دارد و رهبر باید پس از گزراندن دوره های خاص خود نیز به عنوان عضو در گروه شرکت کند و نیز گروههایی را تحت نظارت سرپرست متخصص اداره کند تا بتواند جلسات مشاوره گروهی تشکیل دهد. در زمینه تعداد شرکت کنندگان عقیده یکسانی وجود ندارد اما درمهم این است که تعداد اعضا نباید از ۱۲ نفر تجاوز کند. بخصوص در مورد مشکلات حاد عاطفی که هرچه تعداد کمتر باشد(حدود ۵ نفر) بهره وری بیشتری خواهد داشت(شفیع آبادی،۱۳۸۴).

اما با همه این امتیازات و توصیفات که از مشاوره گروهی به عمل آمد باید گفت که به دلایلی عملا امکان تشکیل جلسات گروهی برای دانش آموزان مدارس در ساعات تحصیلشان در مدرسه بسیار کم و در بیشتر مواقع غیر ممکن است از جمله این شرایط می توان به عدم وجود مکان مناسبی برای انجام این کار اشاره نمود و نیز در بسیاری موارد عدم پیشبینی برای انجام مشاوره گروهی در بسیاری موارد باعث می شود مسئولین مدرسه همکاری لازم را با مشاور برای اینکار انجام ندهند(شفیع آبادی،۱۳۷۸).

اصول تشکیل مشاوره گروهی در دوره راهنمایی و دبیرستان را می توان به سایر گروهها نظیر گروه دانشجویان و خانواده ها و حتی بیماران روانی نیز تعمیم داد. توصیه می شود به هنگام تشکیل مشاوره گروهی خصوصا در مدارس نوع مشکلات هر یک از اعضای شرکت کننده قبلا مشخص گردد و درباره لزوم و ضرورت تشکیل گروه بررسی های مقدماتی به عمل آید. برای این کار معمولا انجام یک مصاحبه تشخیصی کوتاه مدت با هریک از داوطلبان شرکت در مشاوره گروهی لازم به نظر می رسد. در مصاحبه تشخیصی قوانیین اولیه و اساسی گروه توصیف می شود و میزان امادگی و پذیرش داوطلبان برای مشارکت در کارهای گروهی تعیین می گردد(شفیع آبادی،۱۳۸۴).

ویلیام گلاسر

ویلیام گلاسر :

دکتر ویلیام گلاسر: “خود ما هستیم که تمام اعمالمان را انتخاب می کنیم و دیگران نه می توانند ما را خوشبخت کنند و نه می توانند ما را بدبخت کنند”.

ویلیام گلاسر در سال ۱۹۲۵ میلادی در شهر کلیولند ایالت اوهایو در کشور آمریکا متولد شد و در سال ۱۹۵۳ تحصیلات خود را در دانشکده پزشکی به پایان رسانید.

 واقعیت درمانی که امروزه توسط درمانگران در سراسر دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد بر این فرض استوار است که ما در برابر رفتاری که انتخاب می‌کنیم، مسئولیم و به دلیل این که تمامی مشکلات ما در زمان حال وجود دارند، واقعیت درمانی زمان بسیار اندکی را به گذشته اختصاص می‌دهد. گلاسر معتقد است که تنها چیزی که ما قادریم آن را کنترل کنیم رفتار کنونی ماست. ممکن است که گذشته در آنچه هم اکنون هستیم تاثیرگذار بوده باشد اما ما قربانی گذشته نیستیم مگر این که خود اینگونه انتخاب کنیم.

واقعیت درمانی بر حل مشکلات و کنار آمدن با واقعیات جامعه از طریق انتخاب‌های موثر متمرکز بوده و درمانگران این مکتب توجه زیادی به تغییرات رفتاری مراجعین برای برآوردن نیازهای آنها دارند. انسانها می‌توانند از طریق به تجربه درآوردن نیازها و خواسته‌هایشان کیفیت زندگی خود را بهبود ببخشند.

رویکرد گلاسر بر این فرض استوار است که انسان‌ها برای بدست گرفتن کنترل زندگی خود و برآوردن نیازهایشان تلاش می‌کنند واقعیت درمانی نیز مانند رفتار درمانی، REBT و رویکردهایی که با تجزیه و تحلیل همراهند، رویکردی فعال، مستقیم و آموزشی می‌باشد که البته در آن بر گذشته، احساسات، پدیده انتقال، بینش و یا انگیزه‌های ناخودآگاه تاکید نمی‌شود. از دهه ۱۹۶۰ میلادی تا اواخر ۱۹۷۰ رویکرد گلاسر در کار کردن با گروه‌های متنوعی مانند موسسات اصلاح و تربیت، کلینیک‌های خصوصی، مدارس، زوج درمانی، خانواده درمانی و گروه درمانی به تعدادی از مفاهیم اصلی واقعیت درمانی دست یافته بود. در اوایل سال ۱۹۸۰ گلاسر نظریه کنترل را به عنوان توضیح دهنده رفتارها و شالوده عملی واقعیت درمانی به کار گرفت. در مارس ۱۹۹۶ او نام نظریه کنترل را به تئوری انتخاب تغییر داد. که موضوع کتاب گلاسر با نام تئوری انتخاب ( ۱۹۹۸ ): روانشناسی جدید در مورد اختیارات شخصی می‌باشد. گلاسر در این کتاب این گونه بیان کرده است که “واقعیت درمانی بر تئوری انتخاب بنا شده و بر بهبود روابط بین فردی، نادیده گرفتن گذشته و اهمیت رابطه بین مشاور و مراجع تاکید دارد”.

مفاهیم اساسی

نیازهای اساسی انسان، رفتار کلی ( مولفه ها: عمل، تفکر، احساس، فیزیولوژی ) ،  هویت ( توفیق و شکست ) ، اصول واقعیت درمانی ( ارتباط و درگیری عاطفی، تمرکز روی رفتار فعلی، تاکید بر زمان حال، ارزشیابی رفتار، برنامه ریزی مسئولانه (طرح ریزی ) ، تعهد، نپذیرفتن عذر و بهانه و اجتناب از تنبیه، پافشاری و تسلیم نشدن ) .

ماهیت تئوری انتخاب

تئوری انتخاب به ما می‌آموزد که تنها کسی که می‌توانیم رفتارش را کنترل کنیم خودمان هستیم و تنها روشی که به وسیله آن می‌توانیم وقایع محیطی را تحت کنترل درآوریم، انتخاب رفتار و اعمالمان می‌باشد. آنچه که احساس می‌کنیم تحت کنترل دیگران و یا وقایع محیطی نمی‌باشد. ما قربانی دیگران و یا گذشته نیستیم مگر این که خود اینگونه انتخاب کنیم. یک اصل مهم در تئوری انتخاب این است که ممکن است گذشته در مشکل کنونی ما نقش داشته باشد، ولی گذشته هیچ گاه مشکل اصلی ما نیست. صرف نظر از آنچه در گذشته اتفاق افتاده آنچه که ما اکنون به آن نیاز داریم عملکرد موثر و برنامه ریزی در زمان حال می‌باشد و وظیفه ما انجام آن چیزی است که برای بهبود روابط بین فردی کنونی ما مورد نیاز می‌باشد.

گلاسر ( ۱۹۹۸ ) می‌گوید: اگر ما تجربه ناخوشایندی ( مثل مورد سوء استفاده قرار گرفتن در کودکی ) داشته باشیم، صرف نظر از این که مقصر کیست، باید بدانیم که گذشته قابل تغییر نیست و آنچه که ما قادر به کنترل آن هستیم، رفتار کنونی ماست. رفتاری که با دیگران داشته ایم و بالعکس آن را نمی‌توان تغییر داد یا از بین برد. اما اکنون می‌توانیم با افرادی که به آنها نیاز داریم رابطه مطلوبی برقرار کنیم. در واقعیت درمانی به مراجع گفته می‌شود گذشته‌ها گذشته است و تغییر نخواهد کرد. هرچه زمان بیشتری به گذشته اختصاص دهیم، از مشکل اصلی یعنی ایجاد یک رابطه رضایت بخش در زمان حال غافل خواهیم شد . در گروه واقعیت درمانی رهبر به اعضا کمک می‌کند تا رفتارشان را مورد ارزیابی قرار دهند و ببینند که آیا این رفتار برای آنها کاربردی و مفید می‌باشد یا خیر. رهبر همچنین به اعضا کمک می‌کند تا خود را همانطور که هستند بپذیرند و برای انجام رفتارهای بهتر برنامه‌ای واقع بینانه تنظیم کنند و به سایر اعضای گروه نیز در این زمینه کمک نمایند. رهبر گروه از سئوال‌های ماهرانه‌ای استفاده می‌کند تا اعضا را به سوی تعیین خواسته‌هایشان سوق دهد. گلاسر ( ۱۹۹۲ ) می‌گوید: اگر رهبر گروه مهارت کافی برای مواجه ساختن اعضا با رفتارهای کلی و خواسته‌هایشان را نداشته باشد، درمان موثر واقع نخواهد شد“. رهبر از سئوال‌های اساسی زیر برای هدایت اعضا استفاده می‌کند:

آیا آنچه که اکنون انجام می‌دهید ( دو جزء عمل و تفکر از رفتار کلی ) شما را به هدفتان خواهد رساند؟

آیا قصد دارید که تغییر کنید؟

دوست دارید در زندگیتان چه تغییراتی بیشتر ایجاد شود؟

دوست دارید در زندگی به چه چیزهایی دست یابید، که تا کنون به آن نرسیده اید؟

رفتارهای فعلیتان شما را از مردم اطرافتان دور کرده یا به آنها نزدیک هستید؟

اگر تغییر کنید، چگونه احساس بهتری خواهید داشت؟

اگر تغییر کنید، زندگیتان چه تغییری خواهد کرد؟ ( به چه چیزهایی خواهید رسید؟ )

هم اکنون چه کارهایی را می‌توانید برای تغییر کردن انجام دهید؟

پس از آگاهی از این واقعیت که آنچه انجام می‌دهند، فکر می‌کنند یا احساس می‌کنند برای آنها اتفاق نیافتاده بلکه آن را انتخاب کرده اند، اعضا قادر خواهند بود انتخاب‌های بهتری داشته باشند و برای تغییر تشویق خواهند شد.

هدف واقعیت درمانی پرورش قبول مسئولیت در فرد و ایجاد هویتی موفق است و فرایند درمان در واقع همان اصولی است که گلاسر به کار می گیرد. واقعیت درمانی یک روش فرایندی است و نباید آن را به صورت فرمول بندی ( مثل کتاب آشپزی ) مورد استفاده قرار داد.

SMS

SMS

 

( short message service )  یا همان پیام کوتاه ( اس . ام . اس ) امکانی است که توسط آن می توان پیام نوشتاری و یا عکس را با توسل به آن برای کسی که تلفن همراه دارد ارسال کرد که می تواند از طریق تلفن همراه و یا اینترنت صورت می گیرد که هم شماره تلفن شما شناسایی می شود و هم هزینه دارد .

BLUETOOTH بلوتوس  ، با این روش می توان عکس ، فیلم کوتاه ، موسیقی ، و حتی در برخی گوشی ها ، پیام نوشتاری را بدون پرداخت هزینه و بدون اینکه شماره شما در گوشی های دیگر شناسایی شود را در شعاع حدود ۵۰ متری ارسال و یا دریافت کنید اما گوشی شما حتماً باید این امکان را داشته باشد .

 

در هر جای خیابان که قدم بگذارید ، اعم از مترو ، دانشکده ها ، وسایل نقلیه عمومی و خصوصی ، مراکز خرید و … ، به افرادی بر می خورید که در حال کار کردن با گوشی تلفن همراه ( موبایل ) خود هستند .اگر گوشی شما مجهز به بلوتوس نیز باشد ، می توانید آنرا روشن کنید و با موج عظیمی از مطالب تصویری و صوتی که اغلب جوک و یا تصاویر مزحک هستند روبرو شوید .

این مسئله نه تنها دامنگیر نوجوانان است بلکه خیلی از افراد را ، اعم از زنان خانه دار ، ادارات و می توان گفت که بیشتر سنین را در بر می گیرد .

نفع اقتصادی حاصل از هزینه های sms   را مخابرات برداشت می کنند اما منفعت بلوتوس را شرکت ها و کارخانه های تولید گوشی تلفن همراه برداشت می کنند .

 

محاسن sms

 

برای تبلیغات مفید است .در هزینه ناشی از مکالمه صرفه جوئی می شود . در شرایطی که امکان مکالمه وجود ندارد بسیار مفید است . در وقت صرفه جویی می کند ، اما : این موارد زمانی مصداق دارد که استفاده صحیح صورت بگیرد .

 

مضرات sms

 

مهمترین زیان آن ایجاد مشغولیت فکری دراستفاده کنندگان است و خصوصاً در نوجوانان  و جوانان.

همچنین به جز مسئله هزینه های مالی که در بر دارد ، باعث سوء استفاده و مزاحمت نیز می باشد .

بلوتوس و پیام کوتاه اگر به شکل سوء استفاده باشد باعث می شود تا محیط امن خانه را متزلزل کند و همه باید مواظب خود باشند و حتی رفتار های طبیعی خود را نیز در بین مجامع عمومی که گوشی های دوربین دار زیاد است ، کنترل کنند .

در خوابگاه های دانشجوئی نیز دیگر امنیت وجود ندارد ، زیرا افراد سودجو از دوستان خود که با لباس راحت مشغول استراحتند نیز عکس می گیرند و آن را بلوتوس می کنند و به همه جا می فرستند .

امروزه حتی در استخرها و مجالس خصوصی و جشن عروسی و … نیز احساس راحتی وجود ندارد .

از دیگر مضرات آن این است که زمان و وقت افراد را به هدر می دهد و به نوعی باعث می شود که تمرکز افراد بر دیگر مسائل کم شود و دوستی های کاذب را نیز بدنبال خود دارد . و از دیگر معایب آن این است که آموزش های غیر اخلاقی و مطالب مستهجن نیز در آن بوفور یافت می شود که باعث انحرافات اخلاقی می شود . به هیچ شخصیت سیاسی و یا اجتماعی و هنری و … نیز رحم نمی شود و زندگی خصوصی و تصاویر و عکس های شخصی افراد را مورد سوء استفاده قرار می دهند .

می توان گفت که هدف از اشاعه این تکنولوژی در جامعه ، مشغول کردن اذهان عمومی و به خصوص جوانان است و آنها را از کسب تحصیل و علم باز می دارد و در یک کلمه می توان گفت که افراد را از سلامت روانی دور میکند و سرانجام ساختار خانواده ها و محیط امن خانه ها نیز ناامن می شود و به بی هدفی جوانان دامن می زند .

 

راه کار

در جامعه ما رسم بر این است که در ابتدا امکاناتی را در جامعه ایجاد می کند و سپس به فکر می افتند که چه پیامدهایی را در پی خواهد داشت .

همواره بهترین راه کار ، دادن آموزش استفاده است و اصولاً آموزش عامل پیشگیری است اما دراین زمینه برخی به درمان نیز نیازمندند ، چرا که نمایانگر نوعی عادت و یا بهتر بگوئیم ، اعتیاد است .

متاسفانه در کشور ما برای بررسی فقط SMS ها را ثبت می کنند و در صورت شکایت شخصی می توان به آن رسیدگی کرد ، اما در مورد بلوتوس کار خاصی صورت نمی گیرد و حتی در صورت ثبت شدن نیز به عنوان راه کار به حساب نمی آید . ممانعت و جمع آوری نیز نه تنها راه حل ناکارآمدی است ، بلکه اصولاً ممانعت باعث افزایش حساسیت می شود .

آلفرد ادلر

آلفرد ادلر

 

آلفرد آدلر در ۷ فوریه ۱۸۷۰ در پنزینگ در حومه شهر وین در کشور اتریش به دنیا آمد . پدر او یک تاجر یهودی متوسط الحال غلات بود و مادرش نیز یک زن خانه دار بود . در جامعه آنها یهودیان کمی زندگی می کردند . به همین دلیل او هرگز یک هویت فرهنگی قوی پیدا نکرد . و اگر چه او در کودکی به پرستشگاه یهودیان می رفت اما در بزرگسالی خود را یک مسیحی میدانست . البته وی در نوشته هایش یهود ستیز نبود ولی بعدا بیشتر با وینی ها همانند سازی کرد و در بزرگسالی به آیین پروتستان گروید .

 

آدلر دومین پسر و سومین فرزند از شش فرزند خانواده خود بود و همین پر جمعیت بودن باعث شد که در نظریاتش اثر مستقیمی بگذارد .

آدلر در دوران کودکی به امراض شدیدی مبتلا بود و طعم وقایع دردناکی را چشید . نرمی استخوان و کمبود ویتامین D احتمالا روی خود پنداره اش تاثیر گذاشته بود . وی دچار اسپاسم حنجره نیز می شد .در نتیجه مشکل تنفسی داشت و هنگام گریه احساس خفگی می کرد . در ۵ سالگی ذات الریه گرفت و تا حد مرگ پیش رفت و همچنین او در سن ۳ سالگی شاهد مرگ برادر کوچکترش نیز بود .

همچنین در دو حادثه متفاوت در بیرون از خانه تا حد کشته شدن پیش رفت . هرچند که صحت این اطلاعات صد در صد نیست اما نشان می دهد که در دوران کودکی احساس حقارت خصوصا حقارت فیزیکی می کرد و قد کوتاهی داشت .

اگر چه که در کودکی محبوب بود اما دوران کودکی خود را دوران شادی نمی داند .او خاطرات خوشی از مادرش دارد اما به او زیاد نزدیک نبود و بیشتر با پدرش شناسایی می شود . آدلر با اینکه مجبور شده بود که درس ریاضیات را تکرار کند با تشویق های پدرش توانست این درس خود را قوی کند و در کل دانش آموز خوبی باشد . با اینکه او توانست که توانایی های خود را بهبود ببخشد ولی همیشه عاشق موسیقی بود و اپراهای دوران جوانیش را هرگز فراموش نکرد .

او در عین حال که تحت الشعاع برادر بزرگتر خود قرار داشت اما ساعتهای زیادی را صرف رقابت با او می کرد .

با وجود اینکه او دانش آموز متوسطی بود اما توانست در سال ۱۸۹۵ از دانشگاه وین درجه دکترای پزشکی بگیرد . او در دانشگاه به یک گروه از دانشجویان مارکسیست ملحق شد . در میان آنان با دختر روسی ثروتمندی به نام رایسا اپستاین برخورد کرد که بعدها با او در سال ۱۸۹۷ ازدواج نمود . رایسا مجذوب سوسیالیزم بود و آلفرد نیز در نشستهای سوسیالیزم با وی آشنا شد .

آدلر در سال ۱۸۹۸ با عنوان متخصص چشم ، طبابت خود را شروع کرد و بعدا پزشک عمومی شد .

 

وقتی آدلر به عنوان یک پزشک عمومی کار خود را شروع کرد چون که مطب او نزدیک پارک تفریحی-ورزشی بود ، لذا بیشتر بیمارانش را بازیگران و هنرمندان و بند بازان تشکیل می دادند .

از طریق برخورد با این بیماران بود که آدلر دریافت که آنها قدرت و توانایی خود را به عنوان یک واکنشی در برابر ضعفها و یا حوادث دوران کودکی خود به دست آورده اند .

چون آدلر معتقد بود که علاوه بر آگاهی از شرایط جسمانی بیمارانش باید از وضعیت روانی و اجتماعی آنان آگاه باشد ، چند سال بعد روانپزشک شد .

تماس اولیه او با فروید به نظر می رسد که حاصل دفاع او از نظریات فروید در مطبوعات می باشد .  در زمانیکه فروید اثر مشهور خود « تعبیر خواب » را منتشر کرد و آدلر بدون اینکه او را بشناسد از او دفاع کرد و در سال ۱۹۰۲ زیگموند فروید از آدلر دعوت کرد تا به جمع روانکاوانه آنها ملحق شود .آدلر یکی از ۴ عضو این گروه بود و تا سال ۱۹۱۱ همچنان به عضویت خود در انجمن روانکاوان وین ادامه داد .

او در سال ۱۹۰۵ به نگارش مقاله های روانکاوانه برای مجلات پزشکی و تعلیم وتربیت پرداخت و با انتشار کتاب مطالعاتی در باب حقارت عضوی و جبران فیزیکی آن در سال ۱۹۰۷ ، نقش مهم خود را در روانکاوی آن زمان محرز کرد . ولی دیدگاههای آدلر آن قدر از نظریه های روانکاوی دور شدند که به تدریج اهمیت ذهنی بودن ادراک و نقش های مهم عوامل اجتماعی را بر سایق های زیست شناختی مطرح کردند .

آدلر در سال ۱۹۱۱ رئیس انجمن روانکاوان وین بود ، ولی همراه با ۹ نفر از ۲۳ عضو انجمن روانکاوان وین ، آن انجمن را ترک کرد . آدلر هیچگاه شاگرد فروید نبود بلکه وی همکار فروید بود و پیش از اینکه به او ملحق شود در مسیر حرفه ای خود جا افتاده بود. وی انجمن تحقیقات آزاد روانکاوان را تاسیس کرد ویک سال بعد نامش را به انجمن روانشناسی فردی تغییر داد . آدلر در سال

۱۹۱۴ همراه با کارل فورتمولر انتشار   Journal for Individual Psychology

را شروع کرد .

آدلر مردی بود که واقعا جلوتر از زمان خود حرکت می کرد . او نخستین کسی بود که علنا با مراجعان خود به صورت گروه درمانی و خانواده درمانی در برابر تعداد زیادی از حضار و معلمان و والدین و … کار می کرد . او پس از آنکه در جنگ جهانی اول به عنوان یک پزشک افسر خدمت کرد ، چند کلینیک راهنمایی کودک در مدارس دولتی وین دایر کرد .

دراوایل دهه  ۱۹۲۰  آدلر پیش بینی کرد که هنوز دو نسل دیگر مانده است تا زنان بتوانند در جامعه به برابری واقعی با مردان برسند .

در سال ۱۹۲۶ نخستین سخنرانی خود را در ایالت متحده انجام داد . وی در سال ۱۹۲۷ در سمپوزیوم ویتنبورگ در کالج ویتنبورگ واقع در اسپرینگفیلد اوهایو شرکت کرد . سپس وقت بیشتری را به سخنرانی در آمریکا پرداخت .

وی در سال ۱۹۳۲ در دانشگاه لانگ آیلند کرسی استادی روانشناسی طبی را گرفت و همکاریش را با این موسسه ادامه داد .

آدلر در امریکا نیز به طبابت خصوصی پرداخت و به سخنرانیهای بین المللی خود ادامه داد . آدلر که در سال ۱۹۳۵ شاهد رواج نازیسم در اروپا بود به همراه همسرش به نیویورک رفت .  او در سال۱۹۳۷ در حالی که در یک سفر دانشگاهی در اروپا بسر می برد در اثر یک حمله قلبی در آبردین اسکاتلند جان سپرد . دو فرزندش به نام های کورت و الکساندرا که رواندرمانگر بودند کارهایش را ادامه دادند .

کمک های معنوی آدلر به روانشناسی :

۱-   عقده حقارت و احساس برتری جویی

۲-    کیفیت محیط خانواده ، سبک زندگی و ترتیب تولد

۳-    مفهوم علاقه اجتماعی

۴-    تعرض مردانه

۵-    رد مفهوم دو بعدی خود آگاه و ناخود آگاه

۶-    من خلاقه