مروری بر تاریخچه روان درمانی

 

شناخت بیماری روانی به ۲۱۰۰ سال قبل از میلاد بر می گردد بابلی ها عقیده داشتند که علت بیماری روانی، تسخیر روح بیمار توسط شیاطین است ( وضعیتی که آن را با ترکیبی از جادو و دعا با گونه ای ترحم آمیز درمان می کردند )

اولین درمان اختلالات روانی که کم و بیش از آن اطلاع داریم بوسیله غارنشینان عصرحجر شناخته شد که در حدود نیم میلون سال سابقه دارد. جادوگران جمجمه را سوراخ می کردند و این قسمت باز شده ترفین نامیده می شد و ارواح خبیثه از آن خارج می شدند .

 
در فرهنگهای قدیم عبری بیماران روانی به عنوان تنبیه در برابر گناه تلقی می شد و آنان نیز برای درمان آن به جادو و دعا متوسل می شدند.

پس از آن ابتدایی ترین درمانها شامل روشهای بیرون راندن ارواح خبیثه بود که بوسیله دعا و نمازگزاران و یا جادوگران صورت می گرفت. این درمانها در مصر و یونان بوسیله کشیشها انجام می شد.

در سال ۸۶۰ قبل از میلاد در معبد آسکلیپوس در یونان روحانیون دعا می خواندند اما هنوز گرسنگی و شلاق زدن و به زنجیر کشیدن در مورد بیماران سرکش به کارمی رفت .

فیلسوفان یونانی به ویژه سقراط و افلاطون و ارسطو می گفتند که بیماری روانی از فرایندهای تفکر مختل ناشی می شود. وقتی مسیحیت در قرن چهارم استقرار یافت بار دیگر بیماری روانی به ارواح پلید و شیطانی نسبت داده شد.

در عصر طلائی یونان بقراط با تاکید بر روی فیثاغورث تاکید داشت که مغز مرکز اصلی فعالیت های هوش است و انواع اختلالات روانی را به سه طبقه تقسیم کرد .

کلیسا به سرزنش و شکنجه و اجرای احکام وحشیانه می پرداخت. حدود ۳۰۰ سال این وضع ادامه داشت. تا قرن ۱۸ بیماری روانی یک رفتار غیر منطقی تلقی می شد. از آن هنگام اشخاص مبتلا به بیماری روانی را به مرگ محکوم نمی کردند. در قرن ۱۹ یک نگرش انسانی تر و منطقی تری نسبت به بیماران روانی به وجود آمد که یکی از رهبران این رویکرد فیلیپ پینل پزشک فرانسوی می باشد. او زنجیر ها را از پای بیماران روانی گشود و به جمع آوری شرح حال بیماران روانی پرداخت. در خلال قرن ۱۹ دو مکتب فکری عمده در روان پزشکی وجود داشت: تنی و روانی. در مکتب تنی این عقیده وجود داشت که نابهنجاریهای رفتاری علت بدنی دارد. این مکتب با اندیشه های امانوئل کانت فیلسوف برجسته آلمانی حمایت می شد.

روان درمانی در ایران

روان درمانی از دوبخش تشکیل شده است که یکی روان و دیگری درمان می باشد. منظور از روان همان روح انسان است. بخش اول که همان روان یا روح است در قرآن مجید ۲۱ بار  تکرار شده‌است، و معانی متعددی دارد. از جمله: فرشته وحی(جبرئیل)؛ که به صورت «روح القدس» ( نحل، ۱۰۳ ) و «روح الامین» ( شعراء، ۱۹۳ ) به کار رفته‌است. فرشته‌ای که بالاتر از همه ملایک است، یا موجودی برتر از ملایک. ( قدر،  ۴ ) ( نبأ، ۳۸ ) ( معارج، ۴ و ۵ )  . روح مستقل از جسم در انسان(نفس انسانی): قرآن در آیات ۲۹ حجر، ۷۲ «ص» و ۹ سجده می‌فرماید: خدا پس از تکمیل خلقت انسان و نظام بخشیدن به آن، از روح خویش در آن دمید، و سپس به فرشتگان دستور داد بر او سجده کنند. بنابراین استفاده از واژه روان ( روح ) به قدمت خلقت بشر می باشد.

 وقتی در سیر تاریخی به روان شناسی اسلامی و فلسفه شرقی می نگریم، رازی، ابن سینا و مولانا را نیز می یابیم. تئوری مبتنی بر روان درمانی برای اولین بار در شرق میانه توسط رازی که پزشک فارسی و متفکر روانی بود توسعه پیدا کرد. همچنین بقراط روان درمانی علمی – تجربی را از پیش خبر داده بود.

افلاطون این نکته را روشن ساخت که بیماران روانی مسئول اعمال خود نیستند و نباید آنها را مجازات کرد. ارسطو نیز در رابطه با بیماریهای روانی از نظریه اخلاط چهارگانه که به وسیله بقراط ارائه شده بود تبعیت کرد .

در ایران تاریخ روانپزشکی قدمتی همچون طب دارد . در قرون وسطی که بیماران روانی را در غرب به بهانه ی جادوگری یا جن زدگی تنبیه یا شکنجه یا غل و زنجیر میکردند در ممالک اسلامی بخصوص ایران رفتاری انسانی با انان در پیش میگرفتند و با گیاهان داروئی ، عطریات ، موسیقی و روشهای مشابه مشاوره آنان را درمان کرده یا در آسایشگاههای خاصی نگهداری میکردند . رازی وابن سینا در کتابهایشان به اختلالهای روانی همچون مالیخولیا ، شیدائی ( مانیا ) و سرسام ( دلیریوم ) اشاراتی داشته اند . ابوعلی سینا در کتاب قانون خود توضیح داد که بعضی از بیماری‌های جسمی ناشی از اختلات هیجانی می‌باشد. کتاب وی به طور گسترده‌ای توسط درمانگران مسیحی و مسلمان مورد استفاده قرار گرفت.

به طور خلاصه می توان گفت که از نظر تاریخی تکامل روان درمانی از ۵ مرحله گذشته است. در اولین مرحله جادو نقش عمده ای به عهده داشته است و کاهنان و جادوگران اولین رواندرمانگران روانی بوده اند. در دومین مرحله جادو جای خود را به مذهب داد و در این زمان بر قدرتهای مابعد الطبیعه تاکید می شد. مرحله بعد فلسفی بود که در بین یونانیان آتن سوفسطایی هایی وجود داشتند که برای حل مسائل زندگی روشهایی را پیشنهاد می کردند. در چهارمین مرحله که بر اثر پیشرفت علم ظهور کرد از دارو استفاده می شد و دیدگاه جهان را نسبت به بیماری روانی تغییر داد. در محله آخر نیز روان درمانی با فروید روی کار آمد و اجزای اساسی نظام مطرح شده توسط فروید اساس شیوه روان شناسی معاصر را فراهم آورد  ( شفیع آبادی و ناصری،  ۱۳۷۸ ) .

روان شناسی به صورت یک علم مستقل و عمدتا آزمایشی از ترکیب اندیشه هایی از فلسفه و فیزیولوژی پیدا شده است. تولد این رشته بیش از یک قرن پیش و به طور عمده با کار ویلهلم وونت واقع شد که اولین آزمایشگاه روان شناسی را در سال ۱۸۷۹ در دانشگاه لایپزیک بنا نهاد .

تاریخ تاسیس اولین بیمارستان روانی در ایران و جهان

اولین بیمارستان روانی در سال ۱۵۴۷ در صومعه سنت مری در لندن توسط هنری ششم تاسیس شد که اسم این بیمارستان پس از مدتی به تیمارستان تغییر یافت. بیمارستان روانی دیگری نیز در سال ۱۵۶۶ در مکزیک سن هیپولیتو توسط برنادینو آلورس بنا شد.

در ایران ناصرالدین شاه پس از بازگشتش از سفری که به کشورهای غربی رفته بود تصمیم گرفت تا بیمارستانی در تهران دایر کند. او ناظم الاطباء، پزشک مخصوص خود را مامور تاسیس اولین بیمارستان تهران کرد. ناظم الاطباء در سال ۱۲۹۰ هجری قمری، اولین بیمارستان تهران و ایران را در میدان حسن آباد و در محله‌ای به نام هشت گنبد، تاسیس نمود.

این بیمارستان تا سال‌ها به نام “مریضخانه دولتی” نامیده می‌شد. پس از آنکه این بیمارستان شروع به فعالیت کرد، ناظم الاطباء به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد تا در این بیمارستان، پزشکان تربیت شده ایرانی به معالجه بیماران بپردازند. پس از آن و با موافقت ناصرالدین شاه، تدریس رشته طب در مدرسه دارالفنون پذیرفته شد و هر ساله تعدادی دانشجو، به منظور فراگیری دانش پزشکی وارد این مدرسه می‌شدند و بر اساس تعالیم ناظم الاطباء به فراگیری این دانش می‌پرداختند. این عده، همزمان در مریضخانه دولتی و تحت نظر پزشکان غربی به کارآموزی پرداخته و توانستند اولین نسل از پزشکان تربیت شده دارالفنون شوند.

 از سال ها قبل تا سال ۱۲۹۷ در بیمارستان دولتی ( محلی کنونی مرکز پزشکی سینا ) چند زیرزمین با درهای آهنی به بیماران روانی اختصاص داشت. در این سال در اثر حادثه ای این قسمت از بیمارستان دولتی جدا شد. و به شهربانی واگذار گردید. شهربانی نیز بیماران را به ساختمانی در باغ اکبر آباد انتقال داد و به این ترتیب بیمارستان تهران که مبدا تاریخچه روانپزشکی نوین ایران است به وجود آمد. در ساختمان ۲ طبقه نامبرده چندین اتاق ۲×۱ متر که فقط سوراخ های کوچکی برای روشنایی و نیازهای ضروری در آنها تعبیه شده بود وجود داشت که ۲۶ بیمار مرد و ۱۶ بیمار زن در آنجا نگهداری شده و توسط ۳ نفر پاسبان مراقبت می شدند. در سال ۱۲۹۹ تیمارستان به شهرداری واگذار شد و بودجه ای برای پرستار، لباس نظافت و غیره در نظر گرفته و غل و زنجیر به قفل های آهنی تبدیل شد. سردخانه در باغ شمالی ضمیمه تیمارستان شد. و تعداد بیماران به یک صد و پنجاه نفر رسید. از بدو تاسیس تیمارستان تا سال ۱۳۱۹ دکتر لقمان السلطان مسئول بنگاه تیمارستان بود.