ژاکوب مورنو

 

مورنو متولد شهر بخارست رومانی می باشد . وی در سن ۵ سالگی همراه با خانواده اش به وین مهاجرت کرد. روش سایکودراما توسط وی در سال ۱۹۷۴ کشف شد.

روش او توسط همسرش زرکا تومن مورنو و دیگر پیروانش توسعه یافت و همسرش نقش مهمی را در ادامه رشته او و آموزش آن داشته است . مورنو در سال ۱۸۸۹ در گذشت . سایکودرما یکی از شیوه های درمان گروهی محسوب می شود که در آن مراجعان یاد می گیرند موقعیت های زندگی گذشته و فعلی خود را به نمایش گذارند تا بدین وسیله به تخلیه هیجانی دست یابند و همچنین مهارت های رفتاری خود را توسعه و بهبود بخشند( کوری ، ۲۰۰۰  ).

 

بلاتنر ( ۱۹۸۸ ) علاوه بر شیوه های گروهی قدیمی خاطر نشان می کند که ارزش و اهمیت روش سایکودراما مانند بسیاری از روشهای دیگر بوده و روشی آموزشی و درمانی محسوب میشود . در نتیجه سایکو دراما به عنوان ابزاری جهت کمک به مردم در برقراری ارتباط متقابل طراحی شده و به معنای حالت نمایشی و فن نمایش نیست ، بلکه بیان می کندکه با زندگی می توان بصورت نمایش های دراماتیک رفتار کرد و خود را به عنوان نمایشنامه نویس در نظر گرفت .

مورنو با تلفیق علائق اجتماعی و علاقه اش به تئاتر در سال ۱۹۲۱ « تئاتر خود انگیختگی » یا تئاتر خود بخودی را راه اندازی کرد و چون احساس می کرد که تئاتر خشک و حسابگرانه است ، به نمایش های فی البداهه روی آورد ( بلاتنر و بلاتنر ، ۱۹۸۸ ( و گروه بازیگرانی که توسط وی رهبری می شدند فاقد متن نمایشنامه بودند  و در عوض آنها بر اساس وقایع اشتیاق یافته از موضوعات روزمره که توسط شنوندگان مطرح می شد ، به تولید و ساخت صحنه مبادرت می ورزیدند . از شنوندگان و حضار نیز جهت عکس العمل به این صحنه و به ویژه چگونگی اجرای متفاوت و بهتر آن دعوت به عمل می آید . مورنو متوجه شد که هم بازیگران و هم حضار در نتیجه این عمل نوعی آزادی روانی از احساسات پایمال شده را در خود تجربه می کنند . تئاتر خودبخودی مورنو را به توسعه شیوه های گروهی سوق داد . وقتی نمایش روانی برای اولین بار در دهه ۱۹۳۰ مطرح شد ، تغییر جهتی محسوس در خصوص درمان انفرادی انسان ایجاد شد . یکی از مهمترین ارزش های روش سایکودراما در کار گروهی این است که شرایط لازم را برای ایفای نقش های مختلف و دریافت فیدبک برای اعضای گروه فراهم می آورد . سایکودراما باعث می شود تا اعضا در شرایطی قرار گیرند تا به یکدیگر بیشتر نزدیک شده و بدین طریق احساس انزوا و گوشه نشینی را در آنها کاهش می دهد و به عنوان یک نقطه عطف مهم  در درمان افراد گوشه نشین و منزوی و افسرده به حساب می آید . مورنو به جای اینکه از اعضا بخواهد تا در مورد امیدها و آرزوها و رؤیای خود صحبت کنند ، از آنها می خواهد تا احساسات و تجاربی را که دارند ، عیناً به نمایش بگذارند . نمایش روانی پیش درآمد بسیاری از گروه درمانی ها ، از جمله گشتالت و رویارویی به حساب می آید . مورنو در ساخت شخصیت افراد بر نقش های آنان تمرکز می کرد. روش سایکودراما می تواند به خوبی درمان فردی ، زوج درمانی و خانواده درمانی به کار رود .

شالوده مفهوم شخصیت از نظر مورنو به نقش افراد در ارتباط با یکدیگر اشاره دارد . مورنو که از نظر همکارانش یک آدم فعال ، خلاق ، پر انرژی و در عین حال نامنظم بود ، در سراسر دنیا سخنرانی می کرد ، مطالب زیادی می نوشت و می توانست در هر لحظه ، نمایش روانی را روی عده کثیری اجرا کند . با تعمق در دیدگاه های مورنو در خصوص تعامل میان فردی و کارهای وی در زمینه ابداع نمایش روانی می توانیم به این خصوصیات وی پی ببریم .