از دست دادن و فقدان،بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی است و همه انسان‌ها به نوعی در زندگی شرایط قرارگرفتن در معرض مرگ و سوگواری را با کیفیت‌های مختلف تجربه می‌کنند و بسیار مهم است که چگونه با فرد داغدیده رو‌به‌رو شد و همدلی و همدردی کرد.

نوع از دست دادن و سوگ در میزان بروز واکنش‌های هیجانی اثرگذار است و چنانچه از دست دادن به دلیل مسائل جسمانی و بیماری لاعلاج و کهولت سن باشد به مراتب قابل پذیرش‌تر است، اما از دست دادن‌های نابهنگام و حادثه‌ای باعث ایجاد شوک در فرد می‌شود.

حادثه اخیر که برای کشتی نفتکش سانچی اتفاق افتاد نوعی از داغدیدگی است که استیصال و درماندگی روحی شدیدتری را به دنبال دارد، زیرا افراد از وضعیت سلامت یا فوت عزیزانشان مطلع نبودند و پس از اطلاع فشار روحی بیشتری را تحمل کردند.

در مرحله اولیه سوگواری، افراد واقعیت را انکار می‌کنند و باور نمی‌کنند چه اتفاقی افتاده است و در این مرحله فرد از لحاظ روحی از مکانیسم‌های دفاعی استفاده می‌کند.

پس از آن فرد درگیر عصبانیت و خشم می‌شود و حالت تدافعی به خودش می‌گیرد و تحمل شرایط برایش بسیار دشوار و طاقت‌فرسا می‌شود و سپس شروع به بحث کردن با اطرافیانش می‌کند و درک و پذیرش واقعیت برایشان بسیار دشوار می‌شود.

در مرحله آخر فرد به طور غیر معمول ساکت و آرام می‌شود، به نظر می‌رسد که به دنیای خودش فرو رفته است.

افسردگی شاید مرحله‌ای باشد که طی آن شخص شروع به پذیرش واقعیت می‌کند .

افسردگی در این مرحله می‌تواند ملایم یا شدید باشد و همچنین از نظر مدت زمان متفاوت است و اگر خیلی طولانی شود، لازم است تا مداخلات درمانی در مورد فرد صورت گیرد و در نهایت با گذشت زمان، او واقعیت را می‌پذیرد،البته نه به این معنی که از موقعیت پیش آمده راضی هستند، بلکه می‌پذیرند از دست دادن، غیرقابل تغییر است.

حضور کنار فرد داغدیده در شرایط سوگواری و همدردی به او بسیار کمک می‌کند تا احساس تنهایی نکند و در اتفاقاتی که به این شکل رخ می‌دهد، لازم است تا همدردی عمومی صورت گیرد و البته با توجه به این‌که خلق افراد بشدت پایین می‌آید، لازم است تا مدتی پس از اتفاق نیز افراد داغدیده تنها نمانند و به آنها کمک شود تا بتوانند به شرایط زندگی عادی برگردند و البته لازم است تا تخلیه هیجانی و ابراز غم صورت گیرد. همراهی جامعه نیز می‌تواند در کم کردن درد ناشی از سوگ کمک کننده باشد. پس از سپری شدن مراسم سوگواری توصیه می‌شود برای کودکان، از روایت درمانی، شناخت درمانی، گروه درمانی، رفتار درمانی و در صورت وجود علائم بالینی مانند بی‌خوابی مفرط و توهم و افکار آشفته از دارو درمانی استفاده شود تا فرد داغدار بتواند با فشارهای روانی مقابله کند و سرانجام به پذیرش و آرامش برسد.

دکتر مهرنوش دارینی

روان‌شناس و مشاور