روزه داری:تمرینی برای کنترل خشم

معنویت و دینداری تأثیر بی نظیری بر سلامت روان انسان‌ها دارد و یکی از راهکارهای مفید مقابله با استرس، داشتن باور قلبی و اتکا به خداوند است. در ماه رمضان فضای معنوی در جامعه شکل دیگری به خود می‌گیرد و روزه داری یکی از مسائلی است که میزان آرامش معنوی را در افراد بالا می‌برد و انتظار می‌رود که فرد روزه‌دار علاوه بر پرهیز در زمینه خوردن و آشامیدن، در رفتارهای خود نیز خود کنترلی داشته باشد و با منش آرام تری رفتار کند. افرادی که از لحاظ معنوی، باورقلبی عمیق‌تری دارند معمولا از سلامت روان بالاتری نیز برخوردارند و در مقابل ناکامی تحمل بیشتری دارند.

ایمان و صبر موجب می‌شود که انسان روابط بین فردی خود را با کنترل و فکر بیشتری هدایت کند. زمانی که فردی روزه است تلاش می‌کند تا دیگران را آزار ندهد و یا حق آنها را ضایع نکند اما در عین حال باید اشاره داشت که روزه‌داری برای برخی از افراد ممکن است مناسب نباشد و وعلاوه بر مشورت با مرجع تقلید خود لازم است تا با متخصصین سلامت جسم و سلامت روان نیز مشورت کنند.

بر اثر گرسنه ماندن طولانی آن دسته از سلول‌های عصبی که انرژی‌شان را از مواد قندی تامین می‌کنند، تحریک می‌شوند و چون کالری لازم برای فعالیت این سلول‌ها در اختیارشان قرار نمی‌گیرد غالبا حالت‌های عصبی، بی‌حوصلگی، پرخاشگری، سرگیجه و سردرد در فرد گرسنه به چشم می‌خورد.

بنابراین بسیار طبیعی است که فرد گرسنه عصبانی بشود. عصبانیت در حین روزه‌داری پدیده‌ای کاملا فیزیولوژیک است و زمانیکه قند خون افت می‌کند تعادل روانی و الکترونیکی مغز و سیستم عمومی بدن دچار اختلال می‌شود و فرد اقدام به پرخاشگری می‌کند.

آن دسته از افرادی که دچار اختلالات شدید روانشناختی هستند مانند بیماران اسکیزوفرنیک و سایکوتیک‌ها و همچنین افراد مبتلا به بیماری دو قطبی و بخشی از بیمارانی که دچار افسردگی هستند باید بدانند که روزه می‌تواند افسردگی و یا علائم بیماری آنها را تشدید کند. این افراد پیش از گرفتن روزه باید به دنبال درمان خود باشند تا به اطرافیان خود آسیب نرسانند.

اما گاهی برخی از افراد علی رغم توصیه پزشکی روزه می‌گیرند و عصبی تر و پرخاشگرتر رفتار می‌کنند و حاضرند که خودشان و دیگران را آزار دهند اما به توصیه پزشکان عمل نکنند.

خشم افراد در زمان ناکامی بروز می‌کند و با توجه به این‌که بخشی از مهارت کنترل خشم می‌تواند علاوه بر ذهن، به مسائل فیزیولوژیک مربوط باشد بنابراین فردی که تحت دارودرمانی قرار دارد لازم است حتما با روانپزشک خود در خصوص زمان مصرف دارو مشورت کند و چنانچه تغییر در زمان مصرف دارو،روند بهبودی را تحت تاثیر قرارندهد می‌تواند روزه بگیرد.

سایر افرادی که تحت دارودرمانی نیستند اما روزه‌داری آنها منجر به خشم شدید و رفتارهای مخرب می‌شود باید در نظر داشته باشند که حتما مشورت پزشکی بگیرند و بدانند که روزه داری نباید منجر به ایجاد تنش بین فردی شود و رفتار آنها نباید برای اطرافیان و اعضای خانواده و همکارانشان تنگنا
ایجاد کند

دکتر مهرنوش دارینی

روان‌شناس و مشاور

وقتی زندگی تلخ میشود

زوج‌هایی که تازه ازدواج می‌کنند، کمی نیاز به زمان دارند تا روحیه آنها با یکدیگر سازگار شود. آنها تلاش می‌کنند زندگی عاشقانه‌ای را داشته باشند و خاطرات خوبی را کنار هم بسازند اما بعضی مواقع نمی‌توانند این حالت‌ها را در زندگی خود ایجاد کنند. به‌صورت طبیعی بیشتر زوج‌ها در سال‌های اول زندگی با اختلاف نظر روبه‌رو می‌شوند و لازم است یاد بگیرند چگونه این اختلافات را حل کنند و بیاموزند به چه شکل با یکدیگر تبادل پیام داشته باشند.

اختلاف نظرها میتواند در زمینههای مختلفی مانند سلیقه، ساعت خواب، رفتوآمد با خانوادهها و شیوه انجام دادن کارهای منزل، امور مالی و سایر مسائل باشد و هر کدام از زوجین در این زمینه به مدل خودشان رفتار میکنند و برای این که به نقطه اشتراکی برسند ممکن است بینشان ناراحتی نیز ایجاد شود.

نوع رفتاری که هر یک از زوجها دارد از سبک زندگی فرد و مسائل شخصیتی آنها نشات میگیرد. در بعضی موارد ممکن است یکی از زوجین با اختلال در کنترل خشم و هیجان روبهرو باشد و باعث شود تا همسرش برای برخورد با او گیج شود. همسر چنین فردی نمیداند چه رفتاری باعث ایجاد خشم و عصبانیت شده یا نمیداند چطور میتواند همسر خود را آرام کند.

افرادی که دچار اختلال در کنترل هیجان و خشم خود هستند بسادگی از کوره در میروند و و ممکن است بهدنبال رفتار پرخاشگرانه همسر، سکوت کند یا آرام برخورد کند و سعی در آرام کردن همسر خود داشته باشد یا ممکن است او هم مقابله به مثل کند که در این شرایط هر دو نفر خشم و عصبانیت یکدیگر را تشدید میکنند.

در زوجهایی که رفتارهای تکانشی آنها در کنترل خودشان نیست، معمولا پس از توفان و ایجاد جنگ از همسر خود عذرخواهی و بابت رفتارهایی که داشته است ابراز پشیمانی میکند. در مورد اول زوج عذرخواهی همسر خود را میپذیرد اما وقتی این نوع رفتار مداوم تکرار میشود، همسر نیز صبوریاش کاهش مییابد. زمانیکه فراوانی رفتارهای غیرقابل کنترل در فرد زیاد میشود، همسر متوجه غیرطبیعی بودن نوع و شدت ابراز هیجان خشم یا غم شریک زندگی خود میشود.

برخی از اختلالات خلقی میتواند باعث ایجاد چنین رفتارهایی شود و برای اینکه تشخیص صورت گیرد لازم است مشخص شود که علت بروز رفتارهای پرخاشگرانه چیست و سپس مشخص کنند در طول هفته یا در طول ماه چندبار به این شدت عصبانی میشوند و هنگام ناراحتی و عصبانیت چه رفتارهایی از خودشان بروز میدهند. پس از معاینه بالینی و مصاحبه تشخیصی، مداخلات درمانی آغاز میشود. بسیار مهم است که همسر خود را دیوانه خطاب نکنید یا در مورد مراجعه به درمانگر یا مصرف دارو، او را تحقیر نکنید و به او زمان بدهید تا مسائلش برطرف شود. همچنین علاوه بر درمان انفرادی از زوج درمانی نیز استفاده میشود.

دکتر مهرنوش دارینی

روانشناس و مشاور

مدام همسرم را کنترل میکنم

یکی از مسائلی که در خانواده و زوج‌ها مطرح می‌شود، اعتماد است. اعتماد و صداقت جزو عوامل مهم در پایداری خانواده است و دروغ و عدم تعهد می‌تواند کانون خانواده را براحتی از هم بپاشد. زوج‌هایی که به یکدیگر اعتماد دارند و از یکدیگر دروغ نمی‌شنوند، راحت تر می‌توانند به یکدیگر اعتماد کنند و اغلب در مورد رفت و آمدهای یکدیگر حساسیتی ندارند و با آرامش کنار هم زندگی می‌کنند.

بیاعتمادی میتواند بسرعت مانند موریانه در ذهن فرد رسوخ و به صورت تصاعدی پیشرفت کند و سلامت روان فرد را تحت تاثیر قرار دهد. برخی افراد معتقدند با کنترل کردن مداوم و نظارت میتوانند اعتماد را در ذهن خودشان ایجاد کنند. اینها در زندگی سعی میکنند تمام رفت و آمدها و معاشرتهای شریک زندگی خود را کنترل کنند. شاید در کوتاهمدت کنترل کردن بتواند فرد را آرام کند، اما کنترل کردن بیش از حد باعث ایجاد اختلاف نظر میشود و شاید حتی باعث شود فردی که کنترل میشود، واکنشهای خشم و پرخاشگرانه از خود بروز دهد یا ممکن است سرخورده شود و اعتماد به نفس و عزت نفس خود را از دست بدهد. زوجی که کنترلگر است دائم در حال نظارت و غافلگیری همسرخود در شرایط مختلف است و بدون اجازه یا حتی به صورت آشکار وارد حریم شخصی همسر خود میشود و این رفتار بیمارگون میتواند تا جایی ادامه پیدا کند که از وسایل الکترونیکی برای شنود یا ضبط رفت و آمدها و مکالمات شریک زندگیاش استفاده کند. علت بروز چنین رفتارهایی میتواند به دلیل رخ دادن یکسری عدم تعهدها و رعایت نکردن مسائل مربوط به تعهد عاطفی، جنسی یا مالی صورت بگیرد و وقتی صداقت در رفتار و عملکرد یکی از زوجین یا هر دو وجود نداشته باشد، در نتیجه ممکن است چنین رفتارهایی بروز کند.

این رفتارها فرد را از سلامت روان دور میکند و باعث ایجاد دلهره، اضطراب، ناامنی، خشم، اختلال در خواب و… میشود.

علائم شک بیمارگون عبارتند از:

بیاعتماد بودن و داشتن شک به اطرافیان و بخصوص جنس مخالف

درگیری ذهنی مبنی براین که دیگران مدام دارند به فرد دروغ میگویند.

باور داشتن به این که اطرافیانش قابل اعتماد نیستند و قصد صدمه زدن به او را دارند.

پیدا کردن معانی خاص و مختلف در رفتارها و مکالمات عادی شریک زندگی

مداوم و بدون هیچ دلیلی به وفاداری همسر خود شک دارند.

داشتن افکار تکرار شونده درباره خیانت و بیوفایی

نارضایتی مداوم و احساس دلهره و ترس در مورد شریک زندگی

کنکاش مداوم در مورد ارتباطات اجتماعی همسر

اگر در معاینات بالینی مشخص شود فرد دچار بیماری شک است، ممکن است علاوه بر روان درمانی، از دارودرمانی نیز در مورد او استفاده شود.
همچنین زوج درمانی و شناخت درمانی کمک میکند تا روند بهبود فرد سرعت مطلوبتری داشته باشد و درمان بهتر صورت میگیرد.

دکتر مهرنوش دارینی

روانشناس و مشاور

ریتم خواب پس از تعطیلات نوروز

در نوروز اولین مساله‌ای که برای افراد ایجاد می‌شود به هم ریختن ریتم الگوی خواب آنهاست و با توجه به تعطیلی ممکن است نظم افراد در سایر امور زندگی نیز تحت تاثیر قرار بگیرد.

خواب فرآیندی طبیعی است که به‌طور منظم هر ۲۴ساعت اتفاق می‌افتد و در آن حالت انسان، ناهوشیار و نسبت به اتفاقات اطراف خود نا آگاه است و بدن انسان برای تجدید انرژی به خواب کافی نیاز دارد.

نوزادان روزانه حدود ۱۷ ساعت می‌خوابند و خواب آنها ممکن است با سروصدای مهمانی (چنانچه به صداهای محیطی حساس باشند) تحت تاثیر قرار بگیرد و کودکان بزرگ‌تر ۹تا۱۱ ساعت خواب شبانه نیاز دارند و افراد بالغ نیازمند هفت یا هشت ساعت خواب شبانه هستند. همچنین افراد مسن‌تر هم به همین مقدار خواب نیاز دارند، اما اغلب ممکن است فقط یک دوره خواب عمیق شبانه طی سه تا چهار ساعت اول داشته و پس از آن ممکن است آسان‌تر از خواب بیدار شوند.

دیدو بازدیدها، تفریحات و مهمانی‌های شبانه طولانی و سفرهای نوروزی جزو عواملی هستند که نظم زندگی افراد را تغییر می‌دهند و با توجه به این‌که افراد شب‌ها دیرتر می‌خوابند یا در مسافرت هستند، بنابراین الگوی ساعات خواب آنها به‌هم می‌ریزد و احساس خواب آلودگی و رخوت در روزهای اول بعد از تعطیلات در افراد به وفور مشاهده و باعث می‌شود تا در انجام امور روزمره خود احساس کسالت کنند و بیشتر مایل باشند که روزها بخوابند و شب‌ها دیرتر به رختخواب بروند.بدن انسان در بازه زمانی کوتاهی می‌تواند به بیدارخوابی شبانه و خواب بیش از حد روزانه عادت کند و بالاخص این موضوع برای افراد شاغل و دانش آموزان مشکلات بیشتری را پس از اتمام تعطیلات نوروزی ایجاد می‌کند و بسختی می‌توانند صبح‌ها از خواب بیدار شوند و روز خود را آغاز کنند.

چنانچه در تعطیلات نوروزی خواب شما نامنظم شده، لازم است بسر‌عت الگوی خواب خود را اصلاح کنید و حتی اگر خوابتان نمی‌برد بموقع به رختخواب بروید و اتاق را تاریک نگه دارید و از کار با لوازم الکترونیکی مانند تلفن همراه، تبلت و جست‌جو در فضای مجازی یک‌ساعت قبل از خواب پرهیز کنید.

برخی افراد تصور می‌کنند زمانی‌که با تلفن همراه یا وسایل الکترونیکی بازی کنند یا این‌که در فضای مجازی مطلب بخوانند، احتمالا ذهنشان خسته خواهد شد و راحت‌تر خوابشان می‌برد اما باید توجه داشته باشید که این‌کار نه تنها باعث خوابیدن نمی‌شود، بلکه باعث می‌شود تا ذهن شما کماکان هوشیار بماند و هورمون‌های مربوط به خواب پس از ترشح شدن، با فعال بودن مغز از بین برود.همچنین لازم است تا فهرست کارهایی را که باید انجام دهید، تهیه کنید و با استفاده از برنامه‌ریزی و مدیریت زمان مجددا به نظم در زندگی روزمره خود برسید و با تغییر سبک زندگی به خودتان کمک کنید تا روال عادی زندگی شروع شود.

دکتر مهرنوش دارینی

روان‌شناس و مشاور

تاثیر نفرت بر سلامت روان

یکی از مسائلی که در زندگی اجتماعی انسان‌ها رخ می‌دهد، اختلاف‌نظر است. بعضی از افراد قادرند اختلاف نظرهای خود را به طور سازنده حل و فصل کنند، اما برخی از عهده این مساله برنمی‌آیند و ناکامی‌ها و اختلاف دیدگاه‌هایشان باعث می‌شود تا مسائل ناراحت‌کننده را مدام مرور کنند و ناراحتی آنها رفته رفته تبدیل به هیجان نفرت شود. نفرت یکی از هیجان‌های انسان است. هیجان‌ها واکنش کلی، شدید و کوتاه ارگانیسم به یک موقعیت غیره‌منتظره، همراه با یک حالت عاطفی خوشایند یا ناخوشایند است که نفرت جزو انواع ناخوشایند است.

این هیجان زمانی در وجود انسان شدت می‌گیرد و دائمی می‌شود که افراد خیلی با آن درگیر می‌شوند و فرد شرایط یا موقعیت یا اختلاف نظر آزاردهنده را مدام با خودش مرور می‌کند و ممکن است باعث ایجاد افسردگی، دلهره مداوم و اضطراب شود. همچنین اگر فرد احساس کند اعضای خانواده احساس منفی او را تائید و با او همراهی نمی‌کنند، باعث می‌شود احساس انزوا و دوری‌گزینی بیمارگون و بدبینی مفرط در او ایجاد شود.

همچنین مرور ناراحتی‌ها باعث می‌شود فرد از لحاظ روحی افت پیدا کند و به زبان ساده «حرص» بخورد و در نهایت از دیگری یا موقعیت ناراحت‌کننده متنفر شود. در این شرایط افکار فرد مدام درگیر می‌شود و انرژی روانی کاهش پیدا می‌کند و آرامش او تحت‌تاثیر این ناراحتی قرار می‌گیرد و حتی می‌تواند آرامش اطرافیان و اعضای نزدیکش را نیز تحت‌تاثیر قرار دهد.

هیجان نفرت مانند سایر هیجان‌ها نه‌تنها به ماهیت عامل هیجان‌زا، بلکه به خود فرد نیز بستگی دارد و مسائل جسمانی و روان‌شناختی و شخصیتی و تاریخچه زندگی فرد در شکل‌گیری و ماندگاری این هیجان تاثیر دارد، بنابراین برای درمان لازم است موارد فوق مورد بررسی قرار گیرد.

در فرهنگ ایران، اعیاد بزرگ مانند نوروز فرصتی برای خروج از ناراحتی‌های بیمارگونه است و با آغاز سال نو می‌توان به افراد تمرین داد که از نفرت و ناراحتی و کینه‌ورزی با استفاده از تمرینات رفتاری خارج شوند و فرصتی را برای بخشش برای خودشان و افرادی که از آنها رنجیده خاطر هستند، فراهم کنند.

ابتدا لازم است علت ایجاد احساس منفی یا در حالت شدید آن، احساس نفرت شناسایی شود. همچنین باید مشخص کنید از چه کسی یا چه موقعیتی دوری می‌کنید و در طول زندگی چقدر با آن فرد یا موقعیت ارتباط دارید و لازم است تا سوءتفاهم‌ها مورد بررسی قرار گیرد و خطاهای ادراکی شناسایی شود تا فرد بتواند خودش را برای خروج از احساس منفی بیشتر آماده کند برای تمرین گذشت کردن لازم است مشخص کنید که ماندگاری در احساس ناراحتی و نفرت چه میزان شما را از زندگی آرام و روابط اجتماعی دور کرده است. با استفاده از تمرینات مبتنی بر بخشش و آرام‌سازی می‌توانید خود را برای خروج از احساس منفی آماده کنید.

دکتر مهرنوش دارینی

روان‌شناس و مشاور

استرس و برنامه ریزی

انسان‌ها در زندگی روزمره خود استرس را به شکل‌های مختلف تجربه می‌کنند. استرس انجام کارها و امور ناتمام معمولا در اسفندماه بیشتر به سراغ افراد می‌آید و باعث می‌شود احساس جاماندن کنند و در برنامه ریزی‌های خود موفق رفتار نکنند. همه استرس‌ها ناخوشایند نیستند و برخی استرس‌ها نیز عامل پیشرفت هستند، اما استرس‌هایی باید مورد مداخله قرار گیرند که مانع انجام امور روزمره زندگی فرد می‌شوند.

استرس، واکنش فیزیولوژیک بدن انسان است در مقابل هر تغییر، تهدید و فشار بیرونی یا درونی که تعادل روانی فرد را بر هم می‌زند و بی‌شک یکی از عواملی که می‌تواند مانع برنامه‌ریزی صحیح و اجرایی کردن برنامه‌های فرد شود استرس‌های اوست که اگر کنترل نشود، شرایط زندگی فرد تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

علائم ناشی از استرس عبارتند از:

بی‌خوابی و بدخوابی

خستگی مداوم

بی‌قراری و ناآرامی

حواس‌پرتی

سردردهای مزمن

مشکلات گوارشی

تحریک‌پذیری در مقابل ناکامی

برای کنترل استرس لازم است ابتدا عوامل استرس‌زای فرد (درونی یا بیرونی) شناسایی شود و با استفاده از مهارت کنترل استرس، سبک زندگی فرد تغییر کند. برای درمان استرس ممکن است لازم باشد علاوه بر درمان‌های روانشناختی در صورت لزوم از دارودرمانی نیز استفاده شود.

افرادی که بر استرس‌های خود غلبه می‌کنند می‌توانند برنامه ریزی بهتری برای زندگی خود داشته باشند؛ بنابراین پس از آن که مداخلات مربوط به استرس صورت گرفت می‌توان برنامه‌ریزی کرد.

گام اول برای برنامه‌ریزی تحلیل کردن شرایط فعلی است و ابتدا باید مشخص کنیم در چه شرایطی هستیم و می‌خواهیم به چه جایی برسیم. در این مرحله لازم است امکانات و شرایط خود را بدقت مورد بررسی قرار دهیم و همواره خودمان را در نقطه صفر تصور نکنیم.

در گام دوم باید تجربیات گذشته مورد بررسی قرار بگیرد و مشخص کنیم موفقیت‌ها و اشتباهات ما کدام بوده است. لازم است کارهای درستی که انجام داده‌ایم را تقویت کنیم و کارهای اشتباهمان را حذف کنیم.

برای حذف اشتباهات لازم است کارهای عادتی خود را مورد بررسی قرار دهیم وباید توجه داشته باشید برخی امور را به صورت عادت انجام می‌دهیم و ممکن است اصلا به آنها توجه نکرده باشیم. در گام بعدی لازم است موقعیتی که می‌خواهیم به آن دست پیدا کنیم را مشخص و جایگاه و ایده‌آل‌های خودمان را تعیین کنیم.

مهم‌ترین مسأله چگونگی رسیدن به برنامه و موقعیت مورد نظر است که باید چگونگی آن ثبت شود. لازم است راه‌هایی که می‌توانیم به هدف خود و برنامه خود دست یابیم را واضح مشخص کنیم و کارهایی را که باید انجام دهیم و انجام ندهیم را بنویسیم. عوامل استرس‌زای کنترل نشده باعث می‌شوند فرد در این مرحله با مشکل روبه رو شود و نتواند کارها و امور را بدرستی انجام دهد، بنابراین مداخلات کنترل استرس در این مرحله نیز ضروری به نظر می‌رسد.

دکتر مهرنوش دارینی

روان‌شناس و مشاور

وقتی از خرید کردن سیر نمی شوید!

اضطراب، یکی از حس‌های طبیعی انسان است که افراد در شرایط مختلف آن را تجربه می‌کنند؛ مثلا ممکن است فرد قبل از امتحان دادن یا قبل از تصمیم‌گیری، عصبی و مضطرب شود. همچنین ممکن است با نزدیک شدن به پایان سال اضطراب افراد در زمینه‌های مختلف مانند خرید کردن نیز بروز کند و باعث شود فرد رفتارهای غیرمنطقی ناشی از اضطراب از خودش نشان دهد. افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی در حقیقت نوعی نگرانی بیش از حد نسبت به شرایط روزمره دارند و این مسأله باعث می‌شود در فرآیند زندگی روزمره خود با مشکل روبه‌رو شوند و افرادی که در پایان سال اضطرابشان شدیدتر می‌شود، ممکن است به وسیله خرید کردن اضطراب خود را کاهش دهند.

همچنین دسته‌ای دیگر نیز وجود دارند که در سراسر سال دچار اختلال خرید کردن وسواسی هستند که رفتار این افراد در پایان سال ممکن است افزایش یابد و تکانه‌ها و هیجانات خود را کنترل نکنند و بی دلیل و به صورت افراطی اقدام به خرید کردن کنند. این افراد علاوه بر اضطراب و استرس، ممکن است مواقعی که ناراحت هستند یا احساس غمگینی دارند یا وقتی خشمگین هستند نیز برای آرام کردن خودشان به خرید کردن روی بیاورند.

این افراد پس از خرید کردن احساس بهتری دارند

باید اشاره داشت خرید کردن رفتاری بهنجار است و افراد برای تامین مایحتاج و نیازهای زیستی و طبیعی ای که دارند، خرید می‌کنند؛ اما اگر در خرید افراط کنند (در حالی که نیازی به آن ندارند) یا بیش از حد به دنبال تنوع باشند، اختلال و خرید افراطی پدید می‌آید. آن دسته از افرادی که دچار خرید بیمارگونه هستند، کالاهایی که خریده اند را پنهان می‌کنند یا درباره قیمت آنها دروغ می‌گویند. اگر از کارت اعتباری استفاده کنند، حتما بیش از یک کارت دارند و به شکلی وسواس گونه نگران پول هستند. این افراد مشغول انبار کردن کالاهایی هستند که شاید اصلا مورد استفاده قرار نگیرد یا پوشیده نشود.

همچنین یکی از مسائلی که آنها را تشویق به خرید افراطی می‌کند، فراوانی و قیمت‌های متنوع کالاها در پایان سال است و باعث می‌شود خرید‌های غیرضروری انجام دهند.

برای این که بیش از حد خرید نکنید، لازم است استرس‌های خود را شناسایی کنید و هنگام ناراحتی، اضطراب یا استرس از رفتن به خرید اجتناب کنید و به جای آن فعالیت‌های دیگری مانند پیاده روی، شنا یا فیلم دیدن را انتخاب و جایگزین کرده و حتما در شرایط روحی آرام خرید کنید.

لازم است محرک‌های خرید را نیز شناسایی و آنها را حذف کنید.

همچنین وقتی می‌خواهید اقدام به خرید کنید لازم است فهرستی از مایحتاج خود تهیه و طبق لیست خود خرید کنید.

حتما قبل از رفتن به خرید میزان بودجه مشخصی را برای خریدتان در نظر بگیرید و از خرید قسطی و خرید اجناس غیرضروری و استفاده از کارت اعتباری خودداری کنید.

دکتر مهرنوش دارینی

روان‌شناس و مشاور

چرا عصبی هستی؟

رفتار انسان در زندگی فردی و اجتماعی، معرف شخصیت اوست و نوع برخورد کردن افراد باعث می‌شود در زندگی اجتماعی خود تنها بمانند یا بتوانند با جامعه و محیط اطراف خود تعامل مطلوبی داشته باشند.

ناراحتی‌ها در زندگی همه افراد رخ می‌دهد و البته افراد در مقابل ناکامی و مشکلات زندگی واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند، اما برخی واکنش‌ها می‌تواند روی روابط بین فردی افراد اثر مخربی بگذارد. در روابط روزمره، برخی افراد به شیوه‌ای رفتار می‌کنند که در زبان عام به آنها عصبی می‌گویند و اطرافیانشان معتقدند این افراد زود از کوره در می‌روند یا در حالت‌های منعطف‌تر ممکن است بگویند آدم مهربانی است، اما خیلی عصبی است و نمی‌شود با او صحبت کرد. این افراد به دلیل ناآرام بودنشان شخصیت‌های جذاب و محبوبی نیستند و ممکن است دیگران از آنها فاصله بگیرند.

افرادی که کنترل هیجان ندارند و عصبی رفتار می‌کنند، رفتارهای عصبی خود را فقط در شرایط ناکامی بروز نمی‌دهند، بلکه در انجام دادن کارهای روزمره و عادی نیز به صورت غیرمعمول رفتار می‌کنند و حتی در شیوه راه رفتن و انجام حرکات ورزشی و غذا خوردن نیز آرامش ندارند و اطرافیانی که با آنها مراوده می‌کنند کاملا متوجه ناآرامی این افراد می‌شوند. اما خود این افراد به صورت عادتی ممکن است ناآرام رفتار کنند و انجام دادن عجولانه کارها جزو رفتارهای عادی آنها می‌شود.

حالت‌های عصبی ممکن است شدت بگیرد و تا جایی ادامه پیدا کند که فرد در مقابل ناکامی بسیار برآشفته شود و در مدیریت هیجان خود به مشکل برخورد. علائم مختلفی که این افراد در مقابل ناکامی تجربه می‌کنند، عبارتند از:

منقبض شدن ماهیچه‌ها و گره خوردن فک‌ها ، سردرد یا دل‌درد ، افزایش ضربان قلب،تعریق ناگهانی یا تکان خوردن، احساس سرگیجه، احساس ناراحتی، احساس گناه، احساس خشم، احساس اضطراب.

برای کنترل رفتار لازم است علاوه بر آگاهی از هیجانات خودتان از هیجانات دیگران نیز آگاهی داشته باشید و مدیریت کردن آن را یاد بگیرید و لازم است عواملی که محرک هستند و باعث می‌شود شما به صورت غیر ارادی عصبانی شوید را بشناسید.

اگر احساس می‌کنید نشانه‌های عصبانیت شما تشدید می‌شود و رفته رفته عصبانی‌تر می‌شوید، بکوشید از وضعیت تشدید کننده خارج شوید و از تمرینات تن آرامی استفاده کنید و در صورت امکان و وجود شرایط مطلوب، اگر داخل خانه هستید از خانه خارج شوید و پس از آرام شدن به خانه بازگردید. رفتارهای ناآرام می‌توانند به عادت رفتاری تبدیل شوند، بنابراین لازم است برای آرام کردن خودتان زمان در نظر بگیرید و مشخص کنید چه افکار و باورهایی باعث می‌شوند بخواهید امور زندگی خود را عجولانه انجام دهید یا از هر چیزی برنجید. با تغییر در نگرش و شناخت درمانی و تغییر در رفتارهای عادتی می‌توانید رفته رفته برخورد آرام‌تری داشته باشید و واکنش‌های خود را مدیریت کنید.

دکتر مهرنوش دارینی

روان‌شناس و مشاور

اصلاح رفتار از کودکی با رفتار درمانی

تربیت کودکان برای والدین بسیار مهم است و اغلب خانواده‌ها تمایل دارند فرزندی مودب و شایسته داشته باشند؛ اما این اتفاق به‌صورت کامل رخ نمی‌دهد و بیشتر کودکان ممکن است در طول مراحل رشد زندگی خود کارهایی را انجام دهند که مطابق میل خانواده نباشد. بنابراین لازم است خانواده‌ها با الگوهای تربیتی آشنا باشند و حواسشان باشد که نوع رفتار و علائمی که در فرزند خود می‌بینند طبیعی است یا خیر.

چنانچه رفتار کودک از حالت بهنجار خارج شود، لازم است مداخلات درمانی متناسب با مشکل برای او آغاز شود.

یکی از روش‌هایی که در شکل دهی رفتار در سنین پایین اثرگذار است، شیوه‌های «رفتار درمانی» است که در مورد کودکان کاربردی وسیع دارد و می‌توان با استفاده از آن درمان‌های غیردارویی را در مورد کودکان به‌کار برد. گاهی ممکن است نوع اختلال کودک و علائم آن به شیوه‌ای باشد که علاوه بر درمان‌های روانشناختی به مداخلات دارویی نیز نیاز باشد که این مسأله با تشخیص تیم درمان صورت می‌گیرد.

مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، پرخاشگری، ناخن جویدن، بی نظمی و… را می‌توان با استفاده از روش‌های رفتاردرمانی در کودکان درمان کرد.

رفتاردرمانی به کاربرد مجموعه‌ای از اصول و فنون یادگیری گفته می‌شود که هدف آن اصلاح رفتار فرد است و طی فرآیند به‌کارگیری یکسری اصول می‌توان در فرد تغییر ایجاد کرد. برای این‌که بتوانیم رفتار فرزند خود را تغییر دهیم می‌توانیم از روش‌های تغییر رفتار استفاده کنیم. این روش‌ها به چهار دسته تقسیم می‌شود:

۱٫ افزایش نیرومندی رفتارهای مطلوب موجود

۲٫ ایجاد رفتارهای مطلوب تازه

۳٫ نگهداری رفتارهای مطلوب

۴٫ کاهش و حذف رفتارهای نامطلوب

طبق اصول شکل دهی رفتار می‌توان گفت تمامی رفتارهای پیچیده از تغییر شکل تدریجی رفتارهای ساده به وجود می‌آیند.

زمانی که می‌خواهیم رفتاری جدید در فرزندمان شکل دهیم باید توجه داشته باشیم که چون رفتار مورد نظر از قبل در فرد وجود نداشته است، بنابراین نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که تغییر بسرعت ایجاد شود و باید صبورانه رفتار کنیم. الگوهای شکل‌دهی رفتار متفاوت است و یکی از آنها شامل «الگوهای تقویت» می‌شود.

در این روش می‌توان ابتدا یکی از رفتارهای کودک را که تا حدی به رفتار موردنظر ما شباهت دارد، انتخاب کرده و نقطه آغازین کار را روی آن رفتار متمرکز ‌کنیم.

زمانی به یک رفتار تقویت کننده می‌گوییم که ارائه آن بعد از رفتار منجر به افزایش فراوانی آن رفتار در کودک شود. بنابراین لزوما تقویت‌کننده‌های مثبت قطعی و مشخص نیستند و برای همه کودکان در همه شرایط اثر تقویتی یکسانی ندارند؛ بلکه تقویت کننده‌های مختلف بر کودکان مختلف تأثیرات متفاوتی دارند و انتخاب نوع تقویت‌کننده باید متناسب با سن و جنسیت کودک در نظر گرفته شود.

همچنین برای این که رفتاری را به کودک یا دانش‌آموز بیاموزیم باید مرحله به مرحله رفتار کنیم و در ابتدا به رفتارهای جزئی‌تری که به رفتار نهایی منجر می‌شوند، پاداش دهیم تا رفته رفته رفتار مورد نظر در کودک شکل گیرد.

دکتر مهرنوش دارینی

روان‌شناس و مشاور

ضعف حافظه داری، نه آلزایمر!

مغز انسان مانند سایر اعضای بدن با گذر زمان تغییر می‌یابد و افراد متوجه افزایش فراموشکاری خود با افزایش سن می‌شوند. گاهی ممکن است فرد مدت بیشتری طول بکشد تا کلمه یا اسمی را به خاطر بیاورد و یکی از مسائلی که در این زمینه باعث نگرانی آنها می‌شود، قوی نبودن حافظه آنهاست و زمانی که سن آنها بالاتر می‌رود وحشت دارند دچار دمانس یا زوال عقل شوند و می‌ترسند که فراموشی بگیرند.

آنچه مسلم است با افزایش سن در کارکرد مغز تغییراتی ایجاد می‌شود که این تغییرات در گذر زمان و با افزایش سن به صورت طبیعی برای افراد رخ می‌دهد که می‌تواند لزوما آلزایمر نباشد؛ اما با توجه به مسائلی که فرد تجربه می‌کند «تخریب شناختی خفیف» نام می‌گیرد.

علائم بالینی تخریب شناختی خفیف عبارت است از:

تخریب عینی حافظه (داشتن مشکلات در حافظه و برنامه‌ریزی و پیروی از دستورالعمل‌ها و تصمیم‌گیری)

سالم ماندن فعالیت‌های زندگی روزمره (پیشینه پزشکی نشان می‌دهد توانایی و فعالیت‌های روزانه مختل نشده است)

افت عملکرد فرد در گذر زمان (بررسی پیشینه نشان می‌دهد، توانایی و عملکرد فرد با گذر زمان کاهش یافته و این تغییر توسط اعضای خانواده و نزدیکان فرد تائید می‌شود)

ناتوانی و کاهش سطح تحصیلات خفیف نسبت به سن (با آزمون‌های دقیق نورولوژیک، شدت اختلال مشخص و تعیین می‌شود که کدام یک از انواع حافظه و مهارت‌های ذهنی تحت تاثیر قرار گرفته است)

حفظ کارکرد شناختی عمومی

نداشتن دمانس و زوال عقل (افت و اختلال در سطح روانی فرد شدید نیست)

اختلال شناختی خفیف با دمانس متفاوت است.در یک شخص سالم، از بین رفتن سلول‌های عصبی، بیشتر از ۱۰ درصد نخواهد بود و سلول‌های عصبی با افزایش سن به صورت ناچیزی کاهش می‌یابد، اما در بیماری‌هایی مانند دمانس این کاهش چشمگیر است.

در اختلال «دمانس» فرد با تخریب پیش رونده کارکردهای شناختی که در زمینه‌ای از هشیاری کامل مطرح می‌شود روبه‌روست و اختلالاتی در حافظه، اختلال زبان، تغییرات روان‌شناختی و روانپزشکی و مختل شدن فعالیت‌های روزمره را شامل می‌شود. شایع‌ترین نوع دمانس آلزایمر است که ۵۰ تا ۶۰ درصد بیماران مبتلا به دمانس را شامل می‌شود.

فردی که دچار اختلال شناختی خفیف (MCI) می‌شود به لحاظ روحی نیز با تغییراتی مواجه می‌شود که عبارت است از: افسردگی،‌ تحریک‌پذیری و خشم،‌ اضطراب و‌ بی‌علاقگی.

خصوصا آن دسته از افرادی که در دوران جوانی و میانسالی موقعیت‌های اجتماعی بالاتری داشتند، نمی‌توانند تخریب خفیفی را که در شناخت آنها ایجاد می‌شود بپذیرند و در نتیجه بیشتر از لحاظ روحی افت می‌کنند.

همچنین مواردی مانند دیابت، استعمال دخانیات، فشار خون بالا،کلسترول بالا، افسردگی، عدم فعالیت بدنی و عدم مشارکت مکرر در فعالیت‌های ذهنی یا اجتماعی در افراد مبتلا به چشم می‌خورد.

بنابراین علاوه بر معاینات بالینی بایستی به ایجاد تغییر در سبک زندگی اشاره کرد و لازم است این افراد از تمرینات مهارت‌های ذهنی و فعالیت‌های بدنی و درمان افسردگی نیز استفاده کنند تا روند روحی آنها بهبود یابد.

دکتر مهرنوش دارینی

روان‌شناس و مشاور